رابطه شيرين عاطفي يک روی ديگر هم دارد

رابطه شيرين عاطفي يک روی ديگر هم دارد

عاطفه‌ام گم شده !

وقتى درست وسط يك رابطه عاطفى قرار گرفته‌ایم، اغلب حواسمان نيست داريم چه كار می‌کنیم و ممكن است چه زخم‌هایی به روان و حس دوست داشتنمان بخورد. در يك چنين رابطه‌ای حواس‌جمع‌ها كمتر در معرض آسیب‌های روحى قرار می‌گیرند. رابطه عاطفى يك روى ديگر سكه هم دارد كه بايد مراقبش بود.

چرا زخم می‌خوریم؟

به رسميت نشناختن مرزها :بعضى وقت‌ها دو طرف نمی‌دانند به كدام مرزها و ارزش‌های همديگر نبايد نزديك شوند. آن‌ها بدون اينكه بدانند و احیاناً بخواهند به هم ضربه می‌زنند و می‌روند دنبال كار خودشان اما گاهى هم هست كه دو طرف دقیقاً می‌دانند در چه كارهايى نبايد دخالت كنند. می‌دانند مرزهاى ممنوعه كدامند اما بی‌خیال اين حرف‌ها  می‌شوند و از هر مرز و حريمى می‌گذرند و اين دفعه خودخواسته به طرف مقابلشان ضربه می‌زنند.
به رسميت نشناختن اولویت‌ها: 
اولویت‌های آدم‌ها با هم فرق كند. وقتى هم كه دو طرف برايشان مهم نباشد كه اولويت طرف مقابل چه چيزهايى است، راحت ترا ز آنچه فكرش را بكنيد اولویت‌های هم را درو می‌کنند. وقتى الآن اولويت يك آدمى درس خواندن است و نمی‌تواند به جاى آماده شدن براى كنكور فوق‌لیسانس برود مهمانى، اصرار طرف مقابل و به‌ویژه تنها مهمانى رفتن او از سر قهر،او را دچار سرخوردگى می‌کند.

ندانستن زمان مناسب تغيير:
یک رابطه معمولاً سه فاز دارد؛ آشنايى، نامزدى و ازدواج. در دو فاز اول درنگ بيش از حد و احتمالاً عمدى يكى از طرفين باعث می‌شود طرف مقابل در شرايط نامشخصى قرار بگيرد. دو طرف در دوران آشنايى بايد بعد از مدتى يا جدا شوند يا وارد دوران نامزدى شوند و نامزدى هم بايد تا وقتى كه دير نشده به ازدواج منتهى شود دخترها در اين مورد دچار آسيب بيشتر و زخم‌های عمیق‌تری می‌شوند چون پسرها هزينه اجتماعى كمترى می‌دهند؛ مثلاً دختر وقتى بعد از سه سال نامزدى در ۲۷ سالگى از پسرى جدا شود، فرصت‌های كمترى براى انتخاب شدن دارد؛ در حالى كه پسر ۲۷ ساله با تجربه مشابه ، همچنان قدرت انتخاب بالايى دارد.

چه نکنیم؟

چند نمونه از كارهايى كه هنگام این اتفاق نبايد انجام بدهيم :

نقطه‌ضعف‌های طرف را فهرست كردن: آدم‌ها توى رابطه عاطفى- حتى وقتى در حال تمام شدن است- نقاط مثبتى از يكديگر در خاطر دارند و اشتباه بزرگى است كه همه اين تصاوير را تباه كنيم. هر آدمى حتى در زمان جدايى هم يك بهشت كوچولو از رابطه‌ای كه با طرف مقابل داشته براى خودش نگه می‌دارد. خراب كردن اين بهشت يكى از آن كارهايى است كه در زمان جدايى باعث زخم عاطفى می‌شود. وقتى وسط آن‌همه مشكل پاى نقطه‌ضعف‌های طرف مقابل را كه هيچ ربطى به دليل جدايى ندارد می‌کشیم وسط، يعنى برو و با  زخم‌های عاطفی‌ای كه برايت درست كردم خوش باش!

بی‌ارزش كردن لطف‌ها: بی‌ارزش كردن كارهاى خوبي كه در زمان خوشى بين دو طرف رد و بدل شده هم يكى از كارهايى است كه در زمان جدايى می‌تواند شما را به خطر بيندازد؛ مثلاً كادوى روز تولد او را به مسخره بگيريم. شكستن آن تصوير زيبا نتیجه‌ای ندارد جز ايجاد زخم عاطفى در روح كسى كه چنين تصويرى براى خودش دارد.

اسرار يكديگر را فاش كردن: عصبانيت، مجوزى براى بی‌اخلاقی نيست .اسرارى كه در نتيجه اعتماد بين دو طرف فاش شده بودند، تحت هيچ شرايطى نبايد فاش شوند. اسرارى كه روزى در شرايط گل و بلبل همین‌جوری بازگو شده بودند و وقتى از آن‌ها براى دل سوزاندن استفاده می‌شود، موجب جراحت روانى می‌شود. زخم‌های عاطفی‌ای كه در اثر اين رازگشایی‌ها به وجود می‌آیند، معمولاً باعث بی‌اعتمادی آدم زخم‌خورده به همه موجودات زنده دنيا می‌شوند.

چه بكنيم؟

۱٫زخم را بشناسيم: انكار مشكلى كه پيش آمده فقط باعث می‌شود دوباره و ده‌باره آن تجربه را تكرار كنيم. اما شناختن زخم و اشتباهى كه باعث به  وجود آمدن آن شده، به رشد آدم و التيام درد كمك می‌کند.

۲٫واقع‌بین باشيم:  واقع‌بین بودن و يادآورى اشتباهاتى كه کرده‌ایم لااقل اين مزيت را دارد كه يادمان می‌آید ما هم فرشته نبوده‌ایم و الآن هم به يك فرشته بی‌گناه ظلم نشده.این‌طوری بهتر می‌شود تبعات زخم را از بين برد.
۳٫خاطره بازى نكنيم: بعد از اينكه يك رابطه تمام می‌شود، چه بخواهيم و چه نخواهيم دچار يك سرى مشكلات روحى می‌شویم. در این مرحله خاطره بازى كردن و يادآورى موبه‌موی اتفاقاتى كه افتاده مشكلى را حل نمی‌کند و فقط باعث می‌شود دوران نقاهت طولانی‌تر شود.
۴٫رصد نكنيم: رصد كردن كسى كه رفته، خودمان را دچار فرسودگى می‌کند. رديابي طرف مقابل در شبکه‌های اجتماعى و جاهاى ديگر و موشكافى  درباره اينكه الآن در چه حال است ما را از واقعيت دور می‌کند. از دوستان مشترك و واسطه‌ها به‌نوعی كسب خبر كردن تنها موجب می‌شود به هم بريزيد.

۵٫جايگزين نكنيم: تا وقتى كه زخم‌های روحمان از رابطه قبلى هنوز تازه است، كار خطرناكى است كه رابطه جديدى را تجربه كنيم. سؤال اين  است كه كى می‌توانیم به پيشنهادهاى بعدى ازدواج پاسخ مثبت بدهيم؟از وقتى كه يادآورى خاطرات قبلى موجب دردهاى شديد نشود.