شروع به کار جدید

پرسش

+
1
-
تاریخ ثبت : 08 شهریور 1395
2,788  بازدید
خانمی 35 ساله هستم که 4 سالی است ازدواج کردم و پسری 2.5 ساله دارم. فوق لیسانس معماری از خارج از کشور دارم و سال ها در ایران و خارج در شرکت های خوب در سمت های بالا کار کردم ولی 3 سال اخیر شراکت خانوادگی ناموفقی در کار تولیدی داشتم که به دلیل شرایط کاری همسرم اونموقع تصمیم گرفتم واردش بشم . که الان که به گذشته بر میگردم میبینم درست تصمیم نگرفتم ولی این کار تجربه شرکت داری خوبی برای من شد . این 3سال مدام عذاب وجدام دور شدن از رشته مورد علاقه ام را داشتم و یکی از مهمترین دلایل اتمام شراکتم هم همین بود.الان تصمیم گرفتم که کسب و کار خودم را آغاز کنم و دفتر طراحی معماری بزنم،کاری که سال ها در انتظار فرصت مناسبی برای آن بودم. میدونم توانمندی های بالایی دارم و در طول سالهای کاری این را به خودم ثابت کردم. ولی یک چیزی ته دلم من را قبول نداره و میترسم از تبلیغ کار خودم. چطور میتونم جراتمندانه تر عمل کنم؟ الان واقعا به این نیاز دارم چون باید به زندگیم سوق بدم. همسرم یجورایی از نظر کاری به من وابسته است و از زمانی که ازدواج کردیم با هم داریم کار میکنیم ولی اگر من حرکت نکنم او هم نمیکنه. این موضوع هم در من ایجاد استرس میکنه. چه چیزی من را از محکم قدم برداشتن بازمیداره نمیدونم. خواستم ببینیم چطور باید با این آشوب درونیم مواجه بشم.

پاسخ پاسخگر

ویدا چیتگر
ویدا چیتگر
0
05 بهمن 1395 ساعت 10:52

خانم سما گرامی با سلام و عرض ادب

موفقیت شغلی آیتمی مهم است که شما در زندگی بارها تجربه اش کرده اید و از این بابت بهتان تبریک می گویم. مدتی از کار و رشته ی مورد علاقه تون فاصله داشته اید و قدری از این استرس برای شروع دوباره، طبیعی است. اما در حدی که آن را " آشوب درونی " توصیف کرده اید، می تواند علت هایی دیگر داشته باشد.

بخش عمده ای از آن ممکن است وابستگی همسرتان به شما در زمینه ی کاری باشد که این به تنهایی می تواند استرس زیادی برای شما ایجاد کند و بار مسئولیت اضافه ای را بر دوش خود احساس کنید ( گاهی سخت ترین و قدرتمند ترین زنان هم نیاز به  امنیت از جانب مرد خود دارند که در اعماق روانشان احساس کنند که اگر روزی من خسته شوم و بخواهم فقط " زن " باشم و " نقش های زنانگی " خود را داشته باشم، همه چیز روبه راه خواهد ماند).در 35 سالگی این نیاز روح شماست که این احساس امنیت را داشته باشید. در هر حال یک زن موفق ، زیر مجموعه هایی در شغل خود دارد که اگر یکی از این زیر مجموعه ها ، همسرش باشد ، این فی نفسه خلاف جهت آرامش و آسایش و رضایت از زندگی است. 

علت دیگر هم می تواند این باشد که هرگاه انسان کار جدیدی را می خواهد شروع کند، به دلایل مختف مثل ترس از شکست، ترس از مواجه شدن با شرایط غیرقابل پیش بینی، و ترس از دست دادن میزانی از امنیت فعلی ، .... می تواند استرس زا باشد که در این صورت شما می توانید با  محاسبات و بررسی های دقیق کاری که پیش رو دارید، درصد خطا را کاهش دهید و مهم تر از آن به خود " مجوز اشتباه کردن " را هم بدهید. وقتی از خود انتظار داشته باشید که بی نقص  و کامل باشید، سطح اضطراب و استرس خود را بالاتر می برید.

اگر برایتان مقدور است شرایط کاری را از همسرتان جدا کنید و اگر نه، مسئولیت بیشتری را به ایشان محول کنید البته نه به عنوان رئیس و مرئوس؛  بلکه تقسیم کاری که هر دو در ارتباط با آن نظر بدهید و شناخت و توانمندیهایتان ، در این تقسیم بندی لحاظ بشود. ( مثلا اگر شما درایده پردازی و طراحی کلی موضوع توانمندی بیشتری دارید و ایشون در اجرای قدم به قدم آن طرح ، توانمندند، این دو توانمندی در کنار هم می تواند سکوی پرتاپ فوق العاده ای را برایتان ایجاد کند)

 اعتماد یک زن به توانمندی های همسرش، " مردانگی " آن مرد را چندین برابر می کند و " زن " زیر سایه ی این " مرادانگی " آرام می گیرد.

با تشکر از اعتمادتان؛ پاسخگوی سوالات بعدی شما خواهم بود.

ویدا چیتگر - کارشناس ارشد روانشناسی - خانه ی توانگری

ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

نظر شما چیست ؟

جهت ثبت نظر ، ابتدا وارد سایت شوید یا ثبت نام نمایید

سوالات مشابه