رابطه از راه دور

پرسش

+
0
-
تاریخ ثبت : 22 مهر 1396
399  بازدید
3 سال با پسری که اروپا تحصیل میکنه در ارتباط بودم رابطه همکاری که مدتی بعد با پیگیری های ایشون ادامه دار شد ولی هر بار که من کلافه و بلاتکلیف از اینده این رابطه میپرسیدم با جوابای اکه هنوز معلوم نیست چقدر تزم طول بکشه مواجه میشدم . تمام روزایی خوب سال های گذشته با همین بلاتکلیفی گذشت وابستگی و حسام بهش با بلاتکلیفی کاریش جواب داده میشد . تو تمام این مدت کمک هاشو ازم دریغ نمیکرد اینقد گاهی پر رنگ بود حضورش مهربونیش و حمایتش که گاهی یادم میرفت نیست تموم کردن پایان نامم تا پیدا کردن شغلم هم کنارم بود.ولی تو 3 ماه گذشته همه چیز عوض شده از بکن نکن هاش خسته شدم از دوریش خسته شدم اینکه بعد 3 سال دارم میفهمم یه چیزایی راجع به خانوادش شوک کرده منو ما اختلاف فرهنگی عجیبی داریم که تو تمام این مدت با هوش زیادش نذاشت من متوجهش بشم و این دورم کرده ازش حرفاش بوی مرد سالاری تعصب بیش از حد و عقذه میده . حال تو اوج گرفتاری کاری و دفاعش ذیگه باهاش حرف نمیزنم .بعد از گفتن تمام حرف هایی که گفته بودم و به دلیل اختلاف نظر به نتیجه نرسیده بود. درمونده شدم که با حسی که هست و نیست و این رابطه چیکار کنم ؟

پاسخ پاسخگر

فاطمه علی اکبری
فاطمه علی اکبری
0
30 دی 1396 ساعت 14:07

درود بر شما شادی خانم

وقتی یک پیشامدی نامطلوب در زندگی ما ایجاد می شود توجه به علل آن و نوع رفتارهایی که خودمان داشته ایم که در نهایت باعث بروز آن پیشامد شده، می تواند کمک کند که از تکرار آن جلوگیری کنیم.

در نظر داشته باشید که علاقه و دلبستگی عاطفی، نیروی قدرتمندی است که در عین حال که می تواند حس مثبتی به ما بدهد قدرت ضربه زدن به ما را هم دارد. هر جدایی ای مانند از دست دادن یک عزیر دردناک و سخت بوده و احساسات شما قابل درک است. اما لازمست شما نوع سرمایه گزاری عاطفی خود را نیز مورد بازبینی قرار دهید. با توجه به توضیحاتی که داده اید، به نظر می رسد که برخی زنگ خطرها و هشدارهای رابطه را نادیده گرفتید. 

به این جملات خودتان توجه کنید:

  • من کلافه و بلاتکلیف از اینده این رابطه میپرسیدم با جوابای اکه هنوز معلوم نیست چقدر تزم طول بکشه مواجه میشدم
  • تمام روزایی خوب سال های گذشته با همین بلاتکلیفی گذشت
  • وابستگی و حسام بهش با بلاتکلیفی کاریش جواب داده میشد
  • حرفاش بوی مرد سالاری تعصب بیش از حد و عقذه میده .

شما در رابطه ای سرمایه گذاری روانی کرده اید که طرف مقابل دور از دسترس و بنا به فرمایش خودتان، بلاتکلیف بوده و دلخوشی شما به ابراز محبتهای ایشان بوده است و بدون اینکه چشم اندازی برای آینده رابطه در نظر بگیرید انرژی خود را صرف این رابطه نمودید. این تغییرات در نوع رفتار ایشان نیز یا ناگهانی نبوده و شما بخشهایی را با توجه به علاقه تان نادیده گرفتید، و یا اینکه اگر ناگهانی هم باشد نشان دهنده پایان رابطه است.

اینکه نوشته اید: بعد 3 سال... یه چیزایی راجع به خانوادش شوک کرده منو... ما اختلاف فرهنگی عجیبی داریم که تو تمام این مدت با هوش زیادش نذاشت من متوجهش بشم/ به نظر می رسد که شما خودتان هم پیگیر نکات مهم این رابطه نبوده اید و گرنه می توان با دقت به برخی ویژگی های رفتاری افراد (که بازتابی از پیامهای والدی درونی شده است)، به این مسائل پی برد یا دست کم به یک شناخت نسبی رسید که به قول خودتان باعث شوک نشود.

شادی عزیز، برخی روابط با توجه به مشخصه هایی که دارند از همان ابتدا نیز یک رابطه عاطفی محسوب نمی شوند و نمی توان انتظار خاصی از آنها داشت. پس بهتر است این رابطه را پایان یافته بدانید و به جای تردید داشتن و یا انتظار تصمیم گیری از سوی ایشان ، خودتان برای سرانجام این رابطه تصمیم بگیرید. ضمن اینکه تفاوت خانوادگی مسئله ای نیست که حتی در صورت تداوم و جدی شدن رابطه بتوان از آن چشم پوشی کرد. 

می توانید پایان یافتن رابطه را به طرف مقابل تان اعلام نمایید و بیش از این انرژی صرف نکنید تا بتوانید برای آینده خود برنامه ریزی کنید. همچنین شما می توانید بین یک رابطه شکست خورده، و فردی که شکست خورده تمایز قائل باشید. یک رابطه ناکام، کلیتی فراتر از جزء است و شما بخشی از این اتفاق بوده اید نه همه ی آن . با این حال هر زخمی برای بهبودی به مقداری زمان و شکیبایی نیاز دارد و نیز، بازبینی نکاتی که احتمالا آنها را نادیده گرفته بودید.


از اعتماد شما سپاسگزارم

علی اکبری-خانه توانگری طوبی

ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

پاسخ پرسشگر

01 بهمن 1396 ساعت 18:39
ممنون از شما.اینکه اشاره کردین به رفتار نامناسب من تو نتیجه که گرفتم درسته ولی تو 1.5 سال گذاشته بارها خواستم این رابطه رو تموم کنمش فکر میکردم دیگه مهم نیستم و اینده نداره رابطه با روشن کردن علت بلاتکلیفی و اینده که میتونیم داشته باشیم و نذاشت این اتفاق بیفته ومن هم چون دوسش داشتم بالاحره نرم میشدم.با توجه به درس دکتر شیری من الگوی استقلال بیش از حد رو توش مسبینم خودش رو عقب میکشه که احساساتش معلوم نشه ترس از توطعه داره از نظر اجتماعی هم نگران که کنار هم باشیم . منم مهر طلب بودم تو تمام این مدت متاسفانه .از لحاظ علمی و موقعیت اجتماعی وضعیت خیلی خوبتری نسبت یه یه جون 31 ساله داره و همین شاید گاهی خود شیفتش میکنه که بهتر از منه و بهتره فعلا چیز جدی از این رابطه ادم های زیادی ندونن.اوج گرفته از یه خانواده ضعیف هست و انگار هنوز داره یچگیشو جبران میکنه و و لذتی از موفقیت هاش نمیبره .رابطه همینطور که گفتم حزفی واسه گفتن توش نمونده ولی هنوز پی ام سردی بینمون هست . برخورد مناسب چیه ؟ هنوز اثر لطف هایی که تو زندگیم جدای رابطه عاطفی بهم کرده هست . اگه میدونستم ما که قرار نبود اینده ای داشته باشیم این همه وقت گذاشتن واسه پیشرفت کاری و چیزای دیکه من واسه چی بود کمتر گیج بودم الان و تکلیفم معلوم تر شاید !
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

نظر شما چیست ؟

جهت ثبت نظر ، ابتدا وارد سایت شوید یا ثبت نام نمایید

سوالات مشابه