ماندن در رابطه ممنوعة بإ علم خودم

پرسش

+
0
-
تاریخ ثبت : 11 مرداد 1397
192  بازدید
بإسلام دختر ٣٣ساله وكيل از يك خانواده معمولي پدر و نادر بازنشسته و ي خواهر دارم كوچكتر از خودم كه ازدواج كرده ،من بعداز دانشكاه با ي نَفَر از هم كلاسي هان بودم ويرعد از حدا شدن از ايشان اسيب حدي خوردم به نحوي كه يك ماه بستري شدم بخاطر علايم بيماري كه در نهايت تشخيص داده نشد و فقط كفتن ممكنه ريشه عصبي داشته بعد از اون قضيه درس ادامه و وكالت كردم تا ي روز با يكي از موكلا وارد رابطه اي شدم مه نقش ناحي و رابين عود بازي مردم و بعد از دوسال و نيم از ايشان جدا شدم ،با درد و اسيب روحي شديد امدم برا مدتي هلند و اينحا در دادكاه لاهه با اقايي كه از ايران انده بودن و متاهل بودن اشنا شدم و و در نهايت تا به خودم اومدم بسيار بهش وابسته شدم نزديك ٤دفعه كات ولي باز ادامه دادم با علم به اينكه ايشان متاهل فرزند داره و من فقط ميخوام كسي باشي در روز حند دقيقه باهاش صحبت منم و بضمنا ما از هم دور هستيم ايشلن تهران هستن من دكتر روانشناس و روان پزشك دارم و ايشان نظريات اين هست كه من اگر از اين رابطه لذت ميبرم و ارامش دارم ادامه ومرنه تموم ولي وقتي فكرش ميكنم هًيج كدوم ندارم تنهام نميخام باش نظر شماميخام بدون

پاسخ پاسخگر

زهرا محمدی
زهرا محمدی
0
11 مرداد 1397 ساعت 17:54

سلام

از اینکه به ما اعتماد کردید از شما ممنونیم.

مردی که بنا به هر دلیل وارد رابطه فرا زناشویی می شود یا قادر به متعهد بودن نیست یا اینکه اگر مشکلاتی با همسرش دارد قادر به حل مشکلاتش نیست و از شما به عنوان زنگ تفریح یا فرصتی برای تمدد اعصاب استفاده می کند. گاهی هم تنوع طلبی برخی از مردان سبب روی آوردن به چنین روابطی می شود.

اینکه شما از احساس تنهایی ناراحت باشید و تمایل به رابطه ی جدی تر داشته باشید امری طبیعی است ولی رابطه با مرد متاهل نمی تواند چاره ای برای این تنهایی باشد که خودتان هم نوشته اید نه آرامش تجربه می کنید و نه لذت

شما برای فرار از تنهایی و درمان زخم های احساسی و افسردگی ناشی از تجربیات تلخ گذشته به این رابطه پناه آوردید غافل از اینکه این راه تنها شما را درگیر مشکلاتی عمیق تر خواهد کرد. دوری راه مانع از پیشرفت رابطه نخواهد شد چراکه بعد از مدتی ملاقات حضوری، آرزوی هر دوی شما خواهد شد که برای رسیدن به آن هیچ سختی جلودار شما نخواهد بود. اگر نمی خواهید گرفتار چنین مسئله ای شوید باید هر گونه رابطه با ایشان را قطع کنید.

اینکه بعد از جدایی دچار بیماری شده اید کاملا طبیعیست دردی را که روان نتواند تحمل کند بدن جور آن را می کشد به همین خاطر فشارهای روانی باعث بیمارهای جسمی می شوند. میتوانید هر دو رابطه را بررسی کنید و ببینید چه چیزی باعث میشود رابطه ها به شکست ختم شود؟ علت رابطه اول را برای ما ننوشته اید در رابطه دوم اشاره کردید رابین هود و ناجی ایشان بودید آیا این سبک زندگی شماست که ناجی دیگران باشید، در رابطه های عاطفی به جای اینکه پارتنر طرف مقابلتان باشید ناجی هستید؟

وقتی ما ناجی زندگی دیگران می شویم و از نیازهای سالم خودمان در یک رابطه عاطفی میگذریم در ما خشم ایجاد میکند، ما آن خشم را تحمل میکنیم ولی بالاخره این خشم با یک محرکی بروز پیدا می کند و رابطه را تحت تاثیر قرار می دهد (درس غیرحضوری مثلث کارپمن بازی بین قربانی و جلاد و رابین هود را به خوبی توضیح داده است)

توصیه می شود سختی های ترک رابطه عاطفی را بپذیرید و از این رابطه بیرون بیایید.

اگر می‌ خواهید معنا و مفهوم عشق و زندگی را به خودتان یادآور شوید، فقط کافی است بدانید که در همچنین رابطه ای آن را پیدا نخواهید کرد.


با احترام

زهرا  محمدی

ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

نظر شما چیست ؟

جهت ثبت نظر ، ابتدا وارد سایت شوید یا ثبت نام نمایید

سوالات مشابه