چیکار کنم بهترین عمل و کاری که میتونم انجام بدم و اینکه ایا امکان برگشت هست

پرسش

+
0
-
تاریخ ثبت : 11 آبان 1397
48  بازدید
پدرشرکت داشتن متاسفانه ورشکسته شدن وبه علت برگشت چک به زندان افتادن و طلبکاران پدرم چون پدرم نیستن منو میشناسن و این بماند که چه مشکلاتی تواین راستا بااونا دست وپنجه نرم میکنم ازطرفی هم حدودسه سال پیش پسری ازمن خوششون میومدچون من ازشون بزرگتربودم ردمیکردم که اخرسر بااصرارحدود یکسا و نیم باهم حرف زدیم و واقعا پسرخوبی بودن و واقعا اونجوری که میگفتن عاشقم بودن ولی الان تو بدترین شرایط من ترکم کردن ازطرفی هم قبل ازتموم کردن رابطه با ایشون ما یه شرکت تعاونی داشتیم ثبت میکردیم که تو همین گیرو دار بدون هیچ دعوا و دلخوری و بخاطره این که الان نمیشد ازدواج کنیم و از طرفی هم ایشون پزشکی میخوندن و شرایط و درسشون جوری بود که گفتن به اینده من دارن لطمه میزنن و این که من سنم داره هی میگذره و ایشون احساس کردن منو دارن پاسوز خودشون میکنن رابطه عاطفی رو تموم کردن ولی ازطرفی هم ایشون و خواهرشون تو کارقراربا من شریک باشن و این که من میببنم ایشون مثل قبل نیست با من و تو شرایطی هستم که نمیتونم تو خونه ناراحتی و بار مشکلی و دردی که تو دلم هست رونشون بدم دارم اب میشم همش میخندم روحیه میدم ولی خودم داغونم و واقعانیازدارم با کسی حرف بزنم و کمک بخوام مارابطه مثل سابق نداریم فقط درحد این مدارک و وسایلی نیاز باشه رابطه داریم و از طرفی میگم اگر نمیخوان میتونن شراکتمون هم بهم برنیم چون باعث اذیت هردوتامون میشه ولی قبول نمیکنن و از طرفی چون از پسرای بودن که افراد زیاد منتظر رابطه ما بودن بعد از بهم خورد دختر خانومی بهشون پیشنهاد میده و به گفته دوست صمیمی این اقاکه بهم گفتن بخاطره فراموش کردن من بااین خانوم ارتباط برقرار کردن من نمیدونم چیکار کنم مشکلات خودم و خانوادم ماجرای شراکتم و عاطفیم و امکان برگشت هست

پاسخ پاسخگر

فاطمه علی اکبری
فاطمه علی اکبری
0
15 آبان 1397 ساعت 13:39

درود بر شما

علاقه و دلبستگی عاطفی، نیروی قدرتمندی است که در عین حال که می تواند حس مثبتی به ما بدهد قدرت ضربه زدن به ما را هم دارد. هر جدایی ای مانند از دست دادن یک عزیر دردناک و سخت است؛ به خصوص اگر یکی از طرفین با ترک ناگهانی دیگری مواجه شده و به نوعی غافلگير شود.

گاهی اوقات برخی از افراد در زندگی ما حضور دارند اما این حضور به معنای بودنِ دائمی نیست. حتی اگر علاقه و دلبستگی ای هم ایجاد شود تضمین کننده ماندن افراد نیست.

به سن ایشان و سایر ویژگی های این آقا اشاره ای نکرده اید ولی مسائلی که درخصوص رابطه شما اتفاق افتاده و اتمام رابطه از سوی ایشان نشان می دهد که این آقا بنا به هر دلیلی آمادگیهای لازم برای یک رابطه عاطفی را نداشته و ضمناً این آقا اگر واقعا خواستار شما بود در شرایطی که شما با بحران مواجه بودید به جای ترک ناگهانی در کنار شما می ماند که نوع رفتارش در این شرایط نشاندهنده عدم بلوغ شخصیتی در ایشان است. ایشان حتی توضیح درستی هم به شما نداده و جملاتی گفته که نهایتاً سبب می شود خود دخترخانم مجبور شود از رابطه بیرون بیاید.

آنچه که لازمست شما بپذرید تا بتوانید بحران حال حاضر را مدیریت کنید اینست که این رابطه از سوی ایشان تمام شده و ایشان بنا به هر دلیلی با فرد دیگری نیز رابطه برقرار کرده. جملاتی مانند: الان نمیشد ازدواج کنیم... ایشون احساس کردن منو دارن پاسوز خودشون میکنن... گفتن به اینده من دارن لطمه میزنن و جملاتی از این دست، نشان دهنده مهر و محبت یک پسر نیست بلکه نشان می دهد نسبت به رابطه سرد شده و تمایلی به طرف مقابل ندارد.

در خصوص نوع ارتباطات درخانواده و شرایط مالی تان بعد از ورشکستگی پدر توضیحی نداده اید ولی در صورت امکان می توانید درباره مسئله شغل و شراکت از کمک خانواده بهره مند گردید. مثلا تا زمانی که دوره سوگ را بگذرانید کارهایی را که شما را در ارتباط با ایشان قرار می دهد به افراد قابل اعتماد خانواده بسپارید. به هر حال غیر از مسئله شکست عاطفی، شما با مشکل مالی و بحرانهای پس ازآن نیز مواجه بوده اید که لزومی ندارد بار این چالش زندگی را فقط شما به دوش بکشید.

توجه بفرمایید که شما احساسات منفی خود را مدیریت خواهید نمود نه خاطرات را. خاطرات یک فرد، در کنار ما خواهند بود زیرا به هر حال آن آدم بخشی از زندگی و عمر ما را به خود اختصاص داده است. مهم این است که یادآوری احتمالی آن روزها در آینده، احساس خاصی در شما ایجاد نکند که بر عملکرد کنونی تان تاثیر بگذارد.


از اعتماد شما سپاسگزارم

علی اکبری-خانه توانگری طوبی

ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

پاسخ پرسشگر

15 آبان 1397 ساعت 16:28
سلام و وقت بخیر و تشکر از پاسخ شما.در مورد سن اقا پسر از من سه سال کوچکتر هستن..و در مورد همکاری گرفتن از خانواده برای شراکت چون برای کار نیاز به پیراپزشکی و پزشکی دارم امکان کمک گرفتن ندارم..و اون اقا هیچ کدوم از مشکلات جدی منو نمیدونستن فقط در حد همین بهشون گفته بودم که اگر بگم از مشکلاتم شاید شکسته بشم یا قرار نیست که تو ریز مشکلات من باشن..تا الان خیلی خوب تونستم خودم و احساس خودمو کنترل کنم و تا جایی که تونستم انرژی مثبت به خودم دادم ولی الان فقط از اینده و تو بلند مدت رابطه ای که الان منو ایشون تو کار داریم رو نمیدونم چی میشه در اینده..و اینکه امکان جایگزین کم هست و خود ایشون هم اصرار به ادامه کار و همکاری با من رو دارن حتی به خاطره سربازی خودشون تو شراکت حذف شدن ولی خواهرشون هستن میگن من تو اینده بعد از سربازی جز شرکا خواهم بود..من کلا از رفتار و فکر ایشون اصلا نمیتونم سردربیارم و اینکه ایشون خیلی درصد کمی وجود داره که بخواد به من صدمه ای بزنه ولی با این وجود واقعا موندم تو کارم برای اینکه گاهی با خجالت و کم رویی مجبورم زنگ بزنم و مدارک بخوام و این باعث کند شدن کار منم میشه..من بهترین رفتاری و بالغانه ترین رفتاری که میتونم نشون بدم چیه؟؟
ممنونم از وقتی که میزارید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

پاسخ پاسخگر

فاطمه علی اکبری
فاطمه علی اکبری
0
19 آبان 1397 ساعت 15:32

سلام دوباره

علت اینکه نوشته اید نمی توانید از رفتارهای ایشان سردربیاورید، عدم پذیرش اتمام رابطه از سوی شماست.

البته این اتفاق به طور ناخودآگاه می باشد که شناخت شما از خودتان و کنترل عواطف و احساسات تان می تواند به شما کمک کند که ضمن گذراندن دوران سوگ پایان رابطه و نیز مشکلات شخصی که با آن مواجه بودید در صورت مواجهه مجدد با ایشان، متحمل آسیبی نشوید.


شادی گرامی، یک آقاپسر 23 ساله نمی تواند مورد مطمئنی برای یک رابطه عاطفی باشد زیرا بلوغهای لازم را ندارد. پس رفتار ایشان را به حساب وجود مشکل در رفتار خودتان نگذارید و استرس به خودتان راه ندهید.


البته با توجه به شرایطی که نوشته اید، حق دارید احساس تنش داشته باشید ولی بهتر است با واقعیتهای شرایط تان مواجه باشید نه آنچه که گذشته و یا اتفاقات ناخوشایندی که شاید هرگز پیش نیایند. 


یک رابطه ی پایان یافته حتما روزهای خوبی داشته که دلتنگی ها بیشتر مربوط به آن لحظات است و البته قابل درک است. اما انتظار می رود شما در دهه سوم زندگی تان بتوانید ذهن و احساس خود را به نحوی مدیریت کنید که با پذیرش تمام شدن رابطه و عدم تحلیل رفتارهای مبهم ایشان، بتوانید برای آینده کاری و عاطفی خود برنامه ریزی نمایید. با توجه به توضیحاتی که در مورد خودتان داده اید، این توانمندی در شما وجود دارد، اما لازمست خودتان نیز این بخش مثبت تان را ببینید و باور کنید و از آن استفاده نمایید.


پس اگر مجبور به گفتگو با ایشان شدید، رفتارتان رسمی و درحد رابطه کاری باشد و به جای انتظار کشیدن برای ضربه ای از سوی ایشان که شاید هرگز هم بر پیکره روان شما وارد نشود به فکر مسائل کاری و آینده عاطفی خود باشید.


علی اکبری

ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

پاسخ پرسشگر

19 آبان 1397 ساعت 23:26
سلام وقتتون بخیر
من واقعا از شما متشکرم و همونطور که گفتید تا هفته سوم من دچار ابهام و شوک و سوگ قطع ارتباطی که داشتم بودم و الان واقعا با انرژی و روحیه و امید به هدف و اینده خودم برنامه ریزی میکنم و جلو میرم و البته هر از گاهی دچار دلتنگی میشم ولی سعی میکنم زود جلو پیشرفت و عواملی که باعث اتفاق افتادن چنین حالی رو بهم میده رو بگیرم...با تمام مشکلات پیش رو که پشت سر گذاشتم میدونم که اینده فوق العاده ای در انتظار من خواهد بود
من نیاز داشتم به وجود ادمهای مثل شما که من هر چی تشکر کنم کم هست و جبران زحمت نخواهد کرد خدا بهتون فروان خیر و خوبی و عزت بده همین🌼
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

نظر شما چیست ؟

جهت ثبت نظر ، ابتدا وارد سایت شوید یا ثبت نام نمایید

سوالات مشابه