برای برگردوندن باور طرف مقابلم نسبت به خودم که از بین بردم چه کاری باید انجام بدم؟؟

پرسش

+
0
-
تاریخ ثبت : 12 آبان 1397
52  بازدید
سلام
من 1/5 سال که باشخصی به نام میلاد وارد رابطه شدم. رابطمون از طرف میلاد تو ماههای اول هربار به دلیلی مدام قطع و وصل میشد و من وقتی برمیشگت زود میپذیرفتمش و هربار باهاش صحبت میکردم که اینکارو نکنه که خیلی اذیت میشم اماباز تکرارمیشد
تابعدچندماه که خسته شدم ،اینبارکه تموم کرد منم رفتم باخشم و عصبانیت واردرابطه دیگه ای شدم تادیگه برنگردم سمتش
اما رابطمه ام باشخص جدیدهنو درحد صحبت دوستانه بود و همزمان میلاد باهام صحبت میکرد که رابطمونودرست کنه
ومن میخواستم که برگردم به میلاداما خشمم زیادبود نسبت به کاراش ونتونستم برگردم بهش وازطرفی هم نمیتونستم بهش بگم که دارم واردرابطه جدیدمیشم.
خودش اینو متوجه شد وکلی تلاش کردم که خودم اعتراف کنم پیشش وبعدش پذیرفت و دلش شکشتو رفت
امامنتظرم نشست که برگردم.بعد 42روز اومد و من که رابطمو بااون ادم یک روز قبل از اومدنه میلاد بصورت خیلی منطقی و بدون هیچ بحثی تموم کرده بودم پس دوباره برگشتم به میلاد
امامیخواست که اون ادم هیچ جایی از زندگینم نباشه
البته که نبودو نیس برای من تموم شده اون ادم
و هرباری که شروع میکردیم رابطمونو یه چیزی پیدامیکرد که بهمش میریخت و بحثمون میشد و رابطمون کات میشد و بعد یه مدت برمیگشت و دوباره ازم قول میگرفت که ردی نباشه ازگذشته وشروع میکریدم باهم
منظورم از رد اینه که هیچ عکسی از اون ادم نبایدهیچ جامیبود. یکبارمیگفت ازهمه جابلاکش کن،یه بارمیکفت بهش پیام بده باهاش بدحرف بزن وتوهین کن(البته بعدش میگفت نکن اینکارو)یه بارمیگفت باهمه دوستای مشترکتون قطع کن رابطه تو
یامیگفت تواینستاگرام عکساشوپاک کن یاتو لپتاپت هرچی داری چراپاک نکردی ومن همه ایناروانجام دادم
اما هیچکدومشون باورشو برنگردونده
راهی هس که بتونم باورشوبرگردونم؟

پاسخ پاسخگر

الهه دهقانیان
الهه دهقانیان
0
14 آبان 1397 ساعت 17:22

با سلام واحترام

باتوجه به مطالبی که عنوان کردید ودر نهایت سوالی که پرسیدید بهتر است قبل از هر چیز به چند نکته توجه فرمایید،اینکه در هر رابطه ای اختلاف نظر وجود دارد وممکن است این روابط پایدار نباشند طبیعیست اما عکس العمل افراد در هنگام وجود مشکل در رابطه ونحوه واکنش به آن بسیار حائز اهمیت است ، همان طور که خودتان گفتید میلاد چندین مرتبه رابطه را قطع کرده وبا پذیرش مجدد شما وابراز ناراحتیتان مبنی بر اینکه اینکار ایشان ،شما را اذیت میکند ، اینکار مجددا تکرار میشده وباعث ناراحتی وافزایش خشم درونی شما میشده  . بنابراین اصول رابطه درست ،در رابطه شما حاکم نبوده وبا توجه به میزان ناراحتی شما، شما هم  از سر خشم اقدام به رفتاری اشتباه میکنید و بلافاصله وبرای انتقام از میلاد وارد رابطه دیگر میشود وتمام این اتفاقات بعد از یکی دوماه  شما را به رابطه قبلی باز میگرداند اما بهاضافه مشکل جدید یعنی بی اعتمادی میلاد . اما اینکه باوجود شناختی که از میلاد داشتید چرا دوباره با او وارد رابطه شدید کمی قابل تامل است ، چرا که یکسری از افراد هستند که وقتی میروند شما دلتان نمیخواهد هیچ وقت برگردند ، چون طوری شما را میشکنند که آسیبش تا مدتها در شما باقی می ماندولی این سوال پیش می آید پس چرا دوباره اورا پذیرفتید؟ بسیاری از افراد اسم آن را عاشقی میگذارند اماغافل از اینکه آنها تنها وابسته او بودند، بنابراین شاید این مسله در مورد شما هم مصداق داشته باشد.

نکته دوم اینست که بسیاری از افراد وارد رابطه ای میشوندکه هر لحظه به خاطر کار کرده ونکرده متهم به میشوند وسعی در اثبات صداقت خود دارند ، این افراد مانع پیشرفت شما میشوند وهمین طور فرصت هایی که ممکن است داشته باشیدرا  از شما میگیرند ودر نهایت راضی کردن این افراد بسیار پیچیده است چرا که یک شریک عاطفی خوب رابطه را تبدیل به یک بازی پیچیده نمیکند و برای حل کردن دغدغه های ذهنیش عکس العمل های غیر منطقی نشان نمیدهد .

نکته آخر اینکه در هر حال و رابطه ای به خودتان عزت واحترام بگذارید وبه قیمت فراموش کردن خودتان رابطه را ادامه ندهید.

با سپاس از اعتماد شما

الهه دهقانیان

خانه توانگری طوبی

ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

نظر شما چیست ؟

جهت ثبت نظر ، ابتدا وارد سایت شوید یا ثبت نام نمایید

سوالات مشابه