ايا با فردي كه مطلوبم نيست ازدواج كنم

پرسش

+
0
-
تاریخ ثبت : 12 آبان 1397
122  بازدید
دختر ٤٠ ساله. دكتراي مهندسي، كارخوب و سمت بسيار بالا. درامد خوب، خونه و ماشين . خانواده فرهنگي بدون سابقه طلاق يا مشكلات خاص ديگر..٤خواهر هستيم . اولي و سومي مزدوج
دو بار عاشق شدم از ٣٠ سالگي به بعد هردو از اول معلوم بود آدم ازدواج نيستن ولي باورشون كردم. هربا ر ترميم زخمهام خيلي طول كشيد
قد بلند، اندام، تيپ و چهره خوب .نه خيلي خوشگل ولي انقدر كه تو هر جمعي توجهات رو به خودش جلب كنه
از ويژگي هاي اخلاقي كه بقيه ميگن و خودم قبول دارم: صبور، آرامش دارم و آرامش ميدم، قابل اعتماد، سخت كوش، فروتن ولي جدي و محكم كم حرف بسيار انعطافپذير.موفقيت هام رو با تلاش و صبوري بدست اوردم نه با مبارزه و رقابت.واقعا اهل جنگجويي مبارزه دروغ تظاهر ريا خودپسندي و خودخواهي نيستم
قبلا خواستگار زياد داشتم ولي از هيچكدوم خوشم نيومده و خواستگار مطلوب تا الان نداشتم شايد به دليل كمال طلبي افراطي ناشي از تله بي ارزشي، شايد جذب آدمهاي نادرست ميشم. ولي شايد فقط شانسشونداشتم
به تازگي مستقل زندگي ميكنم و شرايط نسبتا مناسب دارم. قبلا دوستي هاي كوتاه زياد داشتم كه معمولا با انواع مختلف خيانت به من تموم شده با اينكه من اهل دعوا، گير دادن يا توقع بالا نبودم. الان تنهاام.
دلم ميخواد ازدواج كنم چون:
-ازاينكه بهم بگن پيردختر ميترسم.
-از تنها موندن و شديد شدن افسردگيم ميترسم. (بعد از تموم شدن دومين رابطه عاشقانم كمي افسردگي دارم اما از رفتارم كسي متوجه نميشه)
-بچه ميخوام.
سوال: كدام را پيشنهاد ميديد:
١-با يكي از خواستگاراي فعليم كه علاقه لي بهش ندارم و فاصله زيادي با مطلوب من داره ازدواج كنم
٢- بچه بدنيا اوردن برام مهم نيست فقط يه دختر ميخوام پس يه بچه رو به سرپرستي بگيرم
٣-باز هم همينطور صبر كنم

پاسخ پاسخگر

فاطمه علی اکبری
فاطمه علی اکبری
0
15 آبان 1397 ساعت 10:58

درود بر شما شبنم گرامی

توضیحات شما را خواندم؛ دغدغه های شما درباره مجردی تان قابل درک است.

اما نکته مهمی که اشاره ای کوتاه به آن داشته اید و گذر کرده اید نوع ارتباطات شما و افرادی است که با آنها رابطه داشته اید. نوشته اید کسانی وارد زندگی تان شدند که می دانستید آدم ازدواج نیستند ولی ادامه دادید و ضربه خوردید و ترمیم زخمها طول کشید. حال سوالی که مطرح می شود این است که چه دلیلی وجود داشته به رابطه هایی دل می بستید که می دانستید هدف مورد نظرتان (ازدواج) در آن تامین نمی شود؟ شما در نامه تان به این مسئله نیز اشاره کرده اید که رابطه هایی داشته اید که با خیانت طرف مقابل تمام شده. به نظر می رسد این پیشامدها ریشه مشترک در روان شما داشته و ربطی به نداشتن شانس ندارد. اینها می تواند نشانه هایی از تله رهاشدگی را نیز مطرح کند. وقتی این طرحواره در روان شما فعالیت می کند شما وارد رابطه هایی می شوید که در نهایت یا ترک تان کنند یا با خیانت مواجه شوید. بنابراین بهتر این است که ابتدا نسبت به حس های خود آگاهی داشته باشید تا بتوانید دلیل رابطه های ناموفق خود را بدانید و از تکرار مسائلی که ترمیم روانی آن برای شما سخت است جلوگیری کنید.

توجه بفرمایید:

• همه ما حس ها و حساسیت هایی داریم که در مواقع مختلف فعال می شود. حساسیتهای خود را بشناسید مثلاً ترس از تنها ماندن یا رهاشدن. شناخت احساسات باعث می شود از تکرار مسائلی که سبب ورود شما به رابطه های نافرجام می شود جلوگیری کنید و یا اگر چنین فردی در زندگی شما پیدا شد بتوانید مسئله را مدیریت کنید (ادامه ندادن رابطه با فردی نامناسب که فقط فرصتهای شما را خواهد گرفت).

• مسیری را که روابط شما به موفق نبودن و آسیب دیدن شما منجر شده چک کنید. این رابطه ها حتما زنگ خطرهایی هم داشته که شما از آنها غفلت کرده اید.


• نوشته اید که خواستگار زیاد داشته اید ولی مطلوب تان نبوده اند. طبیعی است که هیچ فرد ایده آلی وجود ندارد ولی برای یک ازدواج خوب ابتدا باید خودتان و خواسته ها و اولویتها و انتظارات تان را بشناسید تا بدانید از زندگی مشترک و همسر آینده چه می خواهید. آیا از خواسته های خود باخبر بوده اید و بر این اساس خواستگار رد می کرده اید یا انتظار فردی بی عیب و نقص و کامل داشته اید؟


• نگرانی شما برای مجرد بودن با توجه به بازه سنی تان و فشارهایی که حتما با آنها مواجهید قابل درک است. اما اگر اصلی ترین دلیل ازدواج شما فرار از برخی حرفها باشد نمی توانید انتخاب درستی داشته باشید. توجه داشته باشید که اگر همان راهی را بروید که سالها رفته اید به همان نتایجی خواهید رسید که در این سالها رسیده اید.


• در مورد خواستگاری که دارید نیز لازمست به دقت ایشان را چک کنید تا بتوانید تصمیم مناسب بگیرید. شاید مطلوب نبودن ایشان به این دلیل است که شما شناخت دقیقی از خواسته های خود ندارید. ابتدا چک کنید چه چیزهایی برایتان در اولویت است تا اگر حداقلهای خود را در ایشان یافتید بتوانید مسئله را مدیریت کنید. چک کنید که خواستگارتان برای شما جذابیت جنسی دارد؟ چنانچه تصور رفتن در آغوش چنین مردی برای شما مقداری مطلوبیت هم داشت می توانید ادامه دهید. یعنی سایر ملاکها را چک کنید. ببینید از لحاظ فرهنگی؛ اقتصادی، اجتماعی، مذهبی و تحصیلی تناسب دارید؟ منظور از تناسب، شباهت کامل نیست بلکه بدین معناست که سبک زندگی شما در این موارد با ایشان در تضاد نباشد و تفاوتها سبب دو شیوه زندگی کاملاً متفاوت نگردد.


• در مورد سرپرستی کودک نیز می توانید مسئله را از مراجع مربوطه مثل بهزیستی یا کمیته امداد پیگیری نمایید. ولی قبل از آن بهتر است دلیل این خواسته تان را بدانید تا نسبت به انجام آن اقدام آگاهانه داشته باشید.


• مطالعه کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید نوشته جفری یانگ خدمت شما پیشنهاد می شود.


از اعتماد شما سپاسگزارم

علی اکبری- خانه توانگری طوبی

ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

نظر شما چیست ؟

جهت ثبت نظر ، ابتدا وارد سایت شوید یا ثبت نام نمایید

سوالات مشابه