نداشتن اعتماد

پرسش

+
0
-
تاریخ ثبت : 13 آبان 1397
67  بازدید
42 سالمه و در 35 سالگی با همسرم که 2سال کوچکتر از من بودند آشنا شدم که با اطلاع خانواده من 1سال و نیم طول کشید و به نظر من اشتراک و علاقمندی زیادی با هم داشتیم در دوره آشنایی به داشتن رابطه ایشون با خانومی شک کردم که با مراجعه اون خانم به من و گفتن حرفایی منجر به یقین شد امااز طرف همسرم داشتن رابطه عاطفی انکار شد و اصرار داشتن در حد یک دوستی اجتماعی بوده وبا یک فاصله کوتاه رابطه ما با پیشنهاد ازدواج ادامه پیدا کرد و با علاقه زیاد من باور توضیحاتشون این ازدواج سر گرفت به لحاظ شغلی و مالی موقعیت من کمی بهتر بود و با تقدیم همه داشته هام زندگیمون با یک مهمونی ساده خانوادگی و بدون مراسم شروع شد.سهم بیشتری از هزینه های شروع زندگی رو بدون داشتن من و ما و رسوم متداول انجام دادم و چند ماه بعد از ازدواج با کمک خانوادم و پس انداز من و ایشون موفق شدیم خونه ای بخریم که با وجود پرداخت 70%رقمش توسط من ایشون به دلیلی بدون اطلاع قبلی کامل به نام خود زدند بازم مشکلی نداشتم تا در حین اسباب کشی به منزل جدید و اوج سعی و علاقمندی من متوجه ارتباطشون با دخترخانم دیگه ای شدم که قابل انکار هم نبود و فقط ادعا کردند در حد گفتگو و چت بوده بعد از اون دیگه کاخ آرزو و علاقه و اعتمادم فروریخت با واسطه گری دوستان و شروع جلسات مشاوره زندگیمون ادامه پیدا کرد تا الان.در حالت کلی مشکل خاصی نداریم اما ایشون تغییر خلق های طولانی مدت زیاد دارند شاید چند ماه که بینمون سکوت برقرار میشه و در جواب اعتراض من میگن یه مشکل درونی و احساس پوچی از جانب خودشونه و متاسفانه منم دچار حساسیتهایی شدم مثل اینکه چرا من رمزتبلت و موبایلش رو نباید بدونم یا حتی گاهی باارتباطش با اطرافیان و گاهی یک دغدغه ذهنی مسموم

پاسخ پاسخگر

فاطمه علی اکبری
فاطمه علی اکبری
0
18 آبان 1397 ساعت 23:57

درود بر شما

مسئله لغزش و خیانت همسر، برای روان هر فردی مسئله ای دردناک است. قابل درک است که شرایط روحی خوبی نداشته باشید.

شما در دورانی که قرار بوده با ایشان ازدواج کنید نیز چنین رفتاری را از همسرتان دیدید و احتمالاً به امید اینکه دیگر تکرار نشود از آن گذشتید. اما چنین مسائلی را نمی توان نادیده گرفت بلکه بایستی حل کرد. وقتی خیانت می بینید و می بخشید در واقع فرصت اینکه طرف مقابل با هزینه رفتارش روبه رو شود را می گیرید.

نکته بعدی، حمایتهای مالی شما از همسرتان و مشخص نبودن مسائل اقتصادی بین شما و همسرتان است. وقتی می فرمایید 70% هزینه خرید خانه با شما بوده و هیچ سهمی از منزل ندارید، این نشان می دهد که نوع ارتباط شما و همسرتان حالت بالغانه ندارد. 

نوشته اید که مشکلی با این مسئله ندارید اما وقتی شما دارید این مسئله را اینجا عنوان می کنید یعنی اتفاقاً با این قضیه مشکل داشته اید اما به خودتان اجازه ابراز نارضایتی نداده اید. عدم ابراز چنین ناراحتی هایی سبب از بین رفتن آن نمی شود بلکه یک احساس خشم در شما ایجاد می کند که چون شما مجال ابراز صحیح ان را به خودتان نداده اید، این خشم پتانسیل آسیب به روابطتان را خواهد داشت. به ویژه درخصوص همسری که به شما وفادار نیز نبوده است.

مورد مهم دیگر دیدن لغزشهای همسرتان در ادامه، نوع رفتار ایشان است که صمیمیت زناشویی در آن دیده نمی شود. توجه بفرمایید که اعتماد از ارکان اساسی زندگی مشترک است که پایه ریزی آن توسط هر دو طرف انجام می شود نه با وساطت دوستان و...

تحمل چنین رفتارهایی از سوی شما نشان می دهد که احتمالاً اعتماد به نفس کافی ندارید و در چنین مواردی تله هایی مانند رهاشدگی و بی ارزشی در روان شما وجود دارد که به طور ناخودآگاه فعالیت کرده و سبب آسیب به شما خواهد شد. اگر بخواهید به همین صورت به زندگی تان ادامه دهید با همین مواردی که تاکنون مواجه شده اید، مواجه خواهید شد. بنابراین ضمن اینکه تا وقتی تکلیف شرایط کنونی شما مشخص نشده، بچه دار شدن توصیه نمی شود بهتر است برای اینکه بتوانید تصمیمی مناسب برای شرایط زندگی خود بگیرید، به یک درمانگر به صورت حضوری مراجعه بفرمایید.


آموزش غیرحضوری "شخصیت سالمتر من"  نیز خدمت شما پیشنهاد می شود.


از اعتماد شما سپاسگزارم

علی اکبری- خانه توانگری طوبی

ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

پاسخ پرسشگر

20 آبان 1397 ساعت 12:40
سلام و درود ممنون از توجه و پاسخ شما . در مورد نابالغانه بودن رابطه خودم و توجیهات اون زمان شکی ندارم و بعد از آشنایی با مطالب آقای دکتر حسرت نا آگاهی و رفتارهای گذشته خودم رو دارم . با این وجود الان و بعد از گذشت چند سال از اون موضوعات باید بگم به غیر از همون نوسانات گاه و بیگاه ایشون رفتار کلی همسرم خوبه و در مرحله های که پیش مشاور میرفتیم و حدود یکسال طول کشید به نظر همکاری داشتن الان مشکلم اینه: آیا اون موضوع حل شده است یا خیر؟ چطور میتونم پی ببرم و مطمئن بشم ؟ و گاهی که دچار احساسات بد میشم مطرح کردنش با ایشون درسته یا خیر ؟ آیا این یادآوری و بیان دغدغه ذهنیم به ایشون ،مخرب اوضاع بهبود پیدا کرده فعلی نیست؟ در مورد بچه دار شدن همسرم مخالف 100% هستند و منم با توجه به شرایط اصراری به این موضوع نداشتم . در مورد مسائل اقتصادی در ابتدا مشکلی نداشتم اما بعد اون اتفاق بله دارم و بیانش هم کردم اما حتی درخواست و یا چطور مطرح کردن موضوع مشخص شدن حدود مالکیتم برام سخته و میدونم این موضوع اشتباه منه چون از کودکی درگیر زشت یا خوب بودن بیان مسائل مادی بودم.
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

پاسخ پاسخگر

فاطمه علی اکبری
فاطمه علی اکبری
0
23 آبان 1397 ساعت 13:58

سلام و ممنون از توضیحات تان

بدیهی است که حسرت خوردن سودی نخواهد داشت. البته خوبست که اشتباهات خود را بالغانه ببینید ولی بهتر است برای تغییر مواردی که مطلوب تان نیست تلاش کنید.

  • شما از روی رفتارهای کنونی همسرتان می توانید چک کنید که مسئله حل شده یا خیر؟ آیا آنچه که مطلوب شماست در این رابطه وجود دارد؟ برای تغییر چه کاری می توانید انجام دهید؟ آیا خواسته های خود را همسرتان مطرح کرده اید؟
  • برای درخواست؛ جمله خود را با "من" شروع کنید و درخواست تان را مطرح نمایید: من آدمی هستم که فلان مورد را ترجیح می دهم؛ نظر شما چیست؟ توجه بفرمایید که گفتگو کردن بالغانه می تواند سوءتفاهمات را برطرف کند.
  • نوشته اید مسئله مالی را با همسرتان مطرح کرده اید؛ واکنش ایشان چه بوده؟ چه دلیلی را برای لحاظ نکردن سهم شما در مسائل مشترک مالی بیان کردند؟
  • شما به عنوان یک انسان بالغ که دستاوردهای اجتماعی خوبی داردحق دارید از  حقوق خود دفاع کنید و درخواست های خود را مستقیماً بیان نموده و در ارتباط نیز حد و حدود و خط قرمزهای خود را مشخص کنید. نیازی نیست که همیشه همه افراد پیرامون ما از ما راضی باشند یا بخواهید خودتان را نادیده بگیرید که اصطکاکی پیش نیاید. خواسته های خود را مطرح نمایید.


مطالعه کتاب "مهرطلبی" نوشته هریت بریکر و ترجمه مهدی قراچه داغی؛ و نیز "زندگی خودرا دوباره بیافرینید" نوشته جفری یانگ و ژانت کلوسو خدمت شما پیشنهاد می گردد.


bookimg_220_15545.jpg101479.jpg


با احترام-علی اکبری

ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

نظر شما چیست ؟

جهت ثبت نظر ، ابتدا وارد سایت شوید یا ثبت نام نمایید

سوالات مشابه