چه انتخابی انجام بدم که در آینده پشیمون نشم ؟

پرسش

+
0
-
تاریخ ثبت : 14 آبان 1397
101  بازدید
سلام .وقتتون بخیر
حدود 4 سال پیش با یکی از همکلاسی های دانشگاهم دوست شدم که بعد دو سال به خواستگاری اومدن. خانواده من گفتن 6 ماه نامزد باشین ولی کسی متوجه نشه .البته از خانواده ایشان همه اقوام اطلاع داشتن و به نامزدی اومدن ولی خانواده ما به جز برادرم و خانواده همسرش کسی نبود.با تشریفات کامل مراسم نامزدی برگزار شد. بعد 5 ماه ما رفتیم شهرشون (کرج) تا مثلا بیشتر آشنا بشیم .اونجا یکسری حرفها پیش اومد که همه از دست هم ناراحت شدن و در راه برگشت ایشون به من گفتن به خاطر رفتار مادرت من دیگه نمیخوام با تو ازدواج کنم . خونداده من مطلع شدن و بعد تماس با پسرخاله ایشون به این نتیجه رسیدن که واقعا این آقا قصد ازدواج با من را نداره(پدر و مادر شون فوت کردن و ایشون تنها زندگی می کنند) . بعد چند ماه ما دو نفر رابطه مون دوباره برقرار شد و بعد یکسال دوباره دایی ایشون با من تماس گرفتند و گفتند تصمیم تون چیه ؟ خانواده من هم گفتند چون تو این مدت از طرف اونها هیچ خبری نشده دیگه حق نداری باهاش ازدواج کنی .بعد کلی حرف و داد و بیداد گفتن تا بعد محرم و صفر صبر کن تا ببینیم چی میشه .الان هم میگن بیاد اراک ما اجازه میدیم ازدواج کنی ، تو نباید کار و سابقه ات را بخاطر ایشون از دست بدی و بری جایی که هیچکس منتظرت نیست .بهش میگم بیا اراک میگه تا الان سر هیچ قولت نموندی که بگم بخاطر من فلان کار را کرده یا از من دفاع کرده من اونجا نمیام ولی هر شهری بگی میرم واسه زندگی که فکر نکنی به خانواده ام وابسته ام. میگه من هیچ علاقه ای به مادرت ندارم چون به من بد کرده ، من با تو مشکلی ندارم ولی خانواده ات را نمیتونم ببخشم چون میتونستن جای پدر و مادر من باشن ولی منو جلوی فامیلم خرد کردن.ولی من دوستش دارم نمیدونم باید چه کنم

پاسخ پاسخگر

الهه دهقانیان
الهه دهقانیان
1
18 آبان 1397 ساعت 16:47

مریم عزیز سلام

نامه تان را خواندم ومتوجه شدم در چه شرایط سختی قرار دارید ، از طرفی علاقه به خواستگارتان واز طرف دیگر خانواده تان  که مجبور به انتخاب هستید ، ولی باتوجه به نوشته تان چند نکته را مد نظر قرار دهید، اول اینکه به نظر میرسد ایشان  برای مسائل ومشکلات پیش آمده از طرف خانواده تان شما را مقصر میداند وشما را به خاطر کاری که انجام نداده اید متهم کرده اند وتنهایی به این نتیجه رسیدند که به رابطه تان پایان دهند و زمانی هم که خانواده تان متوجه شدند شخص دیگری( پسر خاله ایشان) در این مورد پاسخگو بودند وبعد از یک سال مجددا نه از طرف ایشان که ازسمت داییشون پیشنهاد ادامه ارتباط داده شده ، اگر بخواهیم بالغانه به این  جریان نگاه کنیم ردی از رفتار بالغانه در مورد خواستگارتان در طول این مدت دیده نمیشود چرا که فرد بالغ  احساسات وعواطفش را به درستی میشناسد وآنهارا درست وبه جا ابراز میکندبرای حل مشکلات پیش آمده حرف میزند ، دیگران را محکوم نمیکند، پیغام نمی فرستد ، مسؤلیت رفتارش را به عهده میگیرد ، زمانیکه علاقه مند میشوند آزادی دیگران را تباه نمیکنند واسارت ایجاد نمیکندوشما را مجبور به انتخاب نمیکند چرا که منطقی نیست که به خاطر ازدواج این درخواست را داشت که خانواده مخصوصا پدر ومادر را نادیده گرفت ، حتی اگر شما به شهر دیگری هم بروید تا زمانیکه این اختلافات وجود داشته باشدوایشان به نقش خودشان هم در این ماجرا پی نبرند وسهمشان را در گذشته پیدا نکنند و به بخشش اعتقادی نداشته باشند شما نمیتوانید احساس خوشایندی را تجربه کنید .

نکته دوم اینست که یکی از موضوعات بسیار مهم در زندگی مهارت ارتباطی درست است یعنی دیگران را همانطور که هستند بپذیریم وبدانیم همه مجموعه ای از نقاط ضعف وقوت هستندومشکلاتشان را درک کنیم ، به جا همدلی کنیم وتواناییحل مسله داشته باشیم وبتوانیم در زندگی مشترک برای حل مشکلات با یکدیگر حرف بزنیم وبا یکدیگر به راه حل برسیم ولی اگر زوجین همدیگر را مقصر بدانند باهم حرف نزنند زندگی مشترک دوام چندانی نخواهد داشت.

پیشنهادم به شما عزیز اینست که قبل از ازدواج به مشاوره پیش از ازدواج بروید وبا در نظر گرفتن نکات بالا ونظر مشاور مناسبترین تصمیم را بگیرید.

با سپاس از اعتماد شما

الهه دهقانیان

خانه توانگری طوبی

ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

نظر شما چیست ؟

جهت ثبت نظر ، ابتدا وارد سایت شوید یا ثبت نام نمایید

سوالات مشابه