پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

بدقولی نامزدم

پرسش

تاریخ ثبت : 23 آبان 1397
168  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
درود.31 سالمه.بدلیل سخت گیری در ازدواج تا بحال مجردم.و برای حل مشکل رفتارهای وسواس گونه و عدمرضایت از زندگی به روانکاو مراجعه کرده ام.نامزدم دچار مشکلاتی هست که به همون دلایل چند بار بهم زدم و دوباره با عذرخواهی و اصرار خانواده ها قبول کردم و الان دوباره به تمام شدنش فکر میکنم..مهمترین موضوع اینه که باهاش یکی نمیشم.حسم باهاش خوب نیست و گاهی اوقات توی شرایط خوب و بدون دعوا حسم خوب میشه.36 سالشه و زودرنجه،زود قضاوت میکنه و زود عکس العمل منفی نشون میده و باعث میشه خیلی از هم دور بشیم چون توی لحظه فرصت دفاع نمیده و وقتی صحبت میکنیم رفتارش از روی غروره و باعث میشه نتیجه خوبی بدست نیاریم.گاهی اون مقصره ولی بازم طلبکاره.زمانی عذر خواهی میکنه و میپذیره که جونم و به لبم رسونده و میفهمه بریدم.بی منطق و بی انصاف میشه و توی چند تا موضوع مختلف که شرایط خوبی نداشتم و نیاز داشتم کنارم باشه خانوادش رو اولویت قرار داد و بعد از اون هم باز طلبکار من بود که چرا همراه اون نشدم مثلا روزی که قرار بود با خانوادش بریم مسافرت درون شهری خواهر من یهو رفت اتاق عمل و انتظار داشت ما باهاشون بریم و هچنین اتفاق های بدتر و رفتارهای بی منطق تر هم بعدا ازشون دیدیم و پدر و مادرم (تحصیلکرده و استاد دانشگاه هستن) کاملا در مورد بی منطقی ایشون به من حق دادن اما رفتارشون با نامزدم عوض نشد.این در حالیه که رفتار نامزدم کاملاعوض میشه بخاطر قضاوت و زودرنجی.علاقم بشدت معمولی که توی مشاجره ها تبدیل به تنفر میشه .بدقول هم هست.نکات مثبتش دست و دلباز بودن و اهل کار و پیشرفت اقتصادی بودن وهمکفو اعتقادی.سخت گیر نیست تو مواردی. بهم علاقه داره .قبلا عقد ناموفق داشتمو از بالا رفتن سنم و مجرد بودن واقعا نگرانم ممکنه کمکم کنید

مهمترین سوال :

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

مونا گوشه
مونا گوشه
27 آبان 1397 ساعت 08:52

سلام دوست گرامی

نامه شما را خواندم، متوجه شدم که درگیر رابطه عاطفی پرچالشی هستید، در ابتدای نامه خود عنوان کردید که سختگیری و مشکل های رفتاری وسواس گونه مانع از ازدواج شما تا به این لحظه شده است. از طرفی مورد موقعیتی ( در مورد عمل خواهرتون ) که مطرح کردید و انتظاری که ایشان داشتند به گفته شما تا حدی مسائلی که شما به عنوان بی منطقی و زودرنجی مطرح می کنیدرا روشن کرد.

منظورتان از سختگیری و رفتارهای وسواسگونه چیست دقیقا؟

در مورد نامزدتان هم آیا اینگونه فکر می کنید که دارید با حساسیت بررسی می کنید؟ یا شواهدی برای تایید بی منطقی و قضاوتگری و زودرنجی  ایشان دارید؟

مواردی که شما مطرح کردید نشان از وجود مشکل ارتباطی و رفتاری می دهد و بهتر است حتما قبل از ازدواج به یک زوج درمانگر مراجعه کرده و این موارد را در حضور متخصص برطرف کنید. چرا که می تواند برا ی ادامه مسیر شما مشکل ساز شود.

دقت کنید که همه آدمها نقاط مثبت و منفی را با هم دارند و شما در نهایت با یک ارزیابی و سبک سنگین کردن به این نتیجه می رسید که برایند این موضوع این است که این فرد برای ازدواج مناسب است یا خیر و پیشنهاد می کنم که حتما در حضور یک متخصص در حوزه زوج یا مشاوره پیش از ازدواج این ارزیابی و جمع بندی را انجام دهید بعد تصمیم نهایی را بگیرید.

و در نهایت دقت کنید که یکی از دلایلی که تحت هیچ شرایطی نباید به خاطر آن ازدواج کرد " ترس از مجرد ماندن " است. چرا که اگر براساس این ترس بخواهید ازدواج کنید چشمتان را بر روی حقایق ممکن است ببندید و زمانی چشم باز کنید که کمی دیر شده باشد.

درست است که با بالا رفتن سن شما ممکن است موقعیت های ازدواج کمتر شوند ، اما این به این معنی نیست که با هر شرایطی تن به ازدواج دهید چرا که صحبت یک عمر زندگی مشترک است.

فکر می کنم که  بسته های دروس غیر حضوری " ازدواج مثبت " می تواند برای شما موثر و مفید باشد.

از اعتماد شما متشکرم

مونا گوشه - خانه توانگری طوبی


معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

پاسخ پرسشگر

28 آبان 1397 ساعت 12:49
سلام مجدد خانم گوشه عزیز.من قبلا سوالی با تیتر عنوان(معمولا برایم جذاب نیست)در اوایل نامزدی مطرح کرده بودم و جواب شما رو دریافت کردم.بسته ازدواج مثبت رو گوش دادم.در کنار سخت گیری های قبلی ام مدتیه که خیلی بهتر عمل میکنم و در مورد نامزدم مطمئنم که بی منطقی از طرف ایشون هست و هر کی جای من بود بعد از سه اتفاق شبیه به هم که توی هر سه تاش یه رفتار متوقعانه از کسی ببینن دلخور میشن و بی منطقی رو نمیتونم بپذیرم.در واقع بی علاقگی به این نپذیرفتن به شدت دامن میزنه و از این میترسم که گذشت در زندگی منی که همه به عنوانی ه آدم مهربون و دلسوز یشناسنش معنا پیدا نکنه.چرا که موجودیت حسی من این آدم رو نمیپذیره...من آدمی هستم که از اکثر تصمیماتم پشیمون میشم.و میدونم که اگر شرایط بهتری برای ازدواج پیش نیاد از رد کردن ایشون هم پشیمون میشم و به خوبیهاش فک میکنم.کاملا توی یه قفس گیر کردم و راهی برای نفس کشیدن پیدا نمیکنم.در عین اینکه دارم زندگیمو میکنم و به فعالیت های مورد علاقم میپردازم همیشه موضوع ازدواج به ته دلم چنگ میزنه و دل خونم میکنه.
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

پاسخ پرسشگر

28 آبان 1397 ساعت 12:54
سخت گیری های سالهای قبل برای انتخاب بود و کوچکترین ایراد باعث رد کردن خواستگار ها میشد.اما سخت گیری الان یعنی اینکه اتفاق های تلخ از یادم نمیره و بنابراین سرد میشم با طرف مقابل.نمیتونم گذشت کنم و یا حتی ببخشم.برای وسواس و کمال طلبی هم دارم سعی میکنم بهتر باشم اما در مورد نامزدم نمیتونم شاید چون اون علاقه لازم وجود نداره وقتی ازش دلخورم هیچچچچ حسی منو به سمت پیش بردن رابطه یا حتی مشاوره رفتن نمیکشونه
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سوال شما با موفقیت ثبت شده است و پس از بررسی درمانگر پاسخ خواهیم داد

سوالات مشابه