پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

عدم شفافيت معضلى بزرگ پس از طلاق

پرسش

تاریخ ثبت : 10 آذر 1397
101  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
با سلام، من ٤١ ساله داراى يك فرزند دختر ١٢ ساله هستم از هزار توى دادگاه خانواده دو ساليست كه خلاص شده ام موفق شدم طلاق و حضانت فرزند ( عدم صلاحيت پدر) و بخشى از مطالباتم رو بگيرم . فراز و نشيب ها رو يكى پس از ديگرى گذرونده ام ولى نيرومندم . دختر من دانش آموز بىيكى از مدارس برتر غير انتفاعى تهران در منطقه ١ هست. من هميشه براى اينكه مدرسه متوجه اين موضوع نشود كه دخترم فرزند طلاق هست اين موضوع رو مخفى كرده ام.پدر دختر من فردى بى مسوليت هست كه هيچ گونه حضورى در اين ١٢ سال نداشته و نداره. بار سنگين مسووليت رو پذيرفته ام و مسوولانه شرايطم رو تغيير دادم . من به شدت زمزمه ى ذ هنى دارم كه ايا مدرسه متوجه جدايى من و پدر فرزندم بشود يا خير؟ گاهى ميخوام با شفافيت مطرح كنم چون عدم حضور پدر رو اونها كاملا متوجه هستند ولى مجددا چون نميخوام اعتبار دخترم خدشه دار بشه منصرف ميشم. اخيرا مدرسه من رو خواسته اند و مطرح كرده اند كه اين خلا كاملا در رفتار دخترم مشهوده خواسته اند كه وقت بيشترى رو با پدرش بگذرونه ولى متاسفانه ايشان و بى كيفيتش در پدر بودن داستان هزار و يكشب هست كه ... من جدا مستاصل هستم و بسياو تحت فشار. از انجايى كه از خانواده ى سرشناسى در تهران هستم از جهنمى كه با انتخاب خودم (البته بيست سال قبل ) ساهته بودم بيرون اومده ام و ده شال هست كه زندگى جديدى براى خودم ساخته ام بسيار دست تنهام ولى همچنان نيرومند👊🏼👊🏼 مرسى از اين كانال و شما كه هر روز ازتون انرژى ميگيرم زندگى سخته ولى پيچيده نيست ☺️🌺🌺ارادت 🤚🏼

پاسخ پاسخگر

فاطمه علی اکبری
فاطمه علی اکبری
28 آذر 1397 ساعت 14:29

درود بر شما

طلاق هیچگاه تصمیم ساده ای نبوده است. به ویژه با توجه به برخی مسائل اجتماعی و قانونی که بانوان بیش از آقایان در جامعه با آنها مواجه هستند می توان درک کرد که شما با چه چالشهایی مواجه بوده اید. جدایی از همسر و پایان دادن رابطه ای که سودی برای شما نداشته، نشان می دهد که شما برای آرامش روان خود و فرزندتان و نیز برای سرمایه عمرتان، ارزش زیادی قائل بوده و با یک تصمیم جراتمندانه، به چنین شرایطی خاتمه داده اید.

توجه بفرمایید که نوع نگاه ما به مسائلی که در درون زندگی ما وجود دارد تعیین می کند که دیگران چه نگاهی به مسائل ما داشته باشند. به نظر می رسد نوعی انکار و حالت خشم نسبت به این مسئله در شما وجود دارد که در محتوای نامه تان به چشم می خورد (من هميشه براى اينكه مدرسه متوجه اين موضوع نشود كه دخترم فرزند طلاق هست اين موضوع رو مخفى كرده ام... پدر دختر من فردى بى مسوليت هست كه هيچ گونه حضورى در اين ١٢ سال نداشته و نداره... گاهى ميخوام با شفافيت مطرح كنم... اما چون نميخوام اعتبار دخترم خدشه دار بشه منصرف ميشم...)

در واقع اگر هم همسر سابق شما فردی بی مسئولیت بوده، مسئله ای است که به ایشان باز می گردد نه شما. وقتی شما از رابطه ای بی فرجام خارج شده و مسئولیت فرزندتان را نیز پذیرفته اید نشان می دهد که یک انتخاب نادرست را تا پایان ادامه نداده اید و در برابر فرزندتان نیز احساس مسئولیت می کنید، پس دلیلی ندارد که بخواهید جدایی را مخفی کنید. در نظر داشته باشید که این مخفی کاری شما نه فقط به نفع فرزندتان نیست بلکه به شدت به روان او آسیب می زند. پیامی که دارید ناخودآگاه به فرزندتان می دهید این است: جدایی من و پدرت انقدر بد است که باید مخفی بماند و کسی نباید بفهمد تو فرزند طلاق هستی. 

  • آیا تاکنون چک کرده اید که جدایی شما و پدرش تا چه اندازه برای فرزندتان قابل پذیرش بوده؟ توجه بفرمایید که فرزندان طلاق، از واکنش والدین نسبت به طلاق و احساس منفی والدین نسبت به هم بیشتر ضربه می خورند تا از خود فرآیند طلاق. بنابراین نوع واکنش شما با توجه به اینکه سرپرستی فرزندتان با شماست و طبعاً وقت بیشتری با شما می گذراند بسیار اهمیت دارد.
  • خواهرگرامی، طلاق والدین، اعتبار فرزند را خدشه دار نمی کند؛ البته با توجه به برخی دیدگاههای کلیشه ای درباره طلاق و فرزندان طلاق، نگرانی های شما به عنوان یک مادر قابل درک است اما بهتر است که در صورت لزوم، کلیات این جدایی را با مسئولین مدرسه فرزندتان مطرح کنید و از خدمات مشاوره ای درون مدرسه بهره مند گردید. نیازی به بیان جزئیات نیست فقط به طور کلی شرایط را توضیح دهید.
  •  بهتر است که با فرزندتان نیز در این مورد گفتگو کنید و روش کنار آمدن با این قضیه را شرح دهید. البته که نیازی نیست در هر جا و هر شرایطی توضیح در مورد مسائل خصوصی زندگی تان دهید اما مخفی کاری با حفظ حریم شخصی فرق دارد. مثلا می توانید به دخترتان بگویید در هر خانواده بین زن و شوهر اختلافاتی پیش می آید، در مورد من و پدرت به صورتی بود که ادامه زندگی مشترک امکانپذیر نبود...نوع اختلافات ما به گونه ای بود که درکنار هم بودن ما، آسیب بیشتری به تو می زد تا جداشدن ما. با این ادبیات و جملاتی از این دست به فرزندتان نشان می دهید که جدایی شما وهمسر سابق تان ارتباطی به رابطه او با شما یا پدرش نداشته و همچنان فردی ازشمند برای هر دو شماست.
  • اطراف خود را با آدم هایی پر کنید که احساسات مثبت و نگاه درستی به زندگی دارند و با صبر و حوصله به حرف های شما گوش می دهند. بسیار مهم است که در بیان احساسات درونی خود و افکاری که در مغزتان پرسه می زنند احساس راحتی داشته باشید. باید سعی کنید راحت باشید و برای مورد قضاوت قرار گرفتن از طرف آنها هیچ نگرانی نداشته باشید.همچنین به این مسئله نیز دقت بفرمایید که همه اطرافیان ما دلسوز و خردمند نیستند پس به هر حرف و سخنی نباید بها داد. شما ثابت کرده اید که توانایی یک زندگی جراتمند را دارید.
  • زمانهایی را به گفتگو با فرزندتان اختصاص دهید، درد دلها و خواسته هایش را بشنوید و برای رسیدگی به آنها تلاش کنید. در حین درد دل کردن می توانید به نیازهای او پی ببرید. ممکن است رفتارهایی که مسئولین مدرسه دخترتان با شما مطرح کرده اند ناشی از همین آگاه نبودن شما به خواسته های باشد.
  • معمولاً زوجین در هنگام طلاق نسبت به هم خشم و حتی نفرت زیادی دارند. دقت کنید که به دلیل خشمی که نسبت به همسرتان دارید، ناخودآگاه سبب دوری دخترتان از پدرش نشوید. دخترتان حق دارد با پدرش نیز دیدار داشته باشد مگر اینکه پدرش اصلاً تمایل به دیدن فرزندش نداشته باشد.

مراجعه حضوری به یک رواندرمانگر خدمت شما پیشنهاد می شود.


از اعتماد شما سپاسگزارم

علی اکبری-خانه توانگری طوبی

ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سوال شما با موفقیت ثبت شده است و پس از بررسی درمانگر پاسخ خواهیم داد

سوالات مشابه