پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

خودمحورى و لجاجت نوجوان

پرسش

تاریخ ثبت : 12 آذر 1397
88  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
عرض ادب، من پس از ده سال دوران پر رنج موفق شدم كه خودم رو از جهنم زندگى قبلى نجات دهم . ١١ سال پروسه ى طلاقم طول كشيد هنوز هم همچنان بخش مطالبات ماليش باقى مانده دو سالى كه هست كه پدر فرزندم هم ملاقاتى با دخترم نداشته كه البته ايشان به علت اعتياد صلاحيت لازم رو نداره و ارتباطات پر از ابهامى با خانمهاى ناشناسى داره كه من صلاح نميدانم اجازه ى ملاقات بدم با توجه به اينكه هزينه ها هم تقريبا ٩٠ درصد به عهده ى من هست. زندگى جديدى از نو ساخته ام و حضانت دختر ١٢ ساله ام رو دارم. پس از گذراندن روزهاى پر تنش به ارامش رسيده ام ولى اخيرا دخترم وارد مرحله ى پيش بلوغ شده و رفتارهاى خودمحورانه و پر از مقاومتش صبر زيادى ميطلبه. به هيچ وجه اجازه نميده من وارد اتاقش بشم و جمله ى 'دوست دارم' اين كار رو انحام بدم رو انقدر زياد استفاده ميكنه كه اخيرا موجب خشم من ميشه. به خودم ميگم كه شايد من اقتدار كلفى ندارم كه به راحتى احازه ى بى احترامى به من رو به خودش ميده . اين گفتارهاى همراه با بى احترامى دخترم خيلى من رو تحت فشار قرار داده هر چه به خودم ميگويم كه ' خودى' در كار نيست كه بهم بر بخوره ولى گويا انتظار احترام رو نميتونم نداشته باشم آن هم پس از اينهمه رنج و سختى كه به خاطر ارامش و اسايش اون كشيدم.به خاطر يك انتهاب غلط جوانيم رفت! ممنون از حمايتهاى شما

پاسخ پاسخگر

الهه دهقانیان
الهه دهقانیان
15 آذر 1397 ساعت 21:03

با سلام واحترام

نامه تان راخواندم ومتوجه آسیب های شما ومسائلتان شدم اما همان طور که طلاق به شما ضربه زده است  به صورتی دیگر باعث آسیب به دخترتان هم شده وباتوجه به سنشان که دوره نوجوانیست ودوره ای است که فقط آرامش وملایمت را میپذیر د بنابراین هرگونه راهنمایی زمانی از جانب ایشان مورد قبول واقع میشود که با ملایمت وبدون سرزنش وانتقاد منفی صورت پذیرد.از آنجایی که مطمئنا دنبال رابطه خوب با دختران هستید پس باید اصولی را رعایت فرمایید : به طور مثال شنونده خوبی برایش باشید( بدون قضاوت وبا تمام وجود به حرفهایش فقط گوش کنید، تماس چشمی با وی داشته باشید)، برای نظرات وی ارزش قائل باشید وتوجه داشته باشید که دیدگاهی متفاوت از شما نسبت به دنیا دارد.این نکته را مد نظر قرار دهید که دخترتان هم قد شماست ودیگر آن دختر کوچک دیروز نیست که مطیع شما بوده بنابراین باید با او طوری رفتاری کنید که با دوست صمیمیتان رفتار میکنید به طور مثال هیچ کس با داد وفریاد از دوستش خواسته ای را مطرح نمیکند.مورد دیگر اینکه باید بدانید فرزند شما در سنی است که دیگر علاقه مند نیست تمام وقتش را با شما بگذراندوترجیح میدهد که بیشتر با همسالانش در ارتباط باشد .

مهمترین مسئله در مورد نوجوانان اینست که آنها محتاج توجه اند که باید با چاشنی محبت والدین همراه باشدکه اگر از سوی شما تأمین نشود این نیازش را در جای دیگر واز هرکس دیگری مطالبه میکند. همه ما میدانیم که نسل امروز نسل به اصطلاح« نازک نارنجی» هستند ، درجه حساسیتشان بالاست ،با هر کنایه ای ، بی توجهی ای، با هر طرد شدنی ترک برمیدارند. در ضمن بسیاری از رفتارهای والدین عزیز که از سر دلسوزی وبا هدف تربیت نوجوان صورت میپذیرد خشونت عاطفی محسوب میشود مثلا: قهر کردن، طرد کردن، محبت مشروط،که باعث ناامنی نوجوان میگردد..

درجایی از نداشتن اقتدار کافی خودتان گفتید اما لجاجت دخترتان به احتمال زیادشایددلایل دیگری داشته باشد به طور مثال کمرنگ دیدن نکات مثبتش از سمت شما، یا مقایسه او با دیگر همسالانش یا اینکه از مسائل ومشکلاتی که داشته اید برایش گفته اید و از انتظاراتتان که از وی دارید ویا نداشتن رابطه صمیمی بین خودتان.در هر صورت نوجوانان با والد همجنس خود رابطه خیلی خوبی ندارندصبور باشید وبا برقراری رابطه صمیمی سعی در ترمیم رابطه تان کنید . اما توجه داشته باشید هرچقدر هم که شما در جریان پروسه طلاق اذیت شده اید وبابت آرامش دخترتان تلاش کرده اید دلیلی بر این نمیشود که او تمام این شرایط را درک کند ومطابق انتظارات شما عمل کند، باید به حریمش احترام بگذارید وبتوانید مسائلتان را از هم تفکیک نمایید تا بتوانی این دوران را راحتر سپری کنید.

نکته آخر اینکه یکی از دلایل مخالفت نوجوان با والدینشان اینست که میخواهند خودشان را به آنها ثابت کنندپس باید آنها را پذیرفت به آنها اعتماد کرد تا از هر روشی برای اثبات خودشان استفاده نکنند.

پیشنهاد میکنم کتاب چگونه به نوجوانمان گوش کنیم وبا اوصحبت کنیم( نویسنده ومترجم: آدل فابر، فاطمه موسوی)را مطالعه فرمایید.

با سپاس از اعتماد شما

الهه دهقانیان 

خانه توانگری طوبی

ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

پاسخ پرسشگر

16 آذر 1397 ساعت 01:57
عرض ادب، يكدنيا ممنونم از پاسخ شما. چندين بار با دقت خوندم از صميم قلب سپاسگزارم . همانطور كه فرموديد تمرين صبر و مدارا ميكنم دقيقا جز ارامش و ملايمت پذيرش نداره من هميشه فول باهاش بوده ام گاهى فكر ميكنم اين عدم اقتدارم به اين مربوط ميشه كه خيلى در دسترسش هستم! انقدر جمله ى 'ما با هم دوستيم' رو گفته ام كه با ادبيات دوستاش با من گاهى صحبت ميكنه كه چاشنى بى ادبى و گستاخى درش هست . خودم فكر ميكنم مادربراى حفظ اقتدار نياز به حمايت شدن از جانب پدر رو داره در غير اينصورت بچه ها مادر روضعيف ميشمارند با اينكه من از نظر تحصيلات، مالى ، موقعيت اجتماعى و .. بسيار بالاتر از همسر سابقم هستم. گاهى هم فكر ميكنم خشمى كه هنوز از پدرش و عدم مسيوليت پذيرى هاش در من هست باعث خشمى ميشه كه به دخترم ناخوداگاه به نوعى انتقال ميدم و يك نوع بى توجهى بهش ناخواسته دارم چون فرزند اون شخص هست! تمرين پذيرش، صبر، اقتدار، حضور و.. ميكنم سخته ولى حتما راهى هست پيچيده نيست.خييييلى سختى در پله هاى دادگاه كشيده ام قطعا يك جايى از مديريت من اشكالى هست كه وظيفه ى مادرى برام بار ميشه و كم حوصله ميشم. خيلى از راهنمايي هاى شما بهره بردم من اون كتاب و غذاى جان براى نوجوان رو هم خوندم متشكرم از شما. براتون ارزوى سلامتى ميكنم مرسى كه هستيد بهره بردم 🍁🍂🙏🏻🙏🏻🙏🏻
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

پاسخ پرسشگر

16 آذر 1397 ساعت 02:02
ضمنا با اين نسل نازك نارنجى ها ما والدين با ملايمت رفتار ميكنيم ولى اينها نسل كليكى(click) هستند, عجول ، خودمحور و زيرك و راحت طلب ☺️🌺🌺
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

پاسخ پرسشگر

16 آذر 1397 ساعت 02:10
ميدونم كه بايد زندگى رو زندگى كرد .من بعد از طلاق هر چى نيرومندم و تمامم رو ميذارم بازم كم ميارم، درست مثل هواپيمايى كه با يك بال بايد جلو بره. زن و مرد دو بازوى اهرمند وقتى يكى نيست جبرانش خيلى سخته . باز هم قدرانى ميكنم از توضيحات بسيار خوبتون
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سوال شما با موفقیت ثبت شده است و پس از بررسی درمانگر پاسخ خواهیم داد

سوالات مشابه