پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

بعد از 6 سال همسرم بهم گفت تظاهر میکرده و دلش با من نبوده

پرسش

تاریخ ثبت : 17 آذر 1397
327  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سلام وقت بخیر - من29سالمه 6 سال پیش ازدواج کردم -2سال پیش از رابطه ی همسرم با یکی از اقوام شدم اما چون اون خانوم 2فرزند داشت و از اقوام بود مسئله رو با یک جمله ی کوتاه به گوش همسرم رسوندم اما متاسفانه برخورد ایشان کتک زدن من شد ومن سکوت کردم بخاطر زندگیم و علاقه ای که به ایشان داشتم .مدام وقتی کنارم بود با اون خانوم درحال پیام بازی بود و من یکبار همه ی پیاماشو خوندم و متوجه شدم خیلی رابطه شون صمیمیه.
این موضوع و تقریبا سپردم به زمان .رفته رفته همسرم سردتر شد با من اما من روابط و حفظ کردم -تا اینکه 4ماه پیش ب من زنگ زد و گفت من دلم پیش تو نیست با توضیحاتش متوجه رابطه ش با خانومی که قبل از من قصد ازدواج با ایشان را داشته و ایشان هم از اقوامشون هستن ، شدم(این خانم درحال خاضر دارای 1 فرزند هستن )
من بعد از شنیدن این حرفا شرایط خیلی بدی داشتم همسرم گفت من سعی میکنم فراموشش کنم اما با یسری پنهان کاریا متوجه شدم همچنان ادامه داره و خیلی از من فاصله گرفت هم احساسی هم جنسی .بازهم بخاطر زندگیم کوتاه اومدم اما دیگه دلم ازش سرد شد تا اینکه هفته گذشته متوجه سیم کارت جدیدش شدم وقتی شماره رو سیو کردم دیدم تلگرام داره و من بلاک هستم با گوشی دوستم سیو کردم و دیدم پروفایلاش همه در وصف اون خانومه حتی همسرم با دست خط خودش از دلتگی و عشقش گفته اسمشو نوشته و تونوشته هاش بهش همسرم هم گفته، درصورتیکه این خانو م همه بچه داره هم شوهر
با دیدن اینا من دیگه جایی برای موندن ندارم -به همسرم نگفتم اونارو دیدم چون تاحالا 2تا حمله ی بد ب من داشته و ازش واهمه دارم اما قصد جدایی و اعلام کردم -حتی بهش گفتم قسم بخور با اون نمیمونی بازهم برمیگردم اما..... من دیگه هیچ اعتمادی ندارم دیگه ادامه زندگی فایده ندا

مهمترین سوال :

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

نفیسه شیری
نفیسه شیری
01 دی 1397 ساعت 16:43

سلام 

خوشحالم از اینکه پاسخ گویی سوال شما هستم!

من سوال شما را خواندم و متوجه شرایط سخت و ناراحت کننده شما هستم٫ بحث خیانت بسیار ناراحت کننده است و فرده   خیانت دیده دچاره بی ارزش و خود کم بینی می شود اما مسئله که ما میخواهیم با هم بررسی کنیم خود شما هستید..اینکه چه موضوعی در ذهن شما وجود دارد که با توجه به فرمایش خودتون بعد از صدمه جسمی که به شما وارد شده و چندین بار متوجه رابط غیر ممنوعه همسر خود شده اید به این رابطه ادامه دادید. و‌این موضوع که چندین بار به همسر خود فرصت  برای جبران اشتباهات ایشان دادید و تلاش و‌نتیجه ندیده اید٫،،، پیشنهاد من به شما دوست عزیز این است که برای جلوگیری کردن از صدمات روحی بیشتر خودو چرایی اینکه چرا نمی توانید یک تصمیم قاطعانه بگیرید از یک روان درمانگر حرفه ایی کمک بگیرد چون دوست داشتن دلیل کافی برای ماندن در این شرایط بحرانی نیست!

موفق و پایدار باشید

نفیسه شیری

معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

پاسخ پرسشگر

01 دی 1397 ساعت 19:11
سلام خانم دکتر عزیز-ممنونم ازینکه با دقت وقت میذارین و درک میکنین-من تحت درمان یک روان درمانگر هستم -ایشون خیلی کمکم کردن تا بتونم تصمیم درست و بگیرم -متاسفانه من اعتماد و حسم و از دست دادم و دارم میرم دنبال کارهای جدایی -من خیلی تلاش کردم و فرصت دادم اما حسه بی اهمیت بودن و اضافه بودن دبگه داره خفه میکنه
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سوال شما با موفقیت ثبت شده است و پس از بررسی درمانگر پاسخ خواهیم داد

سوالات مشابه