پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

بعد از خيانت و بدون حس دوست داشتن فقط بخاطر بچه زندگي رو ادامه دادن كار درستيه؟؟

پرسش

تاریخ ثبت : 22 دی 1397
619  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
10 سال هست كه ازدواج كرديم از همون اول حس عاشقانه اي بينمون نبود و به اعتراف هر دو، با يك رودروايسي ازدواج كرديم! هر دو خانواده هاي سنتي داريم. ولي تفاوت هاي شديد مذهبي بين خانواده هامون به حواشي شديدي بينمون منجر شد ولي من خودمو تغيير دادم از ظاهرم تا علايقم و حتي خانوادم جلوي اونها مثل اونها رفتار ميكردن كه بتونم زندگي رو ادامه بدم! ولي يواش يواش ازش دور شدم و درونم پر از خشم بود ازش. ازش بدم ميومد. هميشه هم ميگه من بهت خيلي ظلم كردم! بعد از به دنيا اومدن بچم درگير يه رابطه عاطفي شاعرانه و عاشقانه با يكي شدم روابطمون مثل روياهام بود ولي بخاطر عذاب وجدان و كنترل درونيم رابطه رو با عذاب زياد تموم كردم و به همون زندگي سردم ادامه دادم. چند وقت پيش متوجه شدم همسرم شيش ماهه كه وارد رابطه جنسي با همكار متاهلش شده و اونو به خونمون اورده !!قبلا هم سابقه ... زدن و توجه هاي خاص به زنها رو داشت البته. يك ماه پيش بهش گفتم و گفت من و تو همديگرو دوست نداشتيم و بخاطر همين من جذب اين خانوم شدم! ولي بخاطر بچه بايد زندگي كنيم، نبايد طلاق بگيريم.
زندگي بدون حس دوست داشتن فقط بخاطر بچه درسته؟

مهمترین سوال :

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

مونا گوشه
مونا گوشه
23 دی 1397 ساعت 12:54

دوست عزیز سلام

نامه شما را خواندم و متوجه شدم بی عشقی که در زندگی شما جاری است و این جو سرد و غیر صمیمی را ایجاد کرده  باعث شده است که  هر دوی شما در دورانی از زندگی خود گرفتار روابط موازی  بشوید. خشم های انباشته شده ناشی از اطاعت و تغییرات و نقش هایی است که مقابل  همسرتان و خانواده ایشان ایفا کرده اید.

 نادیده گرفتن علایق و عقاید خود در واقع انگار به نوعی سازگاری افراطی و بیش از حد می تواند باشد که نهایتا منجر به از دست رفتن ارتباط شما شده است.

وقتی خیانتی اتفاق می افتد هر دو طرف لازم هست به هم کمک کنند تا با شفاف سازی و تلاش اعتماد از دست رفته را برگردانند و صمیمیت را دوباره ایجاد کنند. و این پروسه زمان بر است و نیاز به خواست و همراهی هر دو طرف دارد. در نامه خود اشاره ای نکردید که آیا برای بهبود رابطه خود و ایجاد صمیمیت بیشتر و نزدیکی آیا اقدام خاصی کرده اید یا نه. موضوعی که واضح است این است که با نادیده گرفتن و انکار کردن و با حس بی تفاوتی نسبت به هم کردن مسئله ای حل نمی شود و دوباره می تواند این روابط موازی ایجاد شود و به عزت نفس هم دیگر هم لطمه وارد شود. از طرف دیگر فرزند شما شاهد و ناظر روابط شما ست این که در خانه دعوا و درگیری اتفاق نمی افتد به این معنی نیست که فرزند شما آسیبی نمی بیند بلکه این سردی و بی تفاوتی می تواند الگو های نامناسبی از روابط عاطفی را برای ایشان تعریف کند. هر کدام از شما ممکن است که زن و شوهر خوبی برای هم نباشید اما می توانید نقش پدر و مادری خود را به خوبی ایفا کنید.

طلاق هم گاهی وقتها یک راه حل است البته معمولا پیشنهاد می شود که تلاشها برا ی ساختن رابطه عاطفی سالم و برطرف کردن مسائل صورت گرفته باشد. برای این منظور می توانید از زوج درمانگر کمک بگیرید.

نهایتاکسی به جای شما نمی تواند تصمیم بگیرد و درستی و غلطی  ادامه این زندگی را با قاطعیت تعیین کندو تصمیم گیرنده اصلی شما هستنید که با در نظر گرفتن مزایا و معایب ماندن و ترک کردن این زندگی می توانید تصمیم بگیرید. فارغ از کلیشه ها هر طلاقی غلط نیست هر سازش و سازگاری هم ارزش حساب نمی شود. اما یک سوال وجود دارد که چه چیزی شما را 10 سال در این زندگی بدون عشق و علاقه نگه داشته است؟ 

درس غیر حضوری  پیشگیری و بهبود رابطه پس از خیانت می تواند برای شما موثر باشد.

از اینکه به ما اعتماد کردید از شما سپاسگزارم.

مونا گوشه - خانه توانگری طوبی


ادبیات محترمانه و بدون قضاوت : 30
کارآمدی پاسخ : 10
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

پاسخ پرسشگر

25 دی 1397 ساعت 14:22
سلام من در يك پرسش ديگه تلاش هاي بعدي رو هم نوشته بودم. بعد از اعلام اين موضوع اون ابراز پشيموني كرد و رفتيم پيش مشاور. گفت همه كا رميكنم. اولين درخواست من ومشاور استعفا دادن اون خانم در اولين فرصت ممكن بود. ولي الان بعد يك ماه هنوز اينكار رو نكرده و هر روز يه نقشه و بازي درمياره كه اون خانم رو نگه داره ولي از يه طرف هم دائم ابراز پشيموني ميكنه و ميگه بخاطر زندگيم همه كار ميكنم! رفته يه مشاور ديگه پيدا كرده كه ميگه همسر شما مريضه و لازمه درمان شه ولي نياز نيست اون خانم بره از جلوي چشمش! چون اكر بره به ضرر خودته چون خشم درون همسرت شكل ميگيره!! و الان همسرم ميگه من مريضم دارم درمان ميشم! در حاليكه مشاور قبليمون ميگه من مطئنم هيچ مشكلي نداره و اين هم بازي جديده. همسر من استاد بازيگري هم هست و به شدت رو احساساتش كنترل داره و حتي توي شركت هم مديره و معاون شركتمون هم يه بار بهم گفت كه بله ايشون به شدت رو خودش كنترل داره. يه مشاور كاركشته قبلا اينو تاييد كرده بود.همسرم ميگه تو بايد تحمل كني سوال پيچم نكن تهديدمم نكن در مورد اون خانم هم نپرس! اين قضيه مريضي و وقت كشي فك كنم فقط براي اينكه اون خانم يهو مجبور نشه استعفا بده و بيكار بشه!! همسرم حتي دراين حدم قدم برنداشته ولي وقتي با من يا مشاور حرف ميزنه ميگه من هركاري ميكنم كه زندگيم حفظ شه!خواهش ميكنه و حتي اوايل التماس ميكرد كه بهش وقت بدم و قضيه رو به گوش شوهر اون خانم و تو شركت لو ندم كه ابرو و زندگيش تهديد نشه.
جدا از بازيهاي همسرم واقعا موندن اون خانم دقيقا جلوي چشم همسرم اشكالي در فرايند معالجه خيانت نداره؟وقتي من بارها نوشته همسرم رو خونده بودم كه به اون خانم گفته بود من فقط با ديدن تو عشقباري ميكنم!! نظر اون مشاور بازي جديد نيست؟! اين نظر واقعا حرفه ايه؟!
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سوال شما با موفقیت ثبت شده است و پس از بررسی درمانگر پاسخ خواهیم داد

سوالات مشابه