پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

تموم شدن رابطه عاطفی

پرسش

تاریخ ثبت : 14 بهمن 1397
169  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سلام
من 33 سالمه از نظر مالی و اجتماعی خوب هستم اما
نمی تونم رابطه خودم و نگه دارم همیشه بعد از یک مدت میشم دوست خیلی خوب و نمی تونم به رابطه عاشقانه تبدیلش کنم
همه میکن خیلی خوبی اما ما لیاقت تو رو نداریم
چیکار کنم
درس تله رهاشدگی و بی ارزشی و من ارزشمند رو هم گوش دادم
ترس از تنهایی دارم

مهمترین سوال :

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

شایان غدیری
شایان غدیری
13 اسفند 1397 ساعت 10:08

سلام پروانه گرامی

وقت شما بخیر


نامه شما را خواندم. توضیحات بسیار مختصر و کلی را مطرح کردید. اگر بخواهم پاسخدقیقی به پرسش تان بدهم نیازمند دیتاها و اطلاعات بیشتری در خصوص روابط عاطفی قبلی و همینطور خصوصیات فردی و خانوادگی تون دارم.


 اشاره به ترس از تنها شدن داشتید.اضطرابِ رهاشدگی. عمیق ترین ترس و نگرانی که موجب می شود ظاهراً احساس کنید هر لحظه در روابط، تنها می شوید .و یا شما را رها می کنند. این الگو،  کار اصلی اش خراب کردن روابط عاطفی ست.  هیچگاه احساس امنیت واقعی را تجربه نمی کنید. چرا که ممکن است این احساس را در گذشته تان آنطور که نیاز داشتید از خانواده و مراقبان دریافت نکردید. بخشی از آن نیز به خلق و خوی ما بر می گردد. با این وجود، مساله مهم این است که شما ظاهرا با این تله دارید وارد روابط می شوید. روابطی که بیشتر شما را بعنوان دوست خیلی خوب نشان میدهد. ویژگی های این دوست خیلی خوب چیست؟ این دوست خیلی خوب دارد چه کارهایی می کند که باعث تمام شدن رابطه می شود؟  این الگو چند بار و در چند رابطه تکرار شده است؟


خب من با توجه به نکات اندکی که در اختیار دارم و بافرضیات موجود، تصور می کنم برای اینکه در رابطه بمانید و تنها نشوید یا دارید مدام نقش مادرانه، مراقبت کننده و همدرد را ایفا می کنید. یا برای اینکه تصور نکنید که ممکن است رها شوید از ایجاد روابط صمیمانه خودداری می کنید؟ کدام نقش را تجربه کرده اید؟


هر آنچه باشد این باور مرکزی که:  من تنها هستم، من خواستنی نیستم، من ماندنی نیستم در پسِ ترس از تنهاشدن،  باعث می شود مدام از پشت این دریچه، بی ثباتی روابط و آدم های اطراف را ببینید. این لنز،  بصورت پیش فرض، روابط عاطفی تان را فضای ناامنی تلقی می کند که در آن نمی توانید آرامش داشته باشید.


 این مساله بسیار مهمی است پروانه. و شما دارید شرایط سختی را تجربه میکنید. واقعیت این است بهبود این الگوها و ترس ها، نیازمند فرایندی ادامه دار است. شناسایی الگوهای تکراری منجر به خروج از رابطه، و پاسخ ها و رفتارهای شما و فرد مقابل ، کمک می کند بدانید دارید دقیقا از کجا آسیب می بینید. 


گاهی با این تله ، بصورت خودکار وارد روابطی می شوید که قابلیت تنها شدن را در شما تقویت می کنند. فرد مقابل متعهد نیست. در هدفش بلاتکلیف است. نمی داند چگونه رفتار کند. و یا مدام شما را بی پاسخ می گذارد. بنابراین پیشنهاد می کنم وقتی نشانه هایی از این موارد را در رابطه ای دیدید از همان ابتدا خواهید دانست که این شکل از رابطه برای شما سودمند نیست. چرا که بر تنهاشدن تان دامن می زنند.


اشاره به دوستِ خوب بودن داشتید. بسیاری از نکات در این عبارت نهفته که فکت ها و مصادیقش را بیان نکردید. با این حال،  این را مدنظر داشته باشید که شما به عنوان یک فرد با هویتِ مستقل، ارزش ها و نیازها و خواسته هایی دارید که برای شما مهم ترین اولویت ها هستند. ممکن است در روابط تان، کمتر خودتان را ببینید. یا بیشتر به فکر دیگران هستید. اینکه برای دیگران خیلی خوبی؛  برای من این را تداعی میکند که تو بیشتر نیازهای دیگران را میبینی. بیشتر برای آنها دلسوزی میکنی و از نقش خودت بعنوان شریک عاطفی دور میشوی. و این تو را از تجربه یک رابطه عاطفی هدفمند خارج می کند. تلاش کنید مرز این نقش ها را از هم متمایز کنید. پشت این خوب بودن ها احتمالا همان ترس از تنهاشدن هایی ست که خود را در معذوریت می اندازید تا بمانید. گاهی بیش از ظرفیت ها و یا شایستگی های فرد مقابل سرویس می دهید. که باعث می شود فرد مقابل قابلیت خود را بعنوان یک شریک عاطفی از دست بدهد و شما را تنها بگذارد. امیدوارم در نظر داشتن این به شما کمی کمک کند در خصوص الگوهای تکرار شونده تا به آگاهی بیشتر رسیده و بدانید چگونه می توانید فکر و رفتار کنید تا یک رابطه را در شکل عاطفی و هدفمندش دنبال نمایید.



با تشکر از اعتماد شما

شایان غدیری

خانه توانگری

معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سوال شما با موفقیت ثبت شده است و پس از بررسی درمانگر پاسخ خواهیم داد

سوالات مشابه