پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

مقابله با ترس و روبه رو شدن با واقعیت

پرسش

تاریخ ثبت : 16 اسفند 1397
75  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سلام ده سال ازدواج کردم و دوتا بچه دارم شوهرم بارها خیانت کرده ولی بخاطر دوست داشتنم و همین طور نداشتن درآمد و وابستگی بچه ها به خودم بخشیدم ولی این کارش رو ادامه میده ومیگه همه مردها اینطور هستن و دست زدن دارد ۸ماه خونه پدرم هستم خرجی ناچیزی به من میدهد با وجود درآمد عالی حاضر به گرفتن خونه ودادن وسایلمون هم نیست و راحت به عشق و حالش میرسه از یک طرف نمی تونم قید بچه هام رو بزنم و با وجود دوتا بچه پشت سرهم مشغول به کار بشوم و از طرفی هم با این شوهر نمی تونم زندگی کنم از لحاظ روحی شرایط بدی دارم چون فکر کردن به کسی که دوستش دارم ولی اون چه کارهایی با من کرده عذابم میده و نمیدونم کی حال خودم خوب میشه در سر دو راهی موندم با دست خالی جدا بشم یا بخاطر بچه ها برگردم قابل ذکر با وجود دارایی های فراوان به نام خودش نیست و حاضر بنام کردن نیست ومهریه و نفقه خیلی کم بهم تعلق می گیره این سوال همش تو ذهنم مردای اینطوری که خودشان رو می شناسن چرا ازدواج می کنن و باعث بدبختی زن و بچه میشن خیلی ترس از آینده دارم جدایی از بچه ها و یا برنیامدن از پس مشکلات

مهمترین سوال :
چطوری یک نفر که این همه بدی بهم کرده را فراموش کنم و فکر زندگی خودم و بچه هام باشم وقتی می بینم واسه خانم های خیابانی اینطوری خرج می کنه و وقت می گذرونه ولی بچه های من از حداقل امکانات رفاهی برخوردار نیستن
از اینکه یک دهه عمر منو هدر کرد ولی هیچ چیزی را حق من و بچه ها نمیدونه چطوری به آرامش برسم
سوال شما با موفقیت ثبت شده است و پس از بررسی درمانگر پاسخ خواهیم داد

سوالات مشابه