پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

نوع رابطه

پرسش

تاریخ ثبت : 02 شهریور 1397
359  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
من سه سال پیش وارد رابطه با یکی از همکلاسی هام شدم. وقتی بهم پیشنهاد داد مطمئن بودم دوستم داره و منم بهش علاقه مند شدم. هر بار باهام صمیمی میشد بعدش ی داستان ردیف میکرد و میرفت ولی بعد ی مدت وقتی برمی گشت من دلایلشو قبول میکردم. بهم پیشنهاد ازدواج داد ولی بعد دوهفته همه چیز دولاره بهم میریخت. بهم میگفت تو صمیمی ترین دوستمی ولی پوزیشن نداری که باهات ازدواج کنم مگه اینکه بریم خارج از ایران که خانواده ها نتونن تاثیری بذارن. بهم میگفت هیچ وقت کاری نکردی که حس کنم دوست دخترمی ولی هر وقت صمیمی میشدم باهاش گارد میگرفت . چند بار باهاش تموم کردم ولی هر بار زنگ میزد جوابشو میدادم. نه تحمل دوری مو داره نه نزدیکی. قبول مردم باهاش رابطه کامل داشته باشم به خاطر همین رفت با یکی دیگه. حس نامرئی بودن دارم باهاش. خوشم تعجب میکنه با این همه پس زدن چرا لازم جوابشو میدم. وقتی باهاشم خیلی حالم خوبه. من از یک خانواده پرجمعیتم دانشگاه تهران درس خوندم قیافه معمولی دارم ولی از نظر اون بی پوزیشنم. باورم شده که زشتم و باهرکسی باشم اون بدبخت میشه و شکست میخورم. حرفای اونه که هر چند ماه یه بار تکرار میکنه.

مهمترین سوال :

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

شایان غدیری
شایان غدیری
08 شهریور 1397 ساعت 20:31

با سلام


توضیحات شما رو خوندم. حق دارید بابت چنین شرایطی، احساس ناخوشایندی داشته باشید. قرار گرفتن در یک رابطه تحقیر کننده، بلایی سر آدم میره که حتی گاهی منجر به آشکارسازی تله های رهاشدگی، بی اعتمادی، نقص و بی ارزشی ، و شکست میشه. ندایی که هر بار با ارتباط گرفتن در چنین روابطی، بهتون میگه شما به درد نمیخورید - بازنده اید- دوست داشتنی نیستید-با ارزش نیستید-دیگران قابل اعتماد نیستند. اینها صداهایی ست که هر بار با تکرارش، آشیانه ای محکم تر را در ذهن شما میسازنند.

 

بخشی از واقعیت ذهنی آدم ها، تحت تاثیر موقعیتی ست که در اون قرار میگیرن.  موقعیتی که در بسیاری از موارد ممکن است شایسته شما نباشد. نخستین قدم، فاصله گرفتن و خارج شدن قاطعانه از چنین روابطی ست. اینکه اجازه ندهید چنین فرمی از روابط از ابتدا ایجاد و یا ادامه پیدا کنه. چه بسا در مقایسه، به تنهایی زندگی کردن کارامدتر از یک عمر روابط بی ارزش کننده و مسموم هست. 


با این حال تلاش کنید با افرادی که احساس واقعی ارزشمندی و میل به زندگی و پیشرفت رو در شما به وجود میارند در ارتباط باشید. قرار گرفتن در شبکه ای از روابط اجتماعی کارآمد، به شما کمک میکنه نقش فعال تری در جامعه ایفا کنید. و متناسب با مهارت هاتون، هر چند اندک برای خود و جامعه مفید باشید. اینها همان هایی هستن که به مرور باعث می شوند از زندگی و روابط اجتماعی سودمند لذت ببرید.



با تشکر از اعتماد شما

شایان غدیری


معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

پاسخ پرسشگر

08 شهریور 1397 ساعت 22:39
بله ممنون از توضیحاتتون . دقیقا این رو میدونم و خودشون هم گفتن خود کم بینی من باعث ازار ایشون هم شده تله بی ارزشی من در لین رابطه نمود پیدا کرد و خیلی وقتا حتما رفتارهای مخر طلبانه ام باعث ازارشون شده اینا رو قبول دارم و دارم تلاش میکنم از این تله رها شم. من از رابطه بیرون اومدم چند روزیه . فقط یه سوال حساسیت زیاد از ارتباط داشتن طرف مقابل با فرد دیگه همزمان اینکه با شما هست قبل از ازدواج هم به تله بی ارزشی برمیگرده یا طبیعیه هر چند رابطه شون از رابطه با شما کمرنگ تر باشه؟؟؟؟
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

شایان غدیری
شایان غدیری
09 شهریور 1397 ساعت 00:50

حساسیت داشتن نسبت به رابطه ی عاطفی همزمانِ فرد مقابل، احساسی ست که برای خیلی از افراد در شرایط مشابه، تجربه شده و طبیعی ست.

 با این حال این حساسیت، به شکل و محتوای رابطه ی فرد مقابل نیز بستگی داره. گاهی، یک ارتباطِ همکاری و یا تحصیلیِ معمول است که  حساسیت نامتناسب با آن، ممکنه کمی مساله ساز تلقی شود. و قابل بررسی خواهد بود.


با تشکر

شایان غدیری

ادبیات محترمانه و بدون قضاوت : 30
کارآمدی پاسخ : 10
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

پاسخ پرسشگر

09 شهریور 1397 ساعت 01:11
خوب حساسیت من از جایی شروع شد که بیشتر دختر های اطرافم مورد تمجید قرار میگرفت برخلاف اینکه در شرو رابطه سلیقه، نوع پوشش طرز برخورد من تایید میشد به مرور دختر های اطرافم جذاب تر از من تلقی میشدند. حتی این اتفاق در مورد دوست صمیمی من هم افتاد که دوست من هم تموم تلاشش رو کرد وارد رابطه با طرف من بشه هر چند نتیجه ای از طرف شریک عاطفی من نداشت و دوست صمیمی من پس زده شد. ولی من رو کاملا بی اعتماد کرد. بعد از گذشت یک سال دوست من دوباره داره تلاش میکنه با پارتنر من وارد ارتباط شه و این موضوع رو نمیتونم در درونم حل کنم. البته که یکی از دلایل بیرون اومدن من از رابطه هم این موضوع بوده. شاید عقلانی باید اعتماد کنم به شریک عاطفی ام ولی در واقع با احساسم نمیتونم کنار بیام. چون قصد دوستم رو میدونم هر تماس تلفنی و دیدار رو میدونم به چه منظوری هست . نمیدونم لسن مقدار از حساسیت طبیعی هست داشته باشم ؟
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

شایان غدیری
شایان غدیری
09 شهریور 1397 ساعت 15:30

بله. طبیعی بودن آن به مانند خاموش شدن فانوسی ست که دقیقا روبروی باد  بگیرید.


با این حال مسأله مهم تر از حساسیت موجود، چرایی قرار گرفتن در رابطه ایست که بصورت بالفعل شما رو در معرض چنین احساس هایی قرار میده. با اینکه مورد احترام واقع نمی شوید بازهم به تجدید رابطه ادامه میدید و این همان اتفاقی ست که موجب تقویت تله رهاشدگی در شما میشه. و تقویت آن طی سیکل معیوب باعث تجدید رابطه با همان فردی می شود که تعهد ماندن ندارد. 

ترس از رها شدگی و ریجکت شدن نیز باعث میشه خود را به هر شکلی در رابطه نگه دارید حتی زمانیکه جایگزین می شوید تا مبادا رها شوید.


ادبیات محترمانه و بدون قضاوت : 30
کارآمدی پاسخ : 10
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

پاسخ پرسشگر

09 شهریور 1397 ساعت 15:48
بله ممنون از توضیحات کامل و موثرتون. از اینکه این رابطه رو بهم زدم فکرم در مورد اینده بازتر شده هر چند نمیتونم کتمان کنم هنوز به این فرد علاقه دارم و دوری ازشون برام سخته ولی میدونم بودن در چنین ارتباطی برام سخت تره. درسته یه بخش قضیه من بودم با تله های بی ارزشیم و ایشون رو اذیت کردم حتی جاها ولی شرایط اینکه شکلی نداره رابطه ام اذیتم نه همکلاسی نه دوست نه شریک عاطفی تلفیقی از این هاست. شاید من نتونستم رابطه رو مدیریت کنم و مطابق به خواسته ایشون هر طوری که خواستن بودیم. اینکه ایشون به من علاقه مند هستن رو مطمئنم ولی اینکه یه روز خوبن و یه روز بد رو نمیدونم. حتی خودشون گفتن نمیدونم چرا اینقدر گاهی با رفتارم اذیتت میکنم. فکر میکنم در این رابطه به یک مشاور نیاز دارم علاوه بر مطالعاتم که بتونه در این مسیر کمکم کنه.؟؟؟؟؟
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سوال شما با موفقیت ثبت شده است و پس از بررسی درمانگر پاسخ خواهیم داد

سوالات مشابه