پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

رهایی

پرسش

تاریخ ثبت : 30 آبان 1397
295  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سلام .من در رابطه هستم که با عشق شروع شد ولی الان فقط هفته ای همدیگر میبینیم و یک دیدار عاشقانه داریم تخلیه فکری و جنسی وحتی من رو توی جمع و مهمونی نمیبره و حتی بیرون بر خلاف 6 ماه اول رابطه... هر بار یک بهانه میاره و وقتی ترکش میکنم باز از هر راهی دنبالم میاد و این چرخه ادامه داره.احترام توی رابطه داریم و من نمیتونم دعواکنم چون بلد نیستم و هر بار که حرف میزنم میگه درگیرم.تو بگو ببرمت بیرون و دلم برات تنگ میشه میام دنبالت و برای میل جنسی نسیت.چیکار کنم .من همه روابطم همینطوری بوده.در نهایت بت میشم توی ذهنشون.میخوام به خودم کمک کنم ولی بلد نیستم.چرا میان عاشقم میشن و بعد ترکم میکنن و دیدار هفتگی داریم..من خیلی متین مدیر زیبا کدبانو شاد و مهربونم از نظر همه ولی رابطه هام مشگل داره حتی کادو یا یک مسافرت هم منو نمیبرن.من روی اعتراض ندارم ایرادم گجاست؟از چه دوره ای شروع کنم؟

مهمترین سوال :

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

شایان غدیری
شایان غدیری
07 آذر 1397 ساعت 21:52

سلام مژده گرامی


تاکنون چند رابطه مشترک داشته اید که با چنین مسائلی همراه بوده ؟ این روابط، با برنامه و بیانِ هدف و اولویتی شکل می گرفته اند و یا  شروع آنها یک رابطه عاطفی و صمیمانه بوده ؟

نظرتون در مورد افرادی که چنین برخوردهایی با شما در این روابط نشون میدن چیه ؟ اگر قرار باشه باهاشون صادقانه صحبت کنید چه انتظاری ازشون دارید؟

منظورتون رو از اینکه  " من نمیتونم دعواکنم  چون بلد نیستم " رو می تونید بیشتر توضیح بدید؟

معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

پاسخ پرسشگر

07 آذر 1397 ساعت 22:27
سلام ممنون که پاسخ دادید. 3 رابطه داشتم که همگی همینطوری شده.شروع رابطه صمیمانه و عاطفی.بعد کم کم فقط دیدارهای هفتگی و رابطه جنسی.هر سه هم هر بار که بلاک میکردم یا شماره تماسم عوض میکردم باز منو پیدا میکردن و ابراز علاقه و دلتنگی شدید.منم دوباره میدیدمشون و حرفاشونو باور میکردم..بعد ها میفهمیدم با یک نفر دیگه وارد رابطه جدی شدن بعد از من ولی نمیدونم چرا منو ول میکنن. این باعث شد اعتماد به نفسم از دست بدم و 5 سال باکسی دوست نشم.ولی باز الان همون اتفاق افتاد.دوستانم که در جریانن میگن خیلی خانم و بی توقع و محبت زیاد میکنم. اکه قرار باشه باهاشون صادقانه حرف بزنم کاری که هر بار میکنم که چرا دلتون برام تنگ نمیشه چرا مثل اوایال نیستید..همشون میگن تو خیلی ماهی خانمی ..... ما درگیر کاریم یا وقت نمیکنیم.... خوب مگه رابطه غیر از صداقت مگه میشه؟ الان حالم بده خیلی .نمیدونم مشگلم چیه.گتاب صوتی تله رهاشدگی بی ارزشی گوش دادم ولی انگار بدتر گیج شدم.اهل دعوا نیستم یعنی اعتراضاتم بدون بحث خیلی دوستانه و منطقی حرف میزنم.اونام حرفی ندارن بزنن چون حق با منه انگار. ..لطفا گمگم کنید
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

شایان غدیری
شایان غدیری
11 آذر 1397 ساعت 09:44

سلامی دوباره


من تصور میکنم مساله بی توقعی و محبتِ زیاد و دم دست بودن بیش از اندازه،  شما را آسیب پذیر کرده. رابطه پیش از آنکه جون بگیره  و به شناخت کافی برسه،  وارد رابطه جنسی شده.  این اتفاق، برای مردانی که وارد زندگی شما شده اند این ذهنیت را ایجاد کرده که شما همیشه برای نیازهای شخصی شون، دم دست خواهید بود. بنابراین حتی بسیاری اوقات نادیده گرفته می شده اید.  


گاهی احساسات یک زن به واسطه چنین پاسخهای دوگانه ای، به شدت متاثر میشه بخصوص زمانیکه احساس میکنید نادیده گرفته شده اید به شدت آسیب پذیر میشید. نمیخوام توصیه کنم که اجتناب کنید. با این حال تلاش کنید ضمن حفظ ویژگی های مثبتی که از آن نام بردید که میتواند برای ایجاد یک رابطه ی سازگارانه لازم باشه،  هدفی دقیق تر و شناختی عمیق تری را برای انتخابی که دارید مدنظر قرار دهید.




معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سوال شما با موفقیت ثبت شده است و پس از بررسی درمانگر پاسخ خواهیم داد

سوالات مشابه