پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

بدست آوردن آرامش

پرسش

تاریخ ثبت : 07 آذر 1397
325  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
من حدوذ 7 سال با آقایی در ارتباط بودم که 3 سال از رابطه مون به طور رسمی نامزد بودیم در دوران نامزدی این اقا با یه خانم مطلقه که 7 سال از خودش برگتر بود رابطه داشت من بعد از فهمیدم این اقارو بخشیدم و قرار شد یه فرصت به زندگیمون بدیم منتها این خانم دست بردار نبود و داثم به من زنگ میزد و اذیت میکرد... تا جایی که بعد از 7 سال حدود 6 ماه پیش سر یه موضوع کوچیک من و نامزدم با هم بحث کردیم و این اقا به هیچ وجه حاضر نشد که کوتاه بیاد و حتی صحبتی کنه فقط میگفت نمیخوام و میگفت من اگر خیانت کردم تقصیره تو بوده و من و متهم کردن در صورتی که موقعی که خیانت می کرد اون برای ماموریت کاری ساری بود من تهران و فقط ارتباط تلفنی داشتیم و اون خانم تو ساری هم خونه اش بود .... دو روز پیش این خانم عکسای عقدشون و برای من فرستاد یعنی کمتر از 5-6 ماه از جدایی از من با هم عقد کردن .... من تو این 5 ماه خیلی سختی کشیدم و حاله بدی داشتم ولی بعد از اینکه اون عکسارو دیدم اون خانم بزرگترین ضربه ای که میتونست رو به من زد و من الان احساس میکنم هیچی نیستم ... الان من 34 سالمه و واقعا هیچ امید و انگیزه ای ندارم ، نا خوداگاه گریه ام میگیره ، نمیتونم به اون 7 سال فکر نکنم و یه ترس بدی افتاده تو مغزم که من زندگیم و باختم ... و نمیدونم چیکار کنم .... و همش میگم چرا من ؟ وهر کسی که الان میاد سمتم قیافه و رفتار و حرف زدنش و با اون مقایسه میکنم .

مهمترین سوال :

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

شایان غدیری
شایان غدیری
16 آذر 1397 ساعت 17:37

سلام سحر گرامی


نامه ی  شما را خواندم. از اینکه در شرایط بسیار آزار دهنده ای به سر می برید متاثر شدم. گاهی جریان زندگی برخلاف آن چیزی ست که انتظار داریم.  علی رغم تمام شایستگی هایی که داشته اید این تجربه ی تلخ، حتما برای شما سنگین و طاقت فرسا خواهد بود. و حق دارید که حال خوبی نداشته باشید. چنین رویدادهایی، میتونه یکی از بدترین تجارب هر انسانی توی زندگی باشه. بخصوص زمانیکه برای این رابطه بخشی از عمرتون رو گذاشته اید. وقتی این اتفاق می افته ذهن بصورت پیش فرض تمایل داره خودش رو سرزنش کنه. یه حسی از بی ارزشی و شکست همه وجودتون رو می گیره. تجربه ی این احساسات ناخوشایند،پس از رویارویی با چنین آسیب هایی به لحاظ روانی و فیزیولوژیک اجتناب ناپذیره. وقتی حادثه ای برخلاف انتظار و جریانِ امن روانی رخ میده ، بخشی قابل توجهی از سیستم عصبی، دچار بی نظمی در ارسال و دریافت اطلاعات و ادارک احساس و شناخت میشه.


با ای حال شما در جریان این اتفاق مقصر نیستید.  آسیب دیده اید و نیازمند مراقبت و حمایت هستید.  به دست آوردن پایگاه امن  اجتماعی و روانی می تونه کمک کنه به تدریج از بند و اسارت چنین احساسات و  افکاری به سلامت رها بشید. سعی کنید بدون اینکه مجبور باشید خودتون رو سرزنش کنید این احساسات رو بعنوان بخشی از واقعیتِ تلخی که بیرون از خود واقعی شماست بپذیرید. . البته تجربه ی مرور بخشی از هیجانات بابت اتفاقات پیش آمده میتونه این فرصت رو به شما بده تا در کنار درمانگر ، بهتر بتونید با آنها به عنوان بخشی از واقعیت های گذشته کنار آمده و راهبردهای سالم تری رو برای ادامه به کار بگیرید.


با تشکر از اعتماد شما

شایان غدیری

خانه توانگری طوبی


معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سوال شما با موفقیت ثبت شده است و پس از بررسی درمانگر پاسخ خواهیم داد

سوالات مشابه