پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

با اينهمه مشكل روحي چه كنم؟

پرسش

تاریخ ثبت : 14 آذر 1397
98  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سلام
من بعد از شنيدن يك وويس كوتاه ازدكتر شيري علاقمند به شناختن ريشه ي مشكلاتم شده
درس هاي غير حضوري شخصيت سالمتر ١ وپس از جدايي عاطفي و طلاق رو فعلا گوش كردم و از اينهمه مشكل و اينهمه تله كه توي شخصيت من وجود داره به شدت حالم بده
اصلا مگه ميشه يه آدم همه ي تله ها رو داشته باشه؟
من از يه رابطه عاطفي تازه اومدم بيرون و به شدت صدمه ديدم
تمام تلاشمو داشتم ميكردم كه حالم خوب بشه اما با شنيدن اين درس ها احساس ميكنم نابود شدم
احساس ميكنم زندگيم از دست رفته
احساس ميكنم اينقد مشكلم بزرگه كه نميتونم به تنهايي حلش كنم و دچار افسردگي شديد شدم
لطفا كمكم كنيد
من بايد چيكار كنم با اينهمه مشكل؟

مهمترین سوال :

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

زهرا محمدی
زهرا محمدی
29 آذر 1397 ساعت 02:56

سلام زهرای عزیز

با شنیدن درس های غیرحضوری حالتان به شدت بد شده و طبق فرمایش خودتان احساس نابودی و افسردگی می کنید

 دقیقا ما طی روزهای ابتدایی تغییر و بهبودی، فصلی از پریشانی را تجربه می کنیم
باید بپذیریم که درد و پریشانی، بخش طبیعی ایجاد تغییرات اساسی در زندگی است. هنگامی که از پذیرش درد موقتی اجتناب می کنیم دچار درد و رنج های دراز مدت می شویم، چون دردهایی را به درد قبلی اضافه می کنیم و رنج های بیشتری را به پریشانی هایی که داریم می افزاییم

با گذشت زمان دردهایی که به آنها رسیدگی نکردیم از یک گلوله برفی کوچک، تبدیل به بهمن می شوند..پریشانی ها شدیدتر می گردند...و رنج هایمان روی هم قرار می گیرند، طوری که احساس می کنیم زیر انبوهی از بهمن مشکلات دفن شده ایم

همه ما خیلی علاقه داریم که آرام باشیم، ترمز کنیم و به مشکلاتمان رسیدگی کنیم. نمیتوانیم از مشکلات فرار کنیم. حتی هنگامی که به انتهای راه می رسیم که در آن امکان رجوع و بازگشت وجود دارد، در همان جا، همه مسائل همیشگی را خواهیم یافت..به عبارتی در بدو ورود مشکلات منتظر ما هستند

هیچ راه میانبری برای رسیدگی به مشکلات وجود ندارد، بلکه راه ما طولانی و طوفانی است. واقعیت این است که به هرحال، امروز یا فردا مجبور می شویم به مشکلاتمان رسیدگی نماییم.
پس، میتوانیم این کار را اکنون انجام دهیم. یا اینکه ۵، ۱۰، یا ۲۰ سال دیگر مجبور می شویم به آن بپردازیم. نمیتوانیم از دردها و مسائلمان فرار کنیم. اگر از رسیدگی به آنها در طی ساعات بیداری اجتناب کنیم، در خواب به سراغ مان می آیند و آن موقع باید با آنها مواجه شویم.

درد مانند کابوس است فریاد می زند: "به داد من برس! به داد من برس! " درد نیز زنگ خطریست که ما را به فعالیت وا میدارد به ما می گوید موضوعی به درستی پیش نمیرود یا رویدادی در حال آسیب رساندن به ماست. درد به ما فشار می آورد که به آن رسیدگی کنیم و آنقدر اذیت مان می کند تا مجبور شویم کاری کنیم.

هنگامی که به آن می پردازیم بهبودی آغاز می شود و درد به تدریج رنگ می بازد. روان ما طوری طراحی شده است که ما را پشتیبانی کند و به ما کمک کند به نقطه ای از آرامش دست یابیم...یعنی آرامش خاطر
بنابراین ذهنتان را به سمتی انتقال دهید که پریشانی را تحمل کند برای رسیدگی به هر انچه به رسیدگی نیاز دارد اقدام کند و هر آنچه که برای رسیدن به آرامش نیاز دارید، انجام دهد
رنج کوتاه مدت درمان از رنج طولانی مدت درد کمتری دارد


نگران نباشید با پیدا کردن ریشه مسائلتان میتوانید به جای آرام بخش های موقتی به حل مسئله تان و دیدگاه متفاوت تری برسید 


با احترام

زهرا محمدی

معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سوال شما با موفقیت ثبت شده است و پس از بررسی درمانگر پاسخ خواهیم داد

سوالات مشابه