پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

گذار از گذشته و شروع دیگه

پرسش

تاریخ ثبت : 28 آذر 1397
190  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سلام و ممنون ازپاسخدهی شما
خواستم اضافه کنم که من همچنان ناراحتم و با اینکه رابطه مون برخلاف خواست من تموم شد و ایشون هر 2 بار رابطه رو تموم کردن بدون هیچ توضیح و من در ذیل این اتفاقات به خیانت ایشون هم پی بردم اما نمیدونم چرا باز تمایل دارم که برگردن و از نو وبرای بار سوم شروع کنیم و....هرچند که امیدی نیست به برگشتشون و سر گرفتن رابطه اما من همچنین آرزویی رو در سر میپرورانم.

من درسای غیرحضوری رهایی از تنهایی و از بی ارزشی تا من ارزشمند و نبوغ عاطفی 5 رو ابرها گوش دادم، کتابهایی در همین راستا هم خوندم و میخوندم .
انگار چیزی در من هست که به شدت تمایل به تشکیل زندگی داره که بخوام ثابت کنم که از یه خانواده ناکارامد بودن و خواستنی نبودن برای کسی که دوستش داشتم و دارم هم، نمیتونه مانع بشه که زندگی خوشبختی روبا فرد درستی داشته باشم و سعی کردم تو اجتماع و در جمع دوستان و اقوام و تحصیلات و کار و... من به نیکی شناخته بشم و از من یاد بشه اما اینکه در سطح روابط شخصی رابطه عاطفی خوبی رو ندارم یه ندایی درونم میگه ببین تو بلد نیستی و احتملا تکرار رابطه پدر مادرت رو تجربه میکنی وگرنه تا الان حداقل کسی تو زندگیت میاومد که دوستت داشته باشه و با تمام این مسائل همچنان با تو بخواد که بمونه.

و یه مشکل دیگه ای که دارم اینه که حتی با نزدیکترین دوستم هم که بیشتر از 20 ساله هم نمیتونم در مورد رابطه و مسائل خانوادگیم حرف بزنم و به شدت احساس سرافکندگی میکنم و پنهان میکنم ازشون، به نحوی که تا حالا در مورد اینکه پدر7ساله با ما زندگی نمیکنن حرف نزدم و نمیزنم وهرگز به خونه دعوتشون نمیکنم یا میگم پدر مسافرت هستن و حتی گاهی به دروغ خاطره سازی میکنم و از پدر حرف میزنم که شک نکنن.
این درد در من عمیق شده و شاید دلیل اینکه در ارزوی رابطه عاطفی با پسر خاله همچنان هستم این باشه که خودشون اطلاع دارن و از جزییات زندگی ما بدون اینکه بخوام تعریف کنم باخبر هستند.
چه کنم ؟ گاهی دلم میخواد از از شهر یا کشور مهاجرت کنم و برم جایی و از نو زندگی رو برای خودم بسازم ک بخاطر اشتباهات دیگران بیشتر از این آسیب نبینم و قضاوت نشم.
شاید اینجوری بدون هراس از شناخت و قضاوت شدن خانواده ام بتونم وارد رابطه عاطفی درستی بشم.

در آستانه 33 سالگی ام به داشتن حداقل یک رابطه عاطفی عمیق و اصولی نیاز دارم و انگار زنی دیگه بر خلاف تمام سرکوبها و خویشتن داری هام و حقایق زندگیم در من هست که سرم داد میزنه و از من میخواد و مدام میگه بجنب داره دیر میشه ، پس کی میخوای ازدواج کنی و بچه دار بشی و زندگی مشترک رو تجربه کنی؟ زود باش و زود باش ، همه دختروپسرای کوچکتراطراف تو ازدواج کردن و تو بدون داشتن یه نفر تو زندگیت موندی هنوز چون خانواده ات به درد نخوره. خودت مثل یه الماس تو ی لجنزاری
چه پیشنهادی برام دارید یا چه چیزی رو توصیه میکنید که یا با این صدا کنار بیام و نشنیده بگیرم و یا اینکه شرایطم رو تغییر بدم و از خانواده با وجود مجرد بودن م، مستقل و جدابشم ؟
الان که تموم شد متوجه شدم که دارم اشک میریزم و بغض کرده ام و مثل همیشه پشت و کمرم درد گرفته از یادآوری این مسایل برای خودم اما میخوام خوب شم.
بازهم ممنوم و منتظر پاسختون هستم

مهمترین سوال :

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

صوناچايچي
صوناچايچي
08 دی 1397 ساعت 23:14

سلام سپاس از اعتمادتان.

نوشته تان را خواندم . متوجهم که غم و تلخی بسیاری را احساس میکنید .باتوجه به اینکه از مطالعات درسهای غیرحضوری تان گفتید نیاز به توضیح بیشتری درآن خصوص نمیبینم .برداشت کلی من  از نوشته تان این است که فکرمیکنید زندگی به شما خیلی بدهکاراست بیایید تصورکنیم این فکرتان صحیح است حال چه باید کنیدتا طلبتان را بگیرید ؟

 گاهی پذیرش شرایط دقیقا به همان بغرنجی و تلخی ای که هستند و نه تلاش برای فرار از آن و نه برای اصلاح آن میتواند خیلی تسکین دهنده و مفیدباشد. موضوع خیلی مهمی که میخواهم به آن اشاره کنم این است که تعداد ازدواجهایی که در آن طرفین موارد منفی ای رادر خانواده و حتی خودطرف مقابل پذیرفته اند وبعد هم ازدواج موفقی ساخته اند کم نیست . آنچه تاثیرگذار است ان است که دیدشما به این موضوع چگونه باشد چون این دید شماست که به مخاطبتان نیز نشان میدهد چه برداشتی از موضوعی که بیان میکنید داشته باشد . شمانیازی ندارید حتماباشخصی ازدواج کنید که از قبل همه چیز رادرباره شما میداند . وقتی شما پس از یک جلسه آشنایی با فردی متوجه میشوید و ایشان ویژگیهاومعیارهای کلی شما راداراست درجلسه دوم آشنایی  درحین شرح شرایط خانوادگی خود این موضوع را نیز بیان کنید مختصری از جزییات بگویید و بدون هیچ گونه احساس شرم وسرخوردگی ای باشید . اینکه نخواهید به هیچکس بجز  فردی که قرار است با او زندگی مشترکی داشته باشید ازاین راز حرفی بزنید میتواند انتخاب شما باشد و شاید شما فرد محافظه کاری در دوستی هایتان هستید پس ازاینکه دوستتان اطلاعی ازاین موضوع ندارد غمگین نباشید اما انتخاب کنید که این ابراز نکردن شما بدلیل خویشتن داری باشد نه شرمندگی . تشبیهی ذکرکردید در قالب الماسی درلجنزار (صرفنظرازاینکه کمی درتصورشرایط درذهن تان تحریف و اغراق میکنید) بیایید کمی ازدیددیگری به تشبیه خودتان نمگاه کنیم :شاید  الماسی که میان هزاران الماس دیگر باشد انقدرهاهم چشمگیر نیست اما در میان لجن ها میتواند هر دیده ای را به خود مجذوب کند .شرایطی را که درآن قراردارید یک فرصت بدانید نه یک تهدید سپس با خود فکر کنید و راهی پیدا کنید که این فرصت را به بهترین شکل به نفع خود کنید .گاهی موفقیت و احساس استقلالی که پس از یک وضعیت سخت بدست می آید دلچسبتر است و خود باوری شما را به شکل چشمگیری ارتقا میدهد.

امانتدار اعتمادتانم و آماده ي تقديم خدمت درصورتِ نياز و سوالات آتي تان هستم.

چايچي-خانه توانگري

ادبیات محترمانه و بدون قضاوت : 30
کارآمدی پاسخ : 8
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سوال شما با موفقیت ثبت شده است و پس از بررسی درمانگر پاسخ خواهیم داد

سوالات مشابه