پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

ارتباط عاطفي يا اعتماد خانواده؟

پرسش

تاریخ ثبت : 03 بهمن 1397
155  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سلام
من يك دختر ٢٥ ساله هستم و ب تنهايي در كشور المان زندگي ميكنم. من كب تازگي منوجه علاقه ي يكي از همكارانم ب خود شده ام، من تا الان هيچ گونه لغزشي در زندگي نداشتم و هميشه سعي كردم رضايت پدر و مادرم رو راس كارهام قرار بدم. اين اقا قصد ازدواج داره اما در حال حاضر شرايط براي مطرح كردن اين موضوع مناسب نيست، از طرفي ايشون از كشور عمارات هستن. من ميدونم ك خانوادم با اين ازدواج در حال حاضر موافقت نميكنند، اما شايد يكي دوسال ديگه با توجه ب پيش رفت ها و سن خودم كمي نرم تر با موضوع برخورد كنند. حالا سوال من اين هست، كه اگه من دوستي رو با اين اقا شرو كنم، چطور ميتونم با وجدان خودم كنار بيام؟ ايا واقعا اين خيانت به اعتماد پدرومادر حساب ميشه؟

مهمترین سوال :

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

الهه دهقانیان
الهه دهقانیان
07 بهمن 1397 ساعت 11:27

با سلام واحترام

نامه شما دوست گرامی را که میخواندم متوجه نوعی تعارض در تصمیم شما شدم که بین جلب رضایت والدینتان وآشنایی با همکارتان مانده اید.در نوشته تان از نداشتن لغزش وهمین طورجلب رضایت پدر ومادرتان در رأس تمامی امور زندگیتان گفته اید، که این شیوه برخورد وتعامل با آنها را یک دستاورد مثبت از جانب خودتان میدانید وبه آن افتخار میکنید، از اینکه به حقوق پدر ومادرتان احترام میگذارید وآنها از جایگاه ویژه ای نزد شما برخوردارند به شما تبریک میگویم اما مسئله اساسی اینست که شما برای بدست آوردن رضایت آنها از خواسته های خودتان دست میکشید ، به علایقتان نه میگویید ومسیر زندگیتان را مطابق نظر آنها تنظیم میکنید ، انگار شما خواسته هایتان را در اجابت خواسته های پدر ومادرتان میدانید .

سوالی که از شما دوست عزیز دارم اینست که تا کی وچه زمانی شما میتوانید نقاب فرزند خوب بودن را بزنید؟ تا چه زمانی میتوانید تمامی تصمیمات زندگیتان را مطابق میل آنها بگیرید؟

بنابراین در پاسخ به سوال شما باید خدمتتان عرض کنم که شما ابتدا باید مرز بین احترام به پدر ومادرتان را از راضی کردن همه جانبه آنها منفک کنید . چرا که مستقل تصمیم گرفتن در جایی که باید بتوانید اینکار رابکنید، حق انتخاب داشتن و براساس علایقتان قدم برداشتن منافاتی با احترام به پدر و مادر ندارد .

کاری که شما دوست گرامی انجام میدهید را شاید بتوان مشکل راضی کردن دیگران نام گذاری کرد( معمولا دیگران نزدیکترین افراد به شخص هستند مثلا پدر و مادر، همسر، فرزندان ویا...).زیرا شما همیشه در صدد راضی کردن آنها هستید . بالاخره روزی فرا میرسد که آنها هم یک جایی ابراز نارضایتی کنند . بنابراین بهتر است به جای جلب رضایت همیشگی آنها یکبار منطقی بنشینید وبه این مسئله فکر کنید ، سعی کنید دائم به دنبال تأیید آنها نباشید . این یکبار را به جای اینکه طرفین ماجرا «شما» و«والدینتان» باشید خودتان ونظر خودتان باشد.آن وقت وجدانتان را قاضی کنید وپیش بروید. شاید وسواس مهم بودن نظر آنها در همه حیطه های زندگی از سرتان افتاد ، چرا که اگر نتوانید این مشکل را بصورت اساسی حل کنید میتواند به روابط شما با مثلا همسر وفرزندانتان در آینده تسری یابد و همیشه در رأس همه امور خواسته آنها در الویت باشد.مطمئن باشید در صورت عدم حل این مشکل بعد از گذشت چند سال این سبک زندگی به شما آسیب جدی میزند وشما را تبدیل به فردی خشمگین وافسرده میکند.

پیشنهاد من به شما اینست که قبل از تصمیم گیری در رابطه با همکارتان تکلیفتان را با خودتان واین مشکل روشن کنید چرا که این مشکل سرآغاز بسیاری از مسائل در زندگی است .

ضمن اینکه آشنایی با فردی که به قصد ازدواج جلو آمده است نمی تواند بی احترامی وحتی به معنای لغزش باشد چراکه یکی از لازمه های شناخت ، معاشرت وهمنشینی میباشد. 

باسپاس از اعتماد شما

الهه دهقانیان

خانه توانگری طوبی

معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سوال شما با موفقیت ثبت شده است و پس از بررسی درمانگر پاسخ خواهیم داد

سوالات مشابه