سوال خود را هم اکنون بپرسید

پاسخ متنی و صوتی

توسط درمانگران، مشاوران و روانشناسان

دریافت در کمتر از ۲۴ ساعت

به صورت محرمانه و کاملا خصوصی

پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

دیگه نمیتونم بهش اعتماد کنم

پرسش

تاریخ ثبت : 22 آذر 1395
3,806  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سلام. من نزدیک 5 ساله که ازدواج کردم و قبل از اوون نزدیک یک و سال نیم عقد کرده بودم. به شکل کاملا سنتی ازدواج کردیم. االان من سی و همسرم 34 سالشه. من دو تا مشکل خیلی بزرگ دارم که دارن دیوونه ام میکنن و میترسم کارم به روانپزشک بکشه. ما هر دو تحصیل کرده ایم. مشکل اول من اینکه که ماه های اولیه آشنایی ما بیشتر از اینکه به شناخت بگذره به عشق بازی و ... گذشت و ما عقد کردیم و ما بعد از عقد هم با هم رابطه داشتیم. من چند هفته بعد از عقد متوجه شدم همسرم تووی یه سایت با یه خانم قرار رابطه جنسی گذاشتن، عصبانی شدم و وقتی بهش گفتم قسم و آیه که غلط کردم. این قضیه همین جا تموم نشد. حتی باز هم بعد از ازدواج من میدیم که ایشون توو فیس بوک یا هر جای دیگه با دخترا رابطه داره و اولین پیشنهادش هم پیشنهاد جنسیه. با اینکه ما رابطه جنسی خیلی خوبی با هم داشتیم. یعنی توو سال های ال ازدواجمون تنها چیزی که خووب بود، همون بود. جون به خاطر رفتارهای خانواده شوهرم ما مدام دعوا داشتیم. و همسرم توجیه میکرد که من این کارا رو میکنم چون تو همش دعوا میکنی. البته اصلا زیر بار نمیرفت. و مدام دروغ دروغ میگفت. ما الان نزدیک دو ساله که مشکلاتمون حل شده و تقریبا زندگی آرومی داریم. ولی چند ماه پیش دیدم یه ایمیلی برای همسرم اوومد که یه خانم عکسای بذک کرده اش رو براش فرستاده بود. باز توجیه کرد که ایمیل اشتباهی اوومده و من اصلا این خانم رو نمیشناسم. حالا من اصلا نمیتونم بهش اعتماد کنم. همش احساس میکنم داره دروغ میگه و ممکنه باز با یکی رابطه داشته باشه. این قضیه استرس زیادی در من ایجاد کرده و باعث شده این چیزا رو هی به رووش بیارم و بگم. دومین مشکل من هم اینه که در دوران دانشجوییم یه آقایی به من علاقه داشت ولی من چون ایشون رو نمیشناختم هیچی نمیگفتم. وقتی در شرف ازدواج بودم فهمیدم ایشون میخواسته بیاد خواستگاری من و دوستام که بهش گفتن من دارم ازدواج میکنم پا پس کشیده. حالا از اون سالا دائم فکرش توو سرمه. همه جا دنبالش میکنم. اینستا، وبلاگش، الانم داره ازدواج میکنه. دارم دیوونه میشم. میشه بهم کمک کنین. اگه یه روانکاو خوب سراغ دارین بهم معرفی کنین. من دختر بی عرضه ای نیستم. من ارشد مکانیک ام و دارم اپلای میکنم که برم. من توو شرکت مپنا کار میکردم. که به خاطر همین شوهرم، از ترس اینکه به من خیانت نکنه استعفا دادم. خیلی لطف میکنین اگه بهم کمک کنین.

مهمترین سوال :

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

فاطمه علی اکبری
فاطمه علی اکبری
12 خرداد 1396 ساعت 18:06

درود بر شما دوست گرامی

همه ما تمایل داریم آنچه را شریک زندگی‌مان می‌گوید، باور کنیم. اعتماد به همسر، احساس امنیت و آرامش را تقویت می‌کند و از مسائل اساسی و زیربنایی زندگی مشترک است. 

طبیعی است که دیدن لغزشهای همسر فضایی از نا امنی را در رابطه با زندگی مشترک ایجاد می کند و کارکرد خانواده را با اختلال روبرو خواهد کرد. در این میان نوع واکنش همسر نیز می تواند عامل مهمی به حساب آید. گاهی اوقات، کسی که خیانت دیده باور نمی‌کند این اتفاق افتاده است و به جای تلاش برای بهبود وضعیت با انکار این موضوع، مشکلاتش را پیچیده‌تر می‌کند. 

به نظر می رسد که همسر  شما هرگز با بهای واقعی رفتارش مواجه نشده و هر بار کوتاه آمدن شما باعث شده به این نوع لغزشها ادامه دهند. مسئله اینجاست که وقتی یک رفتار، بارها تکرار شود نمی توان آن را به حساب خطا کردن گذاشت یعنی احتمال تکرار این رفتار از سوی همسرتان باز هم وجود خواهد داشت. ممکن است کسی که خیانت می کند دارای مشکلات شخصیتی باشد که البته تشخیص قطعی این مسئله بر عهده رواندرمانگر یا روانپزشک می باشد. 

برخی از افراد هم دوست دارند دست به چنین رفتارهایی بزنند چرا که برایشان تولید هیجان می کند و این احساس را به دست می آورند که افراد زرنگ اند و دیگران نمی توانند این قضیه را بفهمند. ضمن اینکه رابطه ممنوعه معمولا هیجان بیشتری برایشان دارد و معمولا برای به دست آوردن این هیجان اقدام به چنین رابطه هایی می کنند.

توجه داشته باشید که کسی که بارها خیانت می کند نمی تواند از شخصیت سالمی برخوردار باشد و تا زمانی هم که خودش نخواهد، شما یا هر فرد دیگری نمی توانید تغییری در رفتار ایشان ایجاد کنید. 

استعفای شما از کار نمی تواند راهکار مناسبی برای پیشگیری از خیانت های همسرتان باشد زیرا اگر موثر بود الان دوباره با چنین مسئله ای مواجه نمی شدید. رابطه ای که در ان یکی از همسران به دیگری وفادار نیست، رابطه ای مثبت و مطمئن نیست و سبب فرسایش روحی شما خواهد گشت. همسر شما به نظر می رسد که نمی تواند نسبت به شما متعهد باشد و این مسئله هر از گاهی در زندگی شما قابلیت تکرار خواهد داشت. پس در نهایت این شما هستید که تصمیم می گیرید به ادامه زندگی و یا ادامه ندادن. 

در مورد آقایی هم که توضیح داده اید، گاهی اوقات داشتن زندگی زناشویی غیرمثبت سبب تمایل افراد به سوی عشقهای قدیمی و یا علاقه هایی غیر از همسر می شود. ممکن است احساسی که در حال حاضر تجربه می کنید به دلیل شرایطی باشد که در حال حاضر در زندگی تان دارید.

دوست گرامی، این آقا در حال ازدواج هستند و بهتر است ذهن خود را نسبت به ایشان معطوف نکنید. البته احساس شما قابل درک است ولی پیگیری در مورد آن آقا که در شرف ازدواج هم هستند سودی برایتان نخواهد داشت و مراجعه به یک مشاور در حال حاضر می تواند به شما کمک کننده باشد.

معرفی درمانگر برای این سامانه مقدور نمی باشد.


از اعتماد شما سپاسگزارم

علی اکبری-خانه توانگری


معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

سوالات مشابه