سوال خود را هم اکنون بپرسید

پاسخ متنی و صوتی

توسط درمانگران، مشاوران و روانشناسان

دریافت در کمتر از ۲۴ ساعت

به صورت محرمانه و کاملا خصوصی

پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

چطور با خودم کنار بیام؟

پرسش

تاریخ ثبت : 02 اسفند 1397
1,138  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
من دو سال است ازدواج کردم و با همسرم خوشبختم. از وقتی ازدواج کردم، چون خونه نشین شدم و دیگر سرکار نمیرم احساس پوچی میکنم. چون از سر کار میومدم، خسته بودم و دیگه به زندگیم نمیرسیدم، خودم تصمیم گرفتم سرکار نرم. هر کلاسی هم که میرم بعد از مدتی به یه بهونه ای از رفتن به کلاس امتناع میکنم.
من که با خودم مشکل دارم، اگر بخواهم یه روزی بچه دار بشم، چطور میتونم اون رو تربیت کنم؟
از صبح تا شب تو خونه ام. با کسی هم بیرون نمیرم.

مهمترین سوال :
چطور به خودم برای ادامه این زندگی انگیزه بدم؟ به نظرتون اگر مهاجرت کنم شرایطم بهتر میشه؟

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

فاطمه علی اکبری
فاطمه علی اکبری
04 اسفند 1398 ساعت 11:54

درود بر شما

توضیحات تان را خواندم دوست عزیز.

پوچی حالتی در ذهن است که بر اثر فقدانهای عمیق به وجود می آید. وقتی کسی خودش را دوست ندارد، احساسات خود را نادیده می گیرد؛ در نتیجه همیشه به توجه و تایید از جانب دیگران نیازمند است. در این وضعیت چون هیچ وقت توجه مورد انتظارش را دریافت نمی‌کند، دچار احساس پوچی می‌شود. پس می توان گفت که سر کار نرفتن، عامل آشکارساز این احساس بوده است.

از نظر تحلیل روان، پوچی ناشی از فقدان است. بیشتر افرادی که دچار حس فقدان و پوچی می شوند، دارای والدینی بودند که نتوانسته اند رابطه ای صمیمی با فرزند خود برقرار کنند. کودکی نقطه مهمی از ساختار عاطفی را تشکیل می دهد. بنابراین وقتی در دوران کودکی به میزان کافی عشق و توجه دریافت نکنید، ذره ذره در شما این باور شکل می گیرد که به اندازه لازم خوب نیستید؛ در نتیجه دیگر برای خود ارزشی قائل نیستید. در این دیدگاه می توان دلیل اصلی پوچی درونی را به کمبود ارتباط احساسی و عشق نسبت داد.


دوست عزیز، این توضیحات از این جهت خدمت شما داده شد تا بدانید آنچه که اکنون به دنبال آن هستید و نمی یابید، در درون شما متمرکز است نه بیرون. بنابراین احساس خوبی که در جستجویش هستید را با مهاجرت نیز نخواهید یافت. ریشه اصلی حالات روان شما به دوران کودکی بازمی گردد و دلیل اصلی احساسات شما در بزرگسالی، افسردگی است.


هیچکدام از ما مجبور نیستیم بار گذشته ای را که به کارمان نمی آید به دوش بکشیم. هر کسی دارای استعدادها و خلاقیت‌های نهفته ‌ای است، اما چون از این استعدادهای نهفته استفاده نمی کند، زمان و انرژی خود را هدر می دهد. پر کردن زمان با روزمرگی، هدر دادن انرژی محسوب می شود. همین مسئله بر میزان افسردگی می افزاید.

با اهمیت دادن به احساسات و آن چه واقعا هستید، می توانید عشق درونی تان را شکوفا کرده و از احساس پوچی رها شوید. بیشتر بر خودتان متمرکز شوید. یعنی زمان بیشتری را برای فکر کردن نسبت به علایق تان صرف کنید. همچنین در نظر داشته باشید که انسان طبیعتاً موجودی اجتماعی است و نیاز به مراوده با دیگران دارد. ما حال خوب مان را از چندین منبع می گیریم مثل ازدواج یا رابطه عاطفی خوب، دوستان، همکاران یا آشنایان، خانواده، شغل یا دستاوردهای اجتماعی. بدیهی است یک منبع (ازدواج) به تنهایی نمی تواند حال کسی را خوب کند. تغییر در سبک زندگی، ارتباط با دوستان یا افراد مورد اعتمادی که حال خوبی در کنارشان داریم، یا شغلی که میل به داشتن دستاورد را ارضا کند، همه اینها می تواند کمک کند که از درون، حال بهتری راتجربه کنیم.


از اعتماد شما سپاسگزارم

علی اکبری-خانه توانگری طوبی


معرفی درس
آموزش غیر حضوری سفر زندگی
بسته شفای زنانگی 1 و 2 و 3
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

سوالات مشابه