سوال خود را هم اکنون بپرسید

پاسخ متنی و صوتی

توسط درمانگران، مشاوران و روانشناسان

دریافت در کمتر از ۲۴ ساعت

به صورت محرمانه و کاملا خصوصی

پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

نا امیدی و رسیدن به پوچی بعد از طلاق

پرسش

تاریخ ثبت : 10 اسفند 1397
220  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
بیشتر از ۳ سال پیش همسرم بدون اینکه هیچ وقت در مورد طلاق علناً حرفی بزنه، بعد از یه دعوا، درخواست طلاق داد و از همون روز هم دیگه خونه نیومد. من هر چی تلاش می کردم برای جلوگیری از طلاق و آشتی، نتیجه معکوس می داد و اوضاع بدتر از قبل می شد، فکر میکردم لج کرده و از خر شیطون پایین میاد ولی نیومد.
چون طلاق و کارهایی که خود ایشون، خانواده اش و اطرافیانش انجام دادند حین طلاق برای من اولاً غیر مترقبه و دور از باور بود و ثانیاً بعضاً غیر وجدانی و غیر اخلاقی بود. شوک و ضربه روانی و عاطفی عمیقی بهم وارد کرد. البته درد باعث شد من نگاه درستی به خودم بندازم و ببینم چی کار کردم و کجا گیرم و بفهمم من هم کم گذاشتم، ولی اون ضربه ها و این آگاهی حالم رو‌ بدتر کرد و زندگیم رو حسابی از بالانس خارج کرده. از اینکه عملکرد بدی داشتم و بیشترش واقعاً از نادانی و در نتیجه بی مهارتی بوده، حسرت می خورم. حتی یادگیری هر چیزی که مربوط به رابطه یا خلقیات زن و مرد بشه، دست آخر حالم رو بد می کنه. چون می گم «چه فایده داره دیگه الان؟» همسر سابقم که پشت شو نگاه نکرد و درنگ مقدس من هم شد ابدی!

مهمترین سوال :
با این حال خرابم باید چه کار کنم؟ چطور به زندگی برگردم؟

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

سارا میرزامحمدی
سارا میرزامحمدی
12 اسفند 1398 ساعت 22:23

همراه گرامی

نگاشته شما را خواندم

ترومای روانی ای که تجربه کرده اید بسیار سخت بوده است. بسیار محتمل است که همسر سابق شما مدتها قبل از درخواست طلاق به آن فکر کرده و را ه حل های متفاوت را امتحان کرده اند اما در نهایت تصمیم آخر ایشان جدایی و طلاق بوده است. 

اینکه چرا در این مورد با شما مشورت نکرده اند و با توجه به اختیاراتی که قوانین کشور ما درمورد جدایی وطلاق به مردها داده است ، بدون اطلاع شما تصمیم خود را عملی کرده است، جای بحث جداگانه و مفصلی  دارد که اینجا به آن نخواهیم پرداخت. 

آنچه بسیار اهمیت دارد شرایط روحی روانی الان شماست. 

خیلی خوب است که وقت گذاشتید زندگیتان را تحلیل کردید و سهم خودتان را تا حدودی پیدا کرده اید. اما به هیچوجه وارد نقش قربانی نشوید. اینکه فکر میکنید "چه فایده که ... " کاملا نشانه نشستن شما در جایگاه قربانیست و در این هنگام دیگر شباهت به زنی که قدرتمندانه میگوید "درد باعث شد نگاه درست تری به خودم بیاندازم و بفهمم کجا کم گذاشته ام ..." ندارید. 

آگاهی باعث میشودجایگاه روحی روانی مناسب تری داشته باشید. اگر پس از آگاه شدن از سهم خودتان حال بدتری را تجربه کردید به دلیل آن است که هنوز در پذیرش آن مشکل دارید.

پذیرفتن سهم خود در هر اتفاق بد و جدایی باید در شرایطی بالغانه صورت گیرد. وقتی شما در نقش قربانی فرو میروید از تفکر بالغانه فاصله گرفته و مسلما حال بدی را تجربه میکنید. 

پیشنهاد میکنم به جای حسرت خوردن و احساس پوچی در فضایی بالغانه تر دوباره همه چیز را تحلیل کنید. 

رسیدن به حال خوب پس جدایی و طلاق مستلزم طی کردن پروسه ای زمانبر اما هدفمند است.

از منابعی که برایتان معرفی خواهم کرد نهایت استفاده را ببرید. 

درنگ مقدس واقعی را در این مرحله از زندگی و به این صورت قطعا تجربه خواهید کرد. 


از اعتماد شما به مجموعه ما سپاسگذارم

سارا میرزامحمدی


معرفی کتاب
زندگی خود را دوباره بیافرینید نوشته جفری یانگ ترجمه حسن حمیدپور انتشارات ارجمند

معرفی درس
پس از جدایی عاطفی و طلاق
بسته شفای زنانگی 1 و 2
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

سوالات مشابه