پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

مقابله با ترس و روبه رو شدن با واقعیت

پرسش

تاریخ ثبت : 16 اسفند 1397
313  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سلام ده سال ازدواج کردم و دوتا بچه دارم شوهرم بارها خیانت کرده ولی بخاطر دوست داشتنم و همین طور نداشتن درآمد و وابستگی بچه ها به خودم بخشیدم ولی این کارش رو ادامه میده ومیگه همه مردها اینطور هستن و دست زدن دارد ۸ماه خونه پدرم هستم خرجی ناچیزی به من میدهد با وجود درآمد عالی حاضر به گرفتن خونه ودادن وسایلمون هم نیست و راحت به عشق و حالش میرسه از یک طرف نمی تونم قید بچه هام رو بزنم و با وجود دوتا بچه پشت سرهم مشغول به کار بشوم و از طرفی هم با این شوهر نمی تونم زندگی کنم از لحاظ روحی شرایط بدی دارم چون فکر کردن به کسی که دوستش دارم ولی اون چه کارهایی با من کرده عذابم میده و نمیدونم کی حال خودم خوب میشه در سر دو راهی موندم با دست خالی جدا بشم یا بخاطر بچه ها برگردم قابل ذکر با وجود دارایی های فراوان به نام خودش نیست و حاضر بنام کردن نیست ومهریه و نفقه خیلی کم بهم تعلق می گیره این سوال همش تو ذهنم مردای اینطوری که خودشان رو می شناسن چرا ازدواج می کنن و باعث بدبختی زن و بچه میشن خیلی ترس از آینده دارم جدایی از بچه ها و یا برنیامدن از پس مشکلات

مهمترین سوال :
چطوری یک نفر که این همه بدی بهم کرده را فراموش کنم و فکر زندگی خودم و بچه هام باشم وقتی می بینم واسه خانم های خیابانی اینطوری خرج می کنه و وقت می گذرونه ولی بچه های من از حداقل امکانات رفاهی برخوردار نیستن
از اینکه یک دهه عمر منو هدر کرد ولی هیچ چیزی را حق من و بچه ها نمیدونه چطوری به آرامش برسم

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

شایان غدیری
شایان غدیری
28 تیر 1398 ساعت 23:13

سلام دوست گرامی

وقت شما بخیر


نامه ی پر از رنج تان را خواندم. امیدوارم زمانیکه این نامه را میخوانید در وضعیت نسبتا مناسبی باشید. نمیدانم اکنون چه تصمیمی گرفته اید. با این حال چقدر سخت است ماندن در وضعیتِ آخر ، زمانی که می خواهید انتخاب کنید از یک سو، با سالها حسِ بی ارزشی و نادیده گرفته شدن از سوی همسرتان کنار بیایید و یا از سویی دیگر با نگرانی از دست خالی بیرون آمدن از رابطه ، جدایی از فرزندانتان و آینده ای که همراه با ترس و درماندگی در شما تداعی می گردد روبرو شوید.


میچ آلبوم در رمان سه شنبه ها با موری از زبان راوی داستان می گوید:

ما عادت نداریم لحظه‌ای بایستیم،
پشت سرمان را نگاه کنیم،
زندگی‌هایمان را ببینیم و به خودمان بگوییم، 

همه چیز همین است؟
همه‌ی چیزی که من می‌خواهم همین است؟
آیا این وسط چیزی گم نشده؟


و شما اکنون ایستاده اید تا چیزهای گمشده ی مهم زندگی تان را در پس سالها رابطه با فردی که آنها را نادیده انگاشته،  بیابید. هرچند ممکن است به واسطه رسیدن به ارزش های درونی و اصیل خود ، از ادامه ی سفر در چنین رابطه ای خودداری کنید و ظاهرا دست خالی برگردید با این حال نکته ای که حائز اهمیت است این نیست که چه چیزی از این زندگی برمیدارید بلکه مهم تر آن است چه چیزی به جا می گذارید...؟ شما میخواهید خودارزشمندی ، اعتماد به نفس ، هویت و فردیت خود را در این رابطه جا نگذارید. آنها مهم ترین سرمایه های روانی و اجتماعی یک انسان است که در کنار آن میتواند به استقلال خود در جنبه های دیگر نیز نزدیک شود. 


فرزندان؛  ارزشمندی ، کارامدی و هویت را از والدین می گیرند و زمانیکه یک رابطه ی ناکارامد ، اینها را از مادر می گیرد آنها نیز یاد می گیرند برای نگهداشتن موقعیت های کنونی شان در آینده  ، چیزهای مهم زندگی شان را نادیده بگیرند و یا از آنها عبور کنند.


سخت ترین کار در زندگی شاید این باشد که دو دسته از آدمها را فراموش کنید: آنهایی را که به شما بسیار خوبی کرده اند و رها کنید و - آنهایی که شما را سالها آزار داده اند. اینها را نمی شود فراموش کرد.  ما رنج های گذشته را نمی توانیم از یاد ببریم. با این حال می توانیم آنها را مرور کنیم تا در تکرار تجربه ی رنج های مشابه در آینده، گرفتار نشویم. شما برای تجربه ی یک زندگی اصیل ، نمی خواهید با کسی قمار کنید که دارد لذت و رضایتمندی حال  و امیدِ آینده را از شما بگیرد،

 لازم است به خودتان حق بدهید و گاهی  به یاد آوردید که در گذشته چه دردها و نقاط ضعفی شما را احاطه کرده بوده اند تا بهتر بتوانید برمبنای ارزش ها و نیازهای واقعی و اصیل تان،  زندگی خود را دوباره بیافرینید... 


با تشکر از اعتماد شما

شایان غدیری

خانه توانگری


معرفی درس
بسته کامل مجموعه در جستجوی خویشتن (6 جلسه)

توصیه های پیشنهادی
نکات اشاره شده در پاسخ
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سوال شما با موفقیت ثبت شده است و پس از بررسی درمانگر پاسخ خواهیم داد

سوالات مشابه