پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

افسردگی و تنهایی والدین بعد از ازدواج فرزندان

پرسش

تاریخ ثبت : 17 اسفند 1397
82  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
پدر مادر من۲۰سال پیش از هم جدا شدند و ما با مادرم زندگی کردیم.من و برادرم هردو ازدواج کردیم و دو ساله مادرم در خانه تنهاست.او ۱۵ساله بازنشسته شده و مادر‌وپدرش هم فوت کردند.برادرم به تازگی دو تا بچه دارد که مادرم خیلی آها را دوست دارد.اما همواره از رفتارهای عروسمان آزرده میشودامامشکل جدی وجود ندارد.به من هم خیلی وابسته هست و بعد از ازدواج من خیلی سخت با تنهاییش کنار آمد.من وبرادرم شاغل هستیم و تقریبا سه هفته بکبار مادرم را میبینیم.ساکن تهرانیم و من ۲۹ و برادرم ۳۲ساله و مادرم ۶۷ساله هست.مادرم همواره احساس تنهایی میکند و این تنهایی را ابراز میکند.گاهی با خوبی و گاهی با قهر و دلخوری.هم چنین چند وقت یکبار به شدت سر مسایل جزیی از ما میرنجد و با ما قهر میکند حتی تا دو ماه.من واقعا نگران او هستم اما نمیتوانم کاری کنم.تقریبا هرروز بااو در تماسم.تلفنی و هم چنین اینترنتی.او خانم امروزی و باسوادی است .با خواهر برادرانش رفت و آمد ندارد،دوستان خیلی کمی دارد در حد همسایه ها و رفت و آمد کمی دارد‌.اومارابه تنهایی بزرگ کرده و هیچگاه تنهایی مسافرت و مهمانی نرفته و تمام زندگیش ما بودیم .

مهمترین سوال :
حال سوالم این است که مادرم برای بهتر شدن حالش چکار باید بکند؟هم چنین من در همه حال،مهمانی،سفرو... تو فکر مادرم هستم و انگار هیچگاه از ته دل بهم خوش نمیگذرد و عذاب وجدان دارم،من چکار باید بکنم؟آیا ما داریم کوتاهی میکنیم؟آیا راهی برای امثال مادر من وجود دارد؟نه حوصله کلاس رفتن دارد و نه مهمانی دادن ،کلا باهر کس هم که نشست و برخواست میکند یه ایرادی میگیرد.من سندروم آشیانه خالی را در اینترنت خواندم اما نفهمیدم من باید چکار کنم تا انقدر عذاب نکشم و مادرم هم خوشحال باشد ؟
ممنون میشم به سوالم پاسخ بدید🙏🏻

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

نعیمه داودی منش
نعیمه داودی منش
21 تیر 1398 ساعت 18:34

سلام !

متن نامتون رو خوندم و همونطور که اشاره کردید مادرتون دچار سندروم آشیانه ی خالی شدند که این سندروم اختلال نیست اما با ادامه دار شدنش زمینه اکثر اختلال های خلقی رو‌بوجودمیاره!مثل افسردگی یا حتی اختلالات اضطرابی!

در حقیقت پاسخ سوال شما به دوبخش تقسیم میشه یک بخش مسیله ی مادرتون و یک بخش مسیله ی خودتون!

درباره ی مادرتون و سندروم آشیانه ی خالی ، مشخصا مادرتون اینروزها به شدت احساس بی کفایتی و بی فایده بودن دارن که با فاصله ی شما و برادرتون و امکان دیدارهای کمتر شدت میگیره و بررسی کنید اگر علایم قهر و احساس تنهایی و فرسودگیشون و عدم علاقه به انجام کار های لذت بخش و تعامل با اطرافیانشون بیش از ۳ماه هست که ادامه دار شده حتما با روانپزشک مشورت کنن و‌در صورت نیاز  دارو مصرف کنند چون در این مرحله سندروم به افسردگی تبدیل شده! که با کنترل افسردگی بتونن به فعالیت های جدید و ثمربخش بپردازن و از احساس بی فایده بودن فاصله بگیرند!

در حقیقت خلق معنای جدیدی برای زندگی هست که به ایشون کمک میکنه و تا زمانیکه خودشون راغب نباشن،کمک زیادی نمی تونید بهشون بکنید!

در این رابطه کتاب و فیلم سینمایی مردی به نام اوه به همین موضوع میپردازه و همینطور بسته ی غیرحضوری معنای  زندگی میتونه براشون انگیزه بخش باشه!

گفتید تماسهای روزانه با مادرتون دارید و با این حال باز هم عذاب وجدان دارید و بهتون خوش نمیگذره! به نظر میرسه گاها خودتونو مسیول حال نه چندان خوب مادرتون میدونید و در سطح ناهشیار فکر می کنیدچون به ایشون خوش نمیگذره،به شما هم نباید خوش بگذره و آرامش داشته باشید که اگر ببینید داره کمی بهتون خوش میگذره و آرومید با احساس گناه و عذاب وجدان خودتونو از اون حال خوب محروم می کنید...این چرخه ای هست که باهاش خودتونو تنبیه می کنید! مطمینا وقتی تنبیهی پیش میاد میدونیم که خشم و عصبانیتی قبلش حضور داره!ببینید از چه کسی عصبانی هستید و دیگه از چه راه هایی برای تنبیه خودتون استفاده می کنید... بررسی این مسایل حایز اهمیت هست چرا که این احساس گناه در جاهای مختلف زندگی شخصییتون اختلال بوجود میاره و دامنه ی مسایلتون رو‌وسیع میکنه و علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد! و درس غیرحضوری شخصیت سالمتر به طور مفصل به این دست مسایل میپردازه


معرفی کتاب
مردی بنام اُوه

معرفی مقاله/فیلم
مردی به نام اُوه

معرفی درس
بسته معنای زندگی
بسته کامل مجموعه شخصیت سالمتر من (4 جلسه)

توصیه های پیشنهادی
در حقیقت پاسخ سوال شما به دوبخش تقسیم میشه یک بخش مسیله ی مادرتون و یک بخش مسیله ی خودتون! درباره ی مادرتون اگر علایم قهر و احساس تنهایی و فرسودگیشون و عدم علاقه به انجام کار های لذت بخش و تعامل با اطرافیانشون بیش از ۳ماه هست که ادامه دار شده حتما با روانپزشک مشورت کنن و‌در صورت نیاز دارو مصرف کنند چون در این مرحله سندروم به افسردگی تبدیل شده! و درباره ی مسایل خودتون بررسی این مسایل حایز اهمیت هست چرا که این احساس گناه در جاهای مختلف زندگی شخصییتون اختلال بوجود میاره و دامنه ی مسایلتون رو‌وسیع میکنه و علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد!
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سوال شما با موفقیت ثبت شده است و پس از بررسی درمانگر پاسخ خواهیم داد

سوالات مشابه