پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

دائما به او فكر ميكنم

پرسش

تاریخ ثبت : 18 اسفند 1395
4,571  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
با سلام. دختري 33 ساله هستم .متولد و ساكن تهران. سال 91 در شبكه اجتماعي با پسري عرب اهوازي آشنا شدم دوسال بزرگتر از خودم با مدرك عمران كه در شركت ساختماني مسئول اجرايي بود.حدود 6 ماه رابطه ي مجازي در حد صحبت و گفت و گوي كاري و شغلي و البته سلايق مشترك هنري داشتيمو براي دوتاييمون جالب بود كه با وجود اختلاف فرهنگي اينقدر علاقمنديهاي مشترك داريم. بهم علاقمند شديم و قرار به ديدار حضوري شد.براي سه روز به تهران اومد و تقريبا تمام سه روز رو همراه هم تهران رو گشتيم و باهم بوديم.خيلي بيشتر از هم خوشمون اومد. انگار براي هم ساخته شده بويم. اينبار دوري خيلي سخت بود ولي هيچ چاره اي نبود. 6 ماه گذشت و دوباره ديدار ميسر شد درحاليكه من عاشق و شيفته ش شده بودم. براي پروژه اي يكماهه ساكن كرج بود و دوبار رابطه ي جنسي هم داشتيم . اولين رابطه ي من بود و چون عاشقش بودم واقعا لذتبخش بود. حدود يكماه بعد از برگشتنش به اهواز يكباره ارتباطمون رو قطع كرد و ديگه جوابم رو نداد.تابستون 93 بود و روزهاي خيلي سختي رو گذروندم تا تونستم درون شكسته م رو ترميم كنم. اما واقعا اعتمادم رو به مردها از دست دادم.نميتونم اعتماد كنم و به دور خودم حصار امن كشيدم. از طرفي هنوز دوستش دارم و همين بيشتر ناراحتم ميكنه. دائما بهش فكر مينم و باخودم ميجنگم. همين مسئله باعث شده بيحوصله و بي انرژي بشم. چكار كنم كه تو ذهن و قلبم كمرنگ بشه؟احساس تنهايي ميكنم و دلم ميخواد يه رابطه ي سالم و درست رو تجربه كنم. لطفا بمن كمك كنين...

مهمترین سوال :

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

شایان غدیری
شایان غدیری
19 اسفند 1395 ساعت 00:38

سلام دوست گرامی


دوران بسیار سختی را پشت سر گذاشته اید.حق دارید که بابت این تجربه ی گذشته، احساس بسیار ناخوشایندی داشته باشید.و اینک پس از گذشت زمان و موفقیت در تلاش جهت ترمیم احساسات آسیب دیده ، باور بی اعتمادی در ذهن تان شکل گرفته و یا فعال شده است. در ارتباطی قرار گرفتید که حدود 365 روز  آن را در فضای دیجیتال و کمتر از 30 روزش را با ملاقات حضوری سپری کرده بودید تناسبی که به نظر می رسد جهت استحکام یک رابطه عاطفی کمی نامتوازن باشد. 


هرچند در خصوص روابط عاطفی در فضای دیجیتال به دلیل عدم دسترسی به بخش زیادی از  خصیصه های رفتاری و فاکتورهای شخصیتی فرد، این احتیاط قابل انتظار خواهد بود با این حال شکل و محتوای رابطه به صورتی بوده  که  باور بی اعتمادی بصورت بالقوه و خاموش در آن وجود داشته و با طرد شدنتان،  این باور فعال شده است. هرچند به خوبی توانستید به مرور احساسات مخدوش و نامنظم را تا حدوی یکپارچه کنید با این حال پروسه ترمیم اعتماد، به جهت دخیل بودن عنصر شناخت در کنار هیجان، به کمی زمان بیشتر نیاز هست.


نخستین روابط عاطفی نزدیک خود را با او داشته اید و طبیعی است که تا مدتی آن خاطرات به شکلی ایدآل در ذهن تان مرور شوند. با این حال  آنها را سرکوب می کنید تا تضاد درونی را برطرف کنید. این واکنش به صورت پیوسته موجب فرسایش و کاهش انرژی شما شده.

بطور کل خاطرات به جهت بار احساسی بالای آن، با سرکوب و یا جنگیدن کمرنگ نمی شوند. 

لازمه اتفاقات و رویدادهای گذشته را به عنوان بخشی از تجارب ناگوار زندگی بپذیرید. روابط صمیمانه خود را با اعضای خانواده تقویت کنید. پذیرش  نقش های اجتماعی سازنده به غیر از حیطه شغلی تان و کسب تجارب جدید اجتماعی  از طریق شرکت در فعالیت های تفریحی و  یا اجتماعی با دوستانتان می توانند در این مسیر یاری دهنده باشند. با این حال پیشنهاد می شود چنانچه شدت این علائم ( بی حوصلگی و کاهش سطح انرژی ) عملکرد ذهنی و شغلی تان را متاثر نموده است در ابتدا به روانپزشک مراجعه نمایید.


با تشکر از اعتماد شما

شایان غدیری،کارشناس ارشد روانشناسی بالینی




ادبیات محترمانه و بدون قضاوت : 30
کارآمدی پاسخ : 8
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

پاسخ پرسشگر

19 اسفند 1395 ساعت 19:22
سلام آقاي غديري
از پاسخگويي شما بسياربسيار ممنونم . دقيقامشكل من "پذيرش" است . هنوز نتونستم باور كنم كه در قبال راستي و عاطفه ي واقعي من فقط دروغ نصيبم شده. اوقاتي كه با دوستانم و خانواده م ميگذرونم پر از انرژي و شور زندگي هستم. اما در برخورد با غريبه ها سريعا گارد ميگيرم و خط قرمز فرضي رو تعيين ميكنم كه اگر ازش عبور كردن مقابله كنم. راستش ميخوام تجربه ي جديد داشته باشم ولي از طرفي ميترسم. اين دوگانگي آزارم ميده.
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

شایان غدیری
شایان غدیری
19 اسفند 1395 ساعت 22:36

سلام دوست گرامی


گذر از تجربه شکست عاطفی، فرآیندیه که تا حدودی به زمان و کسب تجارب جدید برای بازسازی احساس و ادراک و ایجاد موقعیت مطلوب نیاز هست. در این گذار فردِ آسیب دیده از چهار مرحله گذار عبور میکنه :

- وقوع ضربه عاطفی    ( ... حدود يكماه بعد از برگشتنش به اهواز يكباره ارتباطمون رو قطع كرد و ديگه جوابم رو نداد )

- تجربه آسیب پذیری ( ... تابستون 93 بود و  روزهاي خيلي سختي رو گذروندم ... )

- یاس و ناامیدی          ( ... تونستم درون شكسته م رو ترميم كنم...)

- نگرانی و احساس سردرگمی  ( هم اکنون... )


شما مراحل سختی را پس از آسیب ، پشت سر گذاشته اید. با این حال در این مرحله ی پایانی، علی رغم میل باطنی برای ارتباط، آن رویداد منجر به ضربه را باز تجربه می کنید و اصطلاحاً آن تجارب،  فلش بک می شود. و  احساس نا امنیِ مجدد در شما تجربه،  و سیستم فعال کننده ترس و نگرانی در شما به راه می افتد. با این حال اکنون شما در وضعیت جدیدی هستید و این فرصت را دارید تا در موقعیتی متفاوت بر فراز گذشته ، بر رابطه و خاطراتتان متمرکز شوید و زمان قطع رابطه و دوران بعد از آن را مرور کنید از اینکه دوباره بخواهید آن هیجانات را به یاد بیاورید نگران خواهید شد با این حال نزدیک شدن به آنها در درک جدید شما به رویدادها و ارزیابی واقع بینانه تان کمک می کنه.

در قلب تجربه ی شکست برای اکثر افراد یک حس فقدان شدید وجود داره . سعی کنید در ذهن خود مرور کنید که احساس فقدان چه چیزهایی رو دارید. چیزهای مهمی را که از دست داده اید تصویر سازی کنید. و سعی کنید آنچه را که به یاد آوردید یاداشت کنید. مجدد آنها را مرور کنید و دلایل آنها را برای خود منظور کنید.

 این اقدامات به شما کمک میکنند تا تکانه های ناشی از آن فلش بک ها را به حداقل برسانید. لازم نیست آنها پاک شوند اما به مرور عملکرد مخرب خود را از دست خواهند داد . در عین حال انتظار نمی رود که در حال حاضر در ذهن خود به یک رابطه ی جدید عاطفی فکر کنید.



با تشکر از اعتماد شما

شایان غدیری



ادبیات محترمانه و بدون قضاوت : 30
کارآمدی پاسخ : 9
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

پاسخ پرسشگر

20 اسفند 1395 ساعت 17:17
سلام آقای غدیری . بخاطر پاسخ بسیار ممنونم.
با توجه به راهکار پیشنهادی شما،چقدر زمان برای گذر از حال بدم به حال بهتر نیاز هست؟ بهتر شدن چه نشونه هایی داره ؟ با توجه به اینکه به گفته ی شما خاطراتم پاک نمیشن ... شما کتابی پیشنهاد میدین؟ واقعا مشتاق به بهتر شدن و حل ریشه ای ِ این مسئله هستم چون انرژی که سر این مسئله هدر میشه رو میتونم برای علاقمندیها یا شغلم صرف کنم.
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

شایان غدیری
شایان غدیری
20 اسفند 1395 ساعت 19:25

سلام دوست گرامی 


این زمان بیش از آنکه جنبه کمی داشته باشه کیفیه. این زمانِ صرف عددی نیست که رسیدن به آن حال شما را بهتر می کنه و یا شما را از این مرحله خارج میکنه، بلکه تجربه ی تدریجی رویدادهای جدید و سازنده در زندگی، این باور و احساس تدریجی جدید را به لحاظ کیفی برایتان ایجاد می کند. با این حال این بازه زمانی در وضعیت کنونی، از شش تا دوازده ماه می تواند قابل پیش بینی باشه. 

 نخستین نشانه بهتر شدن اینه که توانسته اید گذشته ی خودتون رو  تا حدودی ببخشیدید. بخشیدن به معنای فراموشی نیست بلکه بدان معناست که به سطحی رسیده اید که حتی با مرور آن خاطرات احساس سرزنش و یا بی ارزشی نخواهید کرد. و این اتفاق واقعا می تواند برای شما بیافتد.  کتاب هایی در این زمینه می توانند به شما کمک کنند از کتابی با عنوان : آشغال های فکرت را دور بریز ، مک کولین، انتشارت رسا   تا  رمان هایی با نام: "من پیش از تو "  و هم چنین "من پس از تو"  ، از جوجو مویز، انتشارت آموت 


با تشکر از اعتماد شما

شایان غدیری



ادبیات محترمانه و بدون قضاوت : 30
کارآمدی پاسخ : 9
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

پاسخ پرسشگر

20 اسفند 1395 ساعت 20:20
سلام آقای غدیری
ازینکه با صبر و در سریع ترین زمان سوالاتم رو پاسخ دادین بینهایت از شما ممنونم .
امیدوارم بتونم این مراحل رو بگذرونم ؛ بپذیرم ، ببخشم، و فرصت بیشتری بخودم بدم...
حتما کتابها رو میخونم. دو تا رمان جوجو مویز رو خوندم و اینبار با دقت بیشتری میخونم. سلامت و پاینده باشین .
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سوال شما با موفقیت ثبت شده است و پس از بررسی درمانگر پاسخ خواهیم داد

سوالات مشابه