پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

رهایی از تضاد ایجاد شده در ذهن به دلیل بلوغ فعلی و عدم بلوغ در گذشته

پرسش

تاریخ ثبت : 21 اسفند 1397
286  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سلام. من یه خانم بالای ۳۰ سال هستم. اخیرا ازدواج کردم و از رابطه م در حد استانداردی رضایت دارم و همیشه در سالهای اخیرِ قبل از ازدواجم مواظب بودم که انتخاب درستی انجام بدم که خوشبختانه تا حد معقولی انتخاب درستی انجام دادم. اما موردی که ذهن من رو به شدت درگیر کرده عدم بلوغِ قبلی م نسبت به (منِ الانم) هست. که این عدم بلوغ باعث شده بود من به کارهایی که از نظر جامعه نرم نیس دست بزنم. مثلا چون نابالغ بودم و فقط به دنبال محبت بودم با یه مرد متاهل ناآگاهانه وارد رابطه شدم که بعدش کشیدم کنار. من الان که به بلوغ رسیدم نمیتونم خودِ گذشته م رو قبول کنم. ناراحتم از گذشته م. شرمسارم. الان میفهمم بعضی کارهام واقعا نادرست بوده. و این احساس باعث شده احساس کنم منِ الان سرزنش میکنه منِ دیروزم رو. چه کنم؟

مهمترین سوال :
تضادی که درذهنم بین منِ الان و منِ دیروزم به وجود آمده رو چطور هضم کنم. خجالت میکشم که در گذشته نابالغانه رفتارهای نادرستی داشتم. ممنون میشم کمک کنید.

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

صوناچايچي
صوناچايچي
27 اسفند 1397 ساعت 12:53

سلام، سپاس از اعتمادتان.

نوشته‌تان را خواندم و اینگونه برداشت کردم که «گذشته» بیشتر از آنچه که واقعیت دارد در شما تاثیرگذار است و به نوعی در حال غلبه بر«حال»شماست.

اگرما گذشته‌ی هرفرد، را “مجموعه ای‌ از آنچه درکودکی اش و  سپس در روابط‌ اجتماعی، عاطفی و شغلی‌اش بر او گذشته است”تعریف کنیم‌ می‌توانیم این نتیجه را بگیریم که همه‌ی افراد به صرف رشدکردن، گذشته‌ای نیز دارند.

اما سوال اینجاست که گذشته، چگونه می‌تواند مانعی برای زندگی در حال و ابزاری برای آسیب به عزت نفس ما باشد؟

گذشته، به دو‌شکل  تاثیرگذاری منفی  ادامه داری خواهدداشت:

-احساسات منفی ای که بدلیل عدم قدرت تصمیم‌گیری‌‌ست و تاحال، ادامه دارد و هنوز هم به نتیجه نرسیده و پرونده‌اش بازااست.

-احساسات منفی‌ای که باوجود تصمیم‌گیری مناسب و تغییر شرایط به شکل صحیح و مثبت، اما هنوز وجود دارند، از جمله: خودسرزنشی، حسرت و احساس گناه.

برای این منظور نیاز است که باورها و افکار خود را تغییر دهید و‌ برای این منظور به آگاهی و تمرین و سپس به تعهد نیاز دارید. آگاهی داشتن یعنی شیوه‌ی عملی تعییر افکار و باورها.

وقتی در موقعیت‌هایی دچار مرور گذشته می‌شوید. ابتدا سعی کنید هوشیاری تان را به حدااکثر برسانید، برای این منظور، دفترچه‌ای تهیه کنید سوالاتی از خودتان بپرسید و پاسخ آن را یادداشت کنید:

-وقتی در این شرایط قرارمی‌گیرم، چگونه فکر می‌کنم؟

-هیجانات و احساساتی که تجربه می‌کنم چیست؟

-نقش خودم را در این اتفاقات چگونه می‌بینم؟

-تاثیر آن اتفاقات را در مسائل کنونی‌ام چگونه و تا چه میزان می‌بینم.

با تکرار جواب دادن به این سوالات در چند موقعیت‌، دیگر می‌دانید چرا نمی‌توانید رها شوید و به مرحله آگاهی می‌رسید. سپس نیاز است که تکنیک‌هایی انجام دهید تا این آگاهی در شما تمرین و تکرار شود.

-مهارت «ذهن آگاهی»کسب کنید.این تکنیک بطور خلاصه به این شکل است که تمام تمرکز خود را بر روی لحظه‌ای که در آم هستید می‌آورید:

•مثلا همین الان که دارید این نوشته را می خوانید احتمالا موبایل،تبلت و یا لپ تاپ دارید استفاده میکنید برای چند لحظه به حس لامسه خود توجه کنید که دارد موبایل،تبلت و یا لپ تاپ شما را احساس میکند.

•یا مثلا وقتی در حال انجام کارهای منزل هستید، به حرکت تمام اعضای درگیر، مثلا پا و دستان‌تان دقت کنید و تلاش کنید تمام این فرآیند را از حالت اتوماتیک خارج کنید و نسبت به آنها آگاهی داشته باشید.

- روش‌هایی خلاقانه برای بیان احساسات‌تان پیدا کنید و آن‌ها را ابراز کنید، می‌توانید یک وبلاگ بسازید یا در فضاهای اجتماعی دیگری به شکلی غیرمستقیم(اگرقصدخودافشایی ندارید) خاطرات خود را بازگو کنید. از میزان تلاش‌تان برای رهایی از آن اتفاقات و به هدف‌ها و اتفاقات مثبت بعدی‌‌‌ای که ساخته‌ایدبگویید تا به مرور از شرمنده بودن فاصله بگیرید و باور کنید «تهدیدها را به فرصت» تبدیل کرده‌اید و به توانایی‌تان، قدرت‌ مدیریت‌تان و استمرارتان افتخارکنید.

- وقتی گرفتار احساسات منفی هستید تلاش کنید، حقایق را جایگزین آن کنید. مثلا وقتی باخودفکرمی‌کنید “من تجربه‌ی رابطه‌‌ی ممنوعه‌ای داشته‌ام، پس ممکن است آن را تکرار کنم” فکر کنید “من یک درگیری سخت را پشت سرگذارنده‌ام و پیامدهاو آسیب‌هایش را تجربه کرده ام، پس مهارت رویارویی با آن را یادگرفته‌ام و اگر در آینده در شرایط مشابهی قرارگیرم چگونگی مدیریت آن را می‌دانم.” 

- حتی اگر اوایل این شکل از تفکرمثبت، برایتان سخت است برای جنگیدن افکار منفی خود نجنگید، فقط یک رفتار دلخواه و خوشایند را بجای آن انتخاب کنید(مثلا نقاشی کردن، تمرینهای ریلکس کردن و..) سپس به شکل روتینی در م‌واقع مشابهش انجام دهید تا در اثر تکرار، جایگزین رفتار مخرب‌تان شود.

-لیستی از دستاوردها و موفقیتهای خود داشته باشید و کوچکترین موارد را هم در آن یادداشت کنید و بابت آن خود را تشویق کنید و جشن بگیرید.

«نگرانی ها و احساسات منفی، گاهی چنان بر ما غلبه می‌کنند که گویی رکن جدانشدنی و الزامی زندگی‌مان هستند، اما به محض نادیده گرفته شدن توسط ما و‌ از دست دادن اعتبارشان، کمرنگ شده و از بین میر‌وند»

امانتدار اعتمادتانم و‌آماده تقدیم خدمت در صورت داشتن سوالات آتی‌تان هستم.

چایچی-خانه توانگری


معرفی کتاب
پنج نقطه قوت برتر خود را بشناسید-تام راث

معرفی درس
بسته سفر زندگی

توصیه های پیشنهادی
-مهارت «ذهن آگاهی»کسب کنید.این تکنیک بطور خلاصه به این شکل است که تمام تمرکز خود را بر روی لحظه‌ای که در آم هستید می‌آورید: •مثلا همین الان که دارید این نوشته را می خوانید احتمالا موبایل،تبلت و یا لپ تاپ دارید استفاده میکنید برای چند لحظه به حس لامسه خود توجه کنید که دارد موبایل،تبلت و یا لپ تاپ شما را احساس میکند. •یا مثلا وقتی در حال انجام کارهای منزل هستید، به حرکت تمام اعضای درگیر، مثلا پا و دستان‌تان دقت کنید و تلاش کنید تمام این فرآیند را از حالت اتوماتیک خارج کنید و نسبت به آنها آگاهی داشته باشید. - روش‌هایی خلاقانه برای بیان احساسات‌تان پیدا کنید و آن‌ها را ابراز کنید، می‌توانید یک وبلاگ بسازید یا در فضاهای اجتماعی دیگری به شکلی غیرمستقیم(اگرقصدخودافشایی ندارید) خاطرات خود را بازگو کنید. از میزان تلاش‌تان برای رهایی از آن اتفاقات و به هدف‌ها و اتفاقات مثبت بعدی‌‌‌ای که ساخته‌ایدبگویید تا به مرور از شرمنده بودن فاصله بگیرید و باور کنید «تهدیدها را به فرصت» تبدیل کرده‌اید و به توانایی‌تان، قدرت‌ مدیریت‌تان و استمرارتان افتخارکنید. - وقتی گرفتار احساسات منفی هستید تلاش کنید، حقایق را جایگزین آن کنید. مثلا وقتی باخودفکرمی‌کنید “من تجربه‌ی رابطه‌‌ی ممنوعه‌ای داشته‌ام، پس ممکن است آن را تکرار کنم” فکر کنید “من یک درگیری سخت را پشت سرگذارنده‌ام و پیامدهاو آسیب‌هایش را تجربه کرده ام، پس مهارت رویارویی با آن را یادگرفته‌ام و اگر در آینده در شرایط مشابهی قرارگیرم چگونگی مدیریت آن را می‌دانم.” - حتی اگر اوایل این شکل از تفکر که مثبت فکرکنید، برایتان سخت است برای جنگیدن افکار منفی خود نجنگید، فقط یک رفتار دلخواه و خوشایند را بجای آن انتخاب کنید(مثلا نقاشی کردن، تمرینهای ریلکس کردن و..) سپس به شکل روتینی در م‌واقع مشابهش انجام دهید تا در اثر تکرار، جایگزین رفتار مخرب‌تان شود. -لیستی از دستاوردها و موفقیتهای خود داشته باشید و کوچکترین موارد را هم در آن یادداشت کنید و بابت آن خود را تشویق کنید و جشن بگیرید.
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سوال شما با موفقیت ثبت شده است و پس از بررسی درمانگر پاسخ خواهیم داد

سوالات مشابه