سوال خود را هم اکنون بپرسید

پاسخ متنی و صوتی

توسط درمانگران، مشاوران و روانشناسان

دریافت در کمتر از ۲۴ ساعت

به صورت محرمانه و کاملا خصوصی

پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

ناباروری و سقط جنین

پرسش

تاریخ ثبت : 17 فروردین 1398
665  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
اولین بار بعد از یکسال و نیم تلاش برای بارداری، وقتی به صورت طبیعی حاصل شد پزشک توصیه کرد یکماه استراحت کامل داشته باشم.
در آن زمان با توجه به شرایط کاری خاصم و نیازم به همکاری محل کارم برای گرفتن ویزا جهت شرکت در کنفرانسی در انگلیس، تصور میکردم، بهتر است تا رسیدن وقت سفارت، کارهایم را کمتر کنم و بعد از آن تقاضای استعفا دهم چرا که با مرخصی ام موافقت نکردند. اما متاسفانه ظاهرا به دلیل تعلل در استراحت و نیز استرس هایم قلب جنین در اواخر ماه سوم بارداری متوقف شد.
ترک کردن محل کارم به دلیل نیاز به استراحت دوران بارداری، از دست دادن جنین و نیز نگرفتن ویزا اولین جرقه های ترس از نتبجه نگرفتن را در من روشن کرد.
یعد از آن به تصور اینکه تمرکز و محیطی آرامی برای بارداری نیاز دارم، فقط یکی از کارهای سابقم را که یک روز در هفته زمان نیاز داشت ادامه دادم و نتوانستم اقدام جدی برای پیدا کردن شغل ثابت انجام بدم،
از این ماجرا نزدیک به دو سال میگذرد. تلاش ما برای داشتن فرزند ادامه دارد. هنوز دلیلی برای ناباروری من یا همسرم مشخص نشده و علیرغم هزینه های زیاد هر مرحله که منفی میشود تحمل وضعیت سخت تز است.

مهمترین سوال :
سه سال و اندی است که زندگی شخصی و مشترک من درگیر موضوع ناباروری و یک مورد سقط شده. علیرغم همدلی و تلاش های خودم و همسرم برای تاثیر نگرفتن از این موضوع، باز هم دچار تنشهای روحی، بی انگیزگی و احساس پوچی میشم. به گونه ای که برای شروع هر کاری حتی آنچه که از مدتها قبل برایش برنامه ریزی کردم یا حتی ادامه اقدامات پزشکی به شدت نگران نتیجه شده و از شروع کردن هر کاری به تنهایی گریزانم. علاوه بر این حوصله جمع و شرکت در مهمانی ها و مراسم ها را هم ندارم. دایما احساس می کنم همه چیز تکراری است و دیگر حرف تازه یا دغدغه مشترکی نداریم. چرا که ما با انگیزه کم کردن فشارها و دخالتهای احتمالی خانواده ها و دوستان تصمیم به پنهان کردن دغدغه فعلی مان گرفتیم.
آیا رویه ای که در پیش گرفتیم صحیح است؟ برای رهایی از این حلقه منفی تکرار شونده و ترس از نتیجه نگرفتن چه توصیه ای دارید؟ همیشه داشتن خانواده ای بزرگ را تصور می کردم، چه طور در درونم بپذیرم که نداشتن فرزند هم بخشی از زندگی است؟

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

ساجده ودودی
ساجده ودودی
22 دی 1398 ساعت 11:12

سلام پرسشگر گرامی 

نامه دقیق شما را خواندم به خاطر سقط جنین تان متاسفم . 

از ناامیدی تان برای نتیجه نگرفتن نوشته اید همانطور که آقای دکتر شیری در درس غیر حضوری شفای ناامیدی توضیح داده اند خروج از وضعیت ناامیدی و افسردگی سه مرحله دارد ۱.جدایی از وضعیت زندگی، ۲.حیرانی و سردرگمی و ۳.بازگشت به زندگی ..

می توانید بررسی کنید الان در کدام یک از این مراحل هستید ؟  همه ما در زندگی لحظاتی را تجربه کرده ایم برایمان باارزش است و به نوعی نقطه اتصال مان محسوب میشود می تواند خاطره ایی شیرین ، عشقی قدیمی ، لحظه ایی افتخار آمیز باشد .. شاید داشتن جان تازه ایی در وجودتان و آگاهی از آن نیز جزیی از همان لحظات باشد .. با یادآوری آن لحظه ، آن عشق همان خاطره در زمانی که یاس و ناامیدی تمام وجود شما را در می گیرد می توانید احساس بهتری را تجربه کرده تا حدودی استرس ها و هیجانات منفی خودتان را کنترل کنید .

البته که داشتن خانواده ایی بزرگ مانند آنچه همیشه در ذهن خود تصور می کرده اید زیبا و دلنشین است اما گاهی شرایط در زندگی به گونه ایی است که محدودیت های آن به ما اجازه داشتن آنچه می خواهیم را نمی دهد ، در این موارد دچار یاس و ناامیدی می شویم داشتن یک برنامه مدون برای انجام کاری جهت رهایی از این استرس و ناامیدی درونی مثل مدیتیشن ، انجام مناسک خاص بنا بر عقاید شخصی شما ، آنچه با آن لذت را به همراه آرامش تجربه می کنید ( نقاشی، موسیقی ، ورزش و .... )  برایتان مفید خواهد بود . 

 

به طور خاص در مورد فرزند آوری تا این میزان اطلاعات دارم که هر چه بیشتر فشار و استرس را تجربه کنید کمتر نتیجه خواهید گرفت .

شما تلاش کرده اید که فشار بیرونی را حدودی کنترل کنید و کمتر از دغدغه خودتان صحبت کنید اما توجه داشته باشید پرداختن افراطی شما به این مسئله در وجود خودتان و احساس گناهی که به جهت تعلل در استراحت با خودتان حمل می کنید به مراتب آسیب بیشتری به همراه دارد . 


در واقع اشتیاق برای داشتن فرزند خوب است به شما انگیزه ی قوی بودن و صبوری و تلاش می دهد اما تحمل فشار و استرس و حمل احساس گناه کمکتان نمی کند . همانطور که در نوشته تان اشاره کرده اید در زمان بارداری شرایط بهتری را نمی توانستید رقم بزنید .. با مرخصی تان موافقت نشد و همه شرایط در دست شما نبود. 


در مرحله اول به این موضوع متمرکز شوید که با نداشتن فرزند چه اتفاقی برای شما می افتد ؟ چه احساسی را با خود حمل می کنید ؟ 

خانواده ایی کوچک اما صمیمی برایتان چه معنایی دارد ؟

آیا موضوعی و یا خاطره از کودکی به خاطر می آورید که برای این مفاهیم ( مادر شدن، نازا بودن، خانواده بزرگ) ارزش گذاری کرده باشند ؟ 


در پس این خاطرات و مفاهیم چه افکاری نهفته است ؟ از به یاد آوری آنها چه احساساتی را تجربه می کنید ؟ 


در مرحله دوم به این موضوع فکر کنید که اگر بچه دار نشوید چطور می توانید راه های بازیابی صمیمیت و عشق و دغدعه های مشترک را در زندگی خود جاری کنید ؟ 


سومین مرحله کوتاه کردن دخالت های  خانواده ، محیط و جامعه میباشد . توصیه می کنم در صورت لزوم با گفتگویی بالغانه چارچوب های خود و همسرتان را در برخورد با دیگران تقویت کنید و دست از حمایت یکدیگر برندارید . 


مرحله چهارم فرآیند حل مسئله است با توجه به پیشرفت علم راه های متفاوت و موثری برای فرزند آوری در اختیار است . میتوانید به آنها هم فکر کنید . 


از اعتماد شما سپاسگزارم .


ساجده ودودی 


خانه توانگری طوبی


معرفی درس
آموزش غیرحضوری شفای ناامیدی
بسته معنای زندگی
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

سوالات مشابه