سوال خود را هم اکنون بپرسید

پاسخ متنی و صوتی

توسط درمانگران، مشاوران و روانشناسان

دریافت در کمتر از ۲۴ ساعت

به صورت محرمانه و کاملا خصوصی

پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

نا امنی

پرسش

تاریخ ثبت : 22 فروردین 1398
238  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سلام
از 17 سالگی افسردگی رو تجربه کردم با درجات مختلف. با طرحواره ها آشنا شدم و تست دادم. تله ی بی اعتمادی و بی ارزشی اصلی ترین هاش بودند. در خانه ای بزرگ شدم که نیاز امنیت و عزت نفس ظاهرا تامین نشده و الان محرومیت هیجانی هم دارم. میخوام بدونم من با مطالعه شخصی خودم میتونم مشکل رو حل کنم؟ چون واقعا همیشه اضطراب شدید دارم و افسرده هستم. دارو هم مصرف میکنم.

مهمترین سوال :
چرا اضطراب و نا امنی دست از سر من بر نمی داره؟

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

زهرا محمدی
زهرا محمدی
17 دی 1398 ساعت 18:20

سلام

نامه شما را خواندم.

بابت شرایطی که تجربه می کنید متاثر شدم. 

درست است بخشی از مسائلی که با آنها دست و پنجه نرم می کنید ریشه در گذشته شما دارد و به خانه ای برمیگردد که امنیت در آن نبود با این حال در حاضر شما چقدر خودتان تداوم بخش افراد همان خانه اید؟ متاسفانه ما به شکلی ناباورانه با مراقبین مان که گاهی ناخواسته و از روی عدم آگاهی به ما آسیب زده اند همانندسازی می کنیم و بعد از آنکه ریشه های آن بررسی می شود به این نتیجه می رسیم امروز خودمان تداوم بخش همان الگوها هستیم. 

زیر این اضطراب و استرسی که تجربه می کنید میتواند افکاری باشد که از ذهن تان عبور میکند. زمانی که مضطرب می شوید بررسی نمایید چه فکرهایی از ذهن تان عبور می کند؟ و چقدر باعث تشدید احساس تان می شود؟ آیا شما در مورد آن موقعیت به این شکل فکر می کنید(با توجه به تجربیاتی که داشته اید) یا اینکه دیگران هم  به همان صورت به آن قضیه می نگرند؟

می توانید لیستی تهیه کنید و به بررسی موقعیت هایی بپردازید که در آنها احساسات ناخوشایند را تجربه می کنید و بعد به بررسی افکارتان و رفتارهایتان در آن موقعیت ها بپردازید. ببینید چقدر با اصلاح و بهبود باورهایتان می توانید در کاهش این اضطراب همیشگی به خودتان کمک کنید. (کتاب رهایی از مشکلات بین فردی در این راستا کاربرگ های بسیار کاربردی ای دارد که می تواند به شما کمک نماید)

بعید نیست بزرگ شدن در فضای آسیب زا باعث شکل گیری افکاری در ذهن تان شده باشد که باز هم شما را به بی ارزشی، تنهایی و ناتوانی برساند. که میتوانید آن افکار را به چالش بکشید تا با اصلاح آنها رفتار و احساس تان تغییر یابد. 

مثلا در موقعیتی که مضطرب می شوید:

1- دقیقا پیش بینی می کنید چه اتفاقی خواهد افتاد؟

2- چقدر از 0 تا 100 امکان دارد این اتفاق در واقعیت رخ دهد؟ نتیجه را چقدر منفی پیش بینی می کنید از 0 تا100؟

3- بدترین نتیجه ممکن چیست؟

4- محتمل ترین نتیجه ممکن چیست؟

5- بهترین نتیجه ممکن چیست؟

6- آیا فجایعی را پیش بینی می کنید که به واقعیت نزدیک نیستند؟ مثال بزنید.

7- آیا هیجان هایتان (اضطراب) به شما خط می دهند؟ آیا به خودتان می گویید "احساس می کنم مضطربم پس اتفاق بدی خواهد افتاد"؟

8- آیا این راهی منطقی برای پیش بینی شرایط است؟ چرا؟

9- چندبار در گذشته پیش بینی های شما اشتباه از آب درآمده است؟ در آخر چه اتفاقی افتاد؟

10- نگرانی در این مورد برای شما چه سود و زیانی دارد؟ 


طبیعتا در این مسیر درمانگر حضوری می تواند به شما کمک کند تا با سرعت بیشتری از این شرایط عبور کنید هر چند کتاب هایی خدمتتان معرفی میکنم که کاربردی و مفید می باشد.

رهایی از زندان ذهن: ترجمه دکترحسن حمیدپور و زهرا اندوز، انتشارات ارجمند

زندانیان باور: ترجمه زهرا اندوز، انتشارات ذهن آویز

زندگی خود را دوباره بیافرینید: ترجمه دکتر حسن حمیدپور، انتشارات ارجمند

رهایی از مشکلات بین فردی: ترجمه دکتر حسن حمیدپور، انتشارات ارجمند



باتشکر

زهرا محمدی- خانه توانگری طوبی


معرفی کتاب
رهایی از زندان ذهن
زندانیان باور
زندگی خود را دوباره بیافرینید
رهایی از مشکلات بین فردی

معرفی درس
بسته کامل مجموعه شخصیت سالمتر من (4 جلسه)
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

سوالات مشابه