سوال خود را هم اکنون بپرسید

پاسخ متنی و صوتی

توسط درمانگران، مشاوران و روانشناسان

دریافت در کمتر از ۲۴ ساعت

به صورت محرمانه و کاملا خصوصی

پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

مدیریت رابطه بدون حل کردن خشم های گذشته

پرسش

تاریخ ثبت : 25 فروردین 1398
169  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
با خشم هایی که از ارتباطات اشتباه گذشته برامون حادث شده و هنوز زخمش باقی مونده چه باید کنیم؟ چگونه می شود از این حس بد رها شد؟
آیا با هرکسی می توان وارد گفتگوی بالغانه شد؟
رابطه ای که اجبار در عدم ترک آن وجود دارد (مثل ناتوان در عدم قطع رابطه با مادر شوهر) ولی به شدت آسیب رسان است را چگونه می توان مدیریت کرد؟ رابطه ای که در آن طرف مقابل مرتبا سعی می کند شما را تحقیر کند و تمامی ندارد و اگر بالغانه بخواهید رفتار کنید تمسخر را در پیش میگیرد را چگونه می توان ادامه داد؟

مهمترین سوال :
بنده اینقدر از روابط گذشته ام، از خودم و دیگران خشمگین هستم که ناخودآگاه در درون شروع میکنم به دعوا و زد و خورد با آنها! قبل از اینکه بتوانم تله هایم را حل کنم، چگونه این خشم را می توانم مهار کنم؟ و آن شکستهای گذشته ام را برای خودم حل کنم؟
اگر من علت تله ام عدم برآورده شدن نیاز خودابرازگری ام باشد، میشه راهنمایی کنید چه طور می توانم این نیاز را توسط خودم ارضا کنم؟

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

زهرا محمدی
زهرا محمدی
17 دی 1398 ساعت 16:50

با سلام

نامه شما را خواندم. 

اشاره به خشم زیادی داشتید که این خشم از ارتباطات اشتباه گذشته می باشد و شاید بخشی از خشم کنونی تان که در ذهن تان شروع به دعوا و زد و خورد با آنها می کنید زیرش همان خشم نهفته ای باشد که از گذشته باقی مانده. در رویکردهای جدیدی در روانشناسی مثل طرح واره درمانی، درمان مبتنی بر هیجان EFT به هیجان ها پرداخته می شود و با تکنیک هایی که در این رویکردها وجود دارد کمک می نماید تا بخشی از این خشم تان کاهش یابد و با موقعیت های فعلی زندگی تان به صورت واقع بینانه مواجه شوید و آنها را همانگونه که هستید تفسیر کنید.

به شما درمانگر حضوری را پیشنهاد می کنم که بتواند در تنظیم هیجان ها (خشم، غم، تنفر و...) به شما کمک نماید. گاهی زیر این خشم تان غمی نهفته است که با پس زدن این خشم می توانید به آن دسترسی بیابید و بعد تجربه کردن و بررسی آن قدرت عبور از آن را پیدا کنید. 

در قسمت دوم نامه که اشاره به روابطی داشتید که ناتوان از قطع آنها هستید با این حال حقارت را در آن تجربه می کنید. سوال من از شما این است وقتی ایشان با شما رفتاری ناپسندی دارند چه چیزی باعث می شود که شما در مورد خودتان احساس حقارت را تجربه می کنید؟ چه بخشی از این رفتار ناشایست را سهم ایشان می بینید؟ به نظرم اطرافیان شما رفتارهایی انجام می دهند که شما آن ها را تقریبا شبیه این محتواها تفسیر می کنید که "من بی ارزشیم یا ضعیفم یا ناتوانم یا دوست داشتنی نیستم" سوال من از شما این است آیا هر فردی که رفتار تحقیرآمیز نشان داد معنیش این است که ما حقیریم؟ یا شاید طرف مقابل ما از سلامت روان برای رفتار بالغانه برخورددار نمی باشد؟ 

سوالتان را کلی مطرح کرده اید و به جزئیات که رابطه شما با همسرتان به چه صورت می باشد و اینکه این خشم در چه موقعیت هایی برایتان دردسر ایجاد کرده، اشاره ای نداشتید. 

با این حال در مورد تخلیه خشمی که سالها با خودتان حمل کرده اید به شما کمک از درمانگر حضوری را پیشنهاد میکنم و همینطور کتاب خواندنی و کم حجم "موهبت شگفت انگیز خشم"

و در مورد اطرافیانی که می توانند با شما رفتارهای تحقیرکننده داشته باشند. می توانید بررسی کنید پشت این رفتارهایشان چه نیاز نهفته ای دارند که می خواهند با تحقیر به آن برسند؟ شما به چه شکل های دیگری می توانید در این موقعیت قرار بگیرید؟ اگر برایتان قطع رابطه امکان پذیر نیست آیا کم کردن رابطه امکان پذیر می باشد؟ هر بار چقدر با این باور در آن موقعیت حضور میابید که شاید دیگر آن رفتارشان را تکرار نکنند؟ یا اینکه این نوع حرف زدن ایشان و معاشرت شان را بخشی از شخصیت ایشان در نظر می گیرید که مجزا از شما و ارزشمندی تان می باشد؟ در مورد احساسات تان با چه کسی صحبت می کنید؟ 

نیاز به خودابرازگری یکی از نیازهای اساسی ما می باشد که در معاشرت با دیگران تامین می شود که می خواهیم به دیگران نیازها و خواسته های سالم مان را مطرح کنیم و به تنهایی و در خلوت خودمان نمی توانیم آن را تامین کنیم. می توانیم با تقویت مهارت جراتمندانه و استفاده از الگوی FACT- FEELIMG-OFFER  تلاش کنیم تا به شکل سالمی نیازهایمان را مطرح کنیم. 

fact: اشاره به اتفاقاتی که رخ داده است بدون برداشت شخصی شما. یعنی اتفاقات را همان گونه ای که رخ داده است بیان کنید نه برداشت شخصی خودتان از آن اتفاقات.

feeling: در مرحله ی بعدی به احساساتتان اشاره کنید و با کلمه ی "من" آغاز کنید. اینکه بگوییم "تو منو ناراحت کردی"، "تو عصبیم کردی" این جملات حالت سرزنشی و قضاوتی دارند ولی وقتی می گوییم من ناراحت شدم یعنی شاید واقعا قصد طرف مقابلمان ناراحت کردن ما نبوده. میتوانیم در این مرحله به نیازهایمان هم اشاره کنیم.

offer: در آخر ین مرحله میتوانیم خواسته هایمان (اعمالی که ما را به نیازهایمان می رسانند) را مطرح کنیم یا  در قالب سوال یا به صورت پیشنهاد تا طرف مقابل در این مورد هم نظر دهد.

حتما لازم است ترتیب این موارد در گفتگو رعایت شود گاهی وقت ها ممکن است با احساساتمان شروع کنیم و یا خواسته هایمان و این باعث می شود طرف مقابل ما در حالت دفاع کردن از خودش برود. 


در آخر کتاب کاربردی "خلع سلاح افراد خودشیفته" ترجمه دکتر حسن حمیدپور و پگاه منصبی، انتشارات اسبار را خدمتتان معرفی می کنم که میتواند برایتان مفید باشد.


معرفی کتاب
خلع سلاح افراد خودشیفته
موهبت شگفت انگیز خشم

معرفی درس
بسته از بی ارزشی تا من ارزشمند
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

سوالات مشابه