سوال خود را هم اکنون بپرسید

پاسخ متنی و صوتی

توسط درمانگران، مشاوران و روانشناسان

دریافت در کمتر از ۲۴ ساعت

به صورت محرمانه و کاملا خصوصی

پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

کابوس اعتیاد همسر آینده ام

پرسش

تاریخ ثبت : 07 اردیبهشت 1398
263  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سلام، بیست و هشت سالمه، خانواده ای خیلی فقیر و بی مسئولیت دارم که به دست اعتیاد بدبخت شده است. پدرم فوت کرده و خواهرم برای فرار از جو وحشتناک خانه ازدواج کرد. اما شوهرش معتاد بود و خواهرم خودکشی کرد.
از ازدواج زده شدم چون همه میدونستند از اعتیاد بیزارم و اولین شرطم جسم و جان سالم بود. خیلی حساسم روی این قضیه.
الان دو ساله عقدم با پسرعموم. ایشون از رنج از دست دادن خواهرم بخاطر اعتیاد خبر داره و میدونست خط قرمز من، اعتیاده و تنها شرط اصلیم دوری از دود بوده. اما ۳ بار متوجه شدم به فاصله های چند ماه که سیگار میکشه. کلاس و مشاور و رفتیم اما بار سوم نتونستم ببخشمش. از طرفی گفته دیگه تکرار نمیکنه. راستش دلم با زندگی نیست. هیچ جوره آروم نمیشم و مدام حس میکنم تکرار میشه. از طرفی به زودی مراسم عروسیمه. البته عقبه هم داره شوهرم. قبل تر ها میدونم کارهای زیادی کرده، مثل تجربه تریاک، مشروب و سیگار و بخاطر زندگی کردن کذاشته کنار. خانوادم جای زندگی نیست. میدونم اما نمیخوام انتخابم رو تحت الشعاع خانواده ام قرار بدم. میخوام خیال کنم خانواده ام عالی هستند و انتخاب کنم و نترسم. واقعاً عاجزم کمکم کنید

مهمترین سوال :
آیا ادامه دادن درسته یا نه؟ تصمیم دارم اگه جدا بشم مجردی سالمی داشته باشم.

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

زهرا محمدی
زهرا محمدی
12 دی 1398 ساعت 13:56

سلام 

نامه شما را خواندم. بایت از دست دادن خواهرتان و تجربیاتی که به واسطه اعتیاد خانواده و بی مسئولیتی شان برایتان رقم خورده متاثر شدم.

این قسمت از نامه شما که " میخوام خیال کنم خانواده ام عالی هستند" من را یاد بخشی از کتاب "دروغ هایی که به خود می گوییم" نوشته جان فردریکسون انداخت:

واقعیت دردناک است، اما انکار خطرناک. اگر منتظر زندگی ای بمانیم که آن را می خواهیم، زندگی ای را که داریم از دست خواهیم داد. با روبه رو شدن با واقعیت خسران، می توانیم برای آنچه از دست داده ایم سوگواری کنیم و آنچه باقی مانده بپذیریم. انکار مخدری بی فایده است

قبل از اینکه بخواهید دست به انکار واقعیت های زندگی تان بزنید بهتر است محدودیت ها و حقیقت ها را قبول کنید تا بتوانید دست به رفتارهای کارآمدتری بزنید. 

در این نامه صرفا اشاره داشتید که همسرتان سیگار میکشندبا این حال به رابطه تان اشاره ای نداشتید اینکه چقدر مصرف سیگار رابطه تان را تحت تاثیر قرار داده است؟ به نظر بیشتر برای شما تداعی کننده زندگی سختی می باشد که تجربه کردید. به شما حق می دهم که آسیبی که از دود دیده اید در واکنش شما اثرگذار باشد. شاید ساده ترین راه این باشد که از این زندگی فاصله بگیرید ولی قبل از اینکه بخواهید به جدایی فکر کنید به شما پیشنهاد می کنم راه های دیگر هم امتحان کنید. یک مسئله به تنهایی یک راه حل ندارد. این فرضیه که " اگر ایشان سیگار می کشند پس جدا شوم تا زندگی مجردی سالمی برای خودم بسازم" به نظرتان جدایی چقدر حل مسئله تان است چقدر شما را از مسئله دور می کند؟ ذات رابطه به خودی خود یعنی وجود مسائلی که میطلبد ما برای آنها رفتارهای موثرتری داشته باشیم.

منظور من این نیست بمانید در این زندگی و بسازید و بسوزید بیشتر می خواهم به شما کمک کنم قبل از اینکه بخواهید تصمیمی بگیرید شرایط را بسنجید:

  1. چقدر در این رابطه امکان گفتگو وجود دارد؟ چقدر می توانید درکنار هم چالش ها و مسائلی که برایتان پیش می آید را حل کنید؟
  2. در این رابطه چقدر لذت، پیشرفت، آرامش و امنیت را تجربه می کنید؟
  3. چه چیزی در این رابطه تغییر کند شما آرام می شوید؟ تا به حال برای این آرامش چه اقداماتی انجام داده اید؟
  4. آیا در این رابطه می توانید نیازها و خواسته های سالم تان را مطرح کنید؟ آیا در این رابطه فردیت و خودمختاری دارید؟ آیا در کنار هم لذت می برید؟
  5. طرف مقابل شما چقدر از بلوغ شخصیتی، عاطفی، مالی، معنوی، اجتماعی برخوردار است؟ 
  6. دلیل شما برای انتخاب ایشان آیا صرفا دور شدن از جو خانواده می باشد؟ آیا ایشان ملاک های یک همسر مناسب را داشتند که حاضر به انتخاب ایشان شده اید؟ به هرحال زندگی مجردی می تواند در کنار مزایایی مثل استقلال، دوری از جو پرتنش خانواده معایبی هم داشته باشد مثل هزینه هایی که باید متقبل شوید با توجه به اینکه فعلا مشغول به کار نیستید، تنهایی (نمی دانم چقدر حمایت های اطرافیان را در این تصمیم گیری دریافت می کنید و این جدایی آیا رابطه شما با نزدیکان تان را تحت تاثیر قرار می دهد یا نه)
  7. ایشان در زندگی فعلی شان چقدر شبیه گذشته شان هستند؟ آیا وقتی مقایسه می کنید تفاوت بین عقبه ای که داشتند و شرایط فعلی شان می بینید؟ 

این سوالات بیشتر با هدف این نکته بود که موقعیت تان را شفاف تر بررسی کنید و قبل از اینکه تصمیم به جدایی بگیرید دلیل تان و پیامدهایی که می تواند برایتان داشته باشد را درنظر داشته باشید. به هرحال هر تصمیمی برای ما هزینه هایی به همراه دارد. برای همین ما هزینه و فایده می کنیم و با درکنار هم قرار دادن چندین عامل دست به انتخاب می زنیم نه صرفا یک مسئله.

اینکه ماندن در این زندگی باتوجه به دو سالی که در عقد ایشان بودید و شناخت بیشتری نسبت به ایشان پیدا کرده اید برایتان چه هزنیه هایی خواهد داشت؟ و اینکه چقدر از این مسائلی که با ایشان دارید قابل حل می باشد؟ 



باتشکر

زهرا محمدی- خانه توانگری طوبی




معرفی درس
مجموعه نبوغ عاطفی 3

توصیه های پیشنهادی
بررسی فاکتورهای دیگر مثل لذت، آرامش، پیشرفت و امنیت در کنار همسرتان
در نظر گرفتن اینکه آیا تغییراتی که ایشان در زندگی شان تجربه کرده اند تغییرات باثباتی ست؟
بررسی دلیل خودتان برای ازدواج با ایشان آیا آمادگی و علاقه لازم برای شروع یک زندگی مشترک را دارید یا صرفا برای دوری از جو خانواده تصمیم به ازدواج دارید؟
بررسی بلوغ های لازم در یک ازدواج سالم مثل بلوغ عاطفی، شخصیتی، مالی، اجتماعی و معنوی
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

سوالات مشابه