سوال خود را هم اکنون بپرسید

پاسخ متنی و صوتی

توسط درمانگران، مشاوران و روانشناسان

دریافت در کمتر از ۲۴ ساعت

به صورت محرمانه و کاملا خصوصی

پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

اعتماد به نفس نداشته ام را چگونه پیدا کنم؟

پرسش

تاریخ ثبت : 13 اردیبهشت 1398
374  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
اعتماد به نفس نداشتن شدید من باعث شده نتونم با هیچکس ارتباط خوبی برقرار کنم. شکست های پیاپی، تمام انرژی من رو میگیره، افسردگی شدید پیدا کردم

مهمترین سوال :
چطور به خودم اعتماد پیدا کنم؟

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

فاطمه علی اکبری
فاطمه علی اکبری
03 دی 1398 ساعت 21:33

درود بر شما

توضیح مختصرتان را خواندم.


آنچه که به طور معمول به عنوان کمبود اعتماد به نفس عنوان می شود، در واقع یک احساس درونی "من خوب نیستم" است.

به طور کلی هر انسانی در زندگی خود تحت‌ تاثیر سه فاکتور مهم می ‌باشد:

افکار — احساس — رفتار

در ابتدا فکری به ذهن فرد می‌آید. این فکر احساسی را در او به ‌وجود می ‌آورد و فرد بر اساس احساس ایجاد شده در او رفتاری انجام می ‌دهد. بنابراین هر رفتاری که از ما سر می ‌زند ناشی از افکار ما می‌ باشد. این نکته اهمیت داشتن افکار درست و اصلاح برخی ذهنیت ها را بیشتر می‌ کند. فکر درست، احساس و در نتیجه رفتار درست را ایجاد می‌ کند.

نگاهی که در یک کودک توسط والدینش نهادینه می‌ شود، نوع نگاه او را به خود، دیگران و دنیا تعیین می ‌کند. وقتی کودکی در خانواده‌ای با ویژگی‌های خاصی رشد می ‌کند، الگویی در ذهن او شکل می‌گیرد و بر اساس آنها، او رفتارهای دیگران و محیط اطراف خود را در آینده پیش ‌بینی می ‌کند و در مقابل آنها رفتار مناسبی که به بقای بیشتر او کمک می ‌کند، در پیش می ‌گیرد. به ‌طور مثال، کودکی که همواره در معرض انتقاد و سرزنش والدین خود بوده است در بزرگسالی نیز انتظار دارد اطرافیان با او به همان طریق برخورد کنند. بسیاری از مشکلاتی که ما در بزرگسالی با آنها مواجه هستیم ریشه در دوران کودکی و واکنش‌هایی دارند که والدین با فرزندان خود داشته‌ اند. احساس بی ارزشی در فرد سبب می شود هر ناکامی یا شکستی باعث اضطراب فراوان و ناامیدی اش گردد.


توجه بفرمایید:

  • همین توضیح کوتاهی که مرقوم فرموده اید نشان می دهد که از یک احساس نامطلوب درونی رنج می برید. احساس شما محترم و قابل درک است. نمی توان فردی را یافت که در زندگی متحمل آسیبی نشده باشد و شاید بتوان گفت سخت ترین بخش مواجهه با خود و تغییر، دیدن ریشه این آسیبهاست. ما، در زمانی دچار آسیب می شویم که اصلاً توانی و ابزاری برای دفاع از خود نداریم و سخت تر اینکه معمولاً آسیبها را از مراقبین اولیه خود دریافت می کنیم (که البته سازوکار فرزندپروری شان در همین حد بوده). اما اینها مجوز ادامه دادن  همان مسیر منجر به ناکامی نیست.
  • خوبست به جای اینکه بپرسید چطور به خودم اعتماد پیدا کنم، به دنبال این باشید که بدانید: چه چیزی در من هست که باعث می شود به خودم اعتماد نداشته باشم؟ مگر بناست چطور باشم که الان نیستم؟
  • هیچ رفتاری از هیچ فردی، بدون مشکل نیست یعنی فردی را نمی توان یافت در که هیچ حوزه از رفتارش دچار کاستی هایی نباشد. ما به عنوان انسان ممکن است در پاره ای از زمانها و موقعیت ها دچار اشکالات و اشتباهاتی بشویم که غیر طبیعی هم نیست. مساله مهم اینجا است که بتوانیم با شناخت خود، ظرفیت ها و محدودیت های ممکن را بپذیریم و دریابیم که هیچ آدمی کامل نیست. تلاش برای کامل بودن و یا متفاوت بودن، رنج و نارضایتی مداوم به همراه دارد.
  • به‌ ندرت در زندگی، چیزی صفر یا صد است. موضوعات زندگی را باید به‌ صورت طیف ببینید.
  • در مورد عملکردتان، هر دو جنبه مثبت و منفی را در نظر بگیرید و به قسمتهای موفقیت ‌آمیز عملکرد خود در هر بخشی از زندگی تان نیز فکر کنید. حتی می توانید آنها بنویسید تا به صورت عینی در دسترس تان باشد.
  • همه ما در زندگی دچار وقایع منفی می‌ شویم که بعضی از آنها بیشتر از بقیه به ما آسیب می‌ زنند. اما این به معنای آن نیست که آینده نیز مانند گذشته تکرار شود. اگر چنین حس هایی به سراغتان آمد بدانید که به دلیل تله های روانی است مثل بی ارزشی یا نقص و شرم.
  • از ارتباط با افراد انتقادگر و یا افرادی که شما را پس می ‌زنند یا کسانی که برای بودن در کنار آنها باید تسلیم خواسته هایشان شوید و خودتان را نادیده بگیرید، اجتناب کنید. شما سزاوار احترام هستید.
  • مسیری که منجر به شکست شده و پیاپی اتفاق افتاده، سرنخ خوبی است که نشان دهد چه راهی را می روید که به شکست ختم می شود. مسلماً سرزنش خود، هیچ فایده ای ندارد اما بررسی نکات مشترک ناکامیها، کمک خواهد کرد تا آن را تغییر دهید.
  • هیچ تغییری بدون متحمل شدن سختی امکانپذیر نیست و مواردی که خدمت تان عرض شد نیاز به تمرین دارد.
  • و اینکه بپذیرید: من فردی دوست داشتنی و قابل احترام هستم؛ حتی اگر گاهی با عدم موفقیت مواجه گردم یا به اقتضای انسان بودنم مرتکب اشتباه شوم.


کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید نوشته جفری یانگ و برگردان دکتر حسن حمیدپور و درس غیرحضوری رهایی از بی ارزشی خدمت شما خواهر گرامی پیشنهاد می گردد. موفق باشید.


از اعتماد شما سپاسگزارم

علی اکبری-خانه توانگری طوبی


معرفی درس
رهایی از بی ارزشی
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

سوالات مشابه