سوال خود را هم اکنون بپرسید

پاسخ متنی و صوتی

توسط درمانگران، مشاوران و روانشناسان

دریافت در کمتر از ۲۴ ساعت

به صورت محرمانه و کاملا خصوصی

پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

راه نجات از غم و استرس

پرسش

تاریخ ثبت : 01 خرداد 1398
762  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سلام. دختر ۱۸ ساله‌ای هستم که که در سال آخر دبیرستان تحصیل میکنم. حدود یک سال پیش از یک رابطه‌ی عاطفی ضربه خوردم که باعث شد جسم و روحم به شدت آسیب ببینه. در پی‌اش در افسردگی عمیقی غوطه‌ور شدم. به روانپزشک مراجعه کردم، برام قرص نوشت و معرفی‌ ام کرد به یک روانشناس. ایشون هم به من کمک کرد که رابطه‌ی شکست‌ خورده‌ ام رو پشت سر بذارم، یک مدت هم حالم خوب بود، ولی الان بدون اینکه بدونم چرا، دوباره احساس افسردگی شدیدی بهم هجوم آورده و فکر میکنم که روانشناسم هم دیگه بیش از این نمیتونه کمکم کنه. مدام احساس خستگی و خواب‌آلودگی و کرختی دارم. مدام غمگینم (گاهی بی‌دلیل، گاهی هم سر کوچکترین چیزها به طرز مبالغه‌آمیزی غمگین میشم و دست خودم نیست). افت تحصیلی پیدا کردم و حوصله‌ی چندانی برای ارتباط با دیگران ندارم. دیگه از این وضع خسته‌ ام. توی برهه‌ی حساسی از زندگیم‌ هستم. امتحانات نهایی‌ دیپلمم شروع شده و حدود یک ماه دیگه هم کنکور دارم، ولی به کلی از همه‌ چیز بریدم و حس میکنم دیگه نمیکشم. اضطراب به شدت داره بهم فشار میاره. این رو هم بگم که من خیلی آدم کمالگرایی هستم و همین مدام اضطرابم رو زیادتر میکنه.

مهمترین سوال :
هیچ راهی برای فرار از افسردگی نمیبینم و توی مرحله‌ی حساسی از زندگیم هستم. اضطراب شدید دارم که باعث مشکلات جسمی فراوانی برام شده. دیگه نمیدونم چیکار باید بکنم.

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

سارا میرزامحمدی
سارا میرزامحمدی
14 آذر 1398 ساعت 11:26

همراه عزیز سلام

نامه تان را مطالعه کردم. به نظر میرسد در شرایط بدی هستید و جسم و روحتان در معرض آسیب های شدیدی است.

در این شرایط گرفتن تصمیم درست بسیار سخت و گاهی غیر ممکن است. 

اما خبر خوب اینست که سن و سالتان قدرت تغییرپذیری بالاتری به شما میدهد و میتوان امیدوارانه تر چشم به آینده دوخت.

قبل اخذ هر تصمیمی باید این را بدانید که تا زمانیکه افسردگی و اضطراب زیاد دارید، بکار بستن راه کارهای روانشناسی برای شما کاری بسیار سخت خواهد بود. 

پس در ابتدا باید سطح اضطراب تان را پایین بیاورید و تا حدی به احساس افسردگی تان غلبه کنید. برای این منظور از روانپزشک و دارودرمانی کمک بگیرید. داروها بعد از مدتی ترشحات مغزی شما را تنظیم کرده و به تعادل میرسید. پس از آن باید به کمک روانشناسی تغییرات عمده ای  در سطوح شناختی تان ایجاد کنید. بعد از این تغییرات مغزتان توانایی متعادل کردن خود را  بدون کمک گرفتن از دارو پیدا خواهد کرد.

نوشته بودید :

الان بدون اینکه بدونم چرا، دوباره احساس افسردگی شدیدی بهم هجوم آورده و فکر میکنم که روانشناسم هم دیگه بیش از این نمیتونه کمکم کنه.

اینکه پس از یک دوره دارودرمانی و کمک گرفتن از مشاور دوباره این حالت ها برگشته اند، نشانه اینست که احتمالا مشکل عمیق تری وجود دارد که حل نشده باقی مانده و به اشکال مختلفی مثل افسردگی و اضطراب خود را نشان میدهد. 

مسئله مهم تغییر خلق افسرده و کنترل اضطراب شماست. 

زیرا تمام معضلاتی که از آن نام بردید مانند خستگی و کرختی مداوم، خوابیدن زیاد، افت تحصیلی، بیحوصلگی برای ارتباط با دیگران و غمگینی نتیجه ی همین خلق افسرده و اضطراب شماست. بعد از اینکه با مصرف داروها شرایط بهتری به لحاظ جسمی پیدا کردید باید به فکر پیدا کردن معضل اصلی در خودتان باشید. 

متوجه هستم که امتحانات و کنکور برای شما مسائل بسیار پراهمیتی هستند اما مادامیکه شما درگیر مشکلات درونی خودتان هستید به هیچ عنوان نمیتوانید عملکرد خوب و مناسبی در این حوزه ها داشته باشید. 

پیشنهاد میکنم برای مدتی فکر کنکور را کنار بگذارید و فقط روی مشکلتان متمرکز شوید. فکر کردن به کنکور مشخصا در شما تولید اضطراب بیشتری خواهد کرد. پس برای موفقیت بهتر در این حوزه ابتدا باید شرایط را متعادل کنید. 

برای درمان افسردگی باید ابتدا دلیل اصلی آن را پیدا کنید. 

مطمئن شوید که مشکل افسردگی‌شما جسمانی نیست و به مشکلی در کارکردهای مغز برنمیگردد. همینطور سابقه ژنتیکی این بیماری را در خانواده تان جستجو کنید. اگر به این علت برخوردید حتما با روانپزشکتان درمیان بگذارید. 

یکی از علل افسردگی میتواند به آسیب های دروان کودکی بازگردد. آسیب هایی که شاید به یاد داشته باشید و یا احتمالا به طور  کامل از خاطرتان رفته اند اما اثرشان را در بزرگسالی به شکل اختلالات و مشکلات روحی نشان میدهند. آسیب های کودکی اتفاقا یکی از خاستگاه های عمده ی اضطراب بی دلیل هم میتواند باشد. 

باید به دقت در خاطرات کودکی خود کند و کاو کنید، خلق و خوی اصلی خودتان را بشناسید و نوع ارتباط و رفتارهای والدین تان را از کودکی تا به امروز به یاد بیاورید. 

ترکیب این عوامل احتمالا میتواند علت اصلی شرایط روحی شما را بازگو کند. 

برای اینکار غیر از  فعالیت های آگانه ای که میکنید نیاز به استفاده از منابع کمک کننده ای دارید که در انتهای مطلب برای تان لیست میکنم. 

البته همه اینها به شرطی است که تشخیص افسردگی گرفته باشید. یا از پزشک و یا اینکه  نشانگان این اختلال را در خودتان تشخیص داده باشید. 

برای آگاهی بیشترتان نشانه های اصلی اختلال افسردگی را در اینجا برایتان می آورم.

  • احساس غم و اندود
  • کاهش انرژی و خستگی
  • تغییر در اشتها
  • تغییر در وزن
  • کم خوابی یا پر خوابی
  • نا امیدی
  • احساس پوچی و بی فایدگی
  • بی انگیزه بودن
  • تحریک پذیری
  • بدبینی
  • احساس گناه
  • کاهش میل جنسی
  • ناتوانی در تصمیم گیری
  • افکار خودکشی

توجه! باید حتما به این نکته توجه شود که این اختلال در اثر بیماری دیگری (مانند دیابت، انوااع آلرژی ها، بیماریهای عفونی، هپاتیت، سرطان و مشکلات تیروئید) ایجاد نشده باشد و یا ناشی از واکنش به مرگ عزیزان نباشد.

یک نکته مهم در تشخیص اختلال افسردگی این است که شدت این علایم باید به اندازه ای باشد که روی عملکرد شغلی فرد تاثیر نامطلوبی به جای گذاشته باشد.

باید برای تشخیص این اختلال سنجش انجام شود که چرخه ی تغییر روحیه فرد چه مدت است و چند روز دوام دارد. که معمولا این محدوده زمانی باید حداقل ۲ هفته باشد. 

علایم جسمی نشان دهنده این است که افسردگی فراتر از ذهن فرد است و فقط باعث بر هم زدن و مشکل در افکار فرد نمیشود و اثراتی گسترده تر دارد.

وجود این نشانه ها و طول مدت حضور آنها میتواند نشانه وجود این اختلال در شما باشد.

 نوشته بودید : 

من خیلی آدم کمالگرایی هستم و همین مدام اضطرابم رو زیادتر میکنه.

کمالگرایی یکی از چند تفکر غیر منطقی است که در روانشناسی معرفی شده است. همانطور که از اسمش پیداست شما را به سمت ایده آل هایی سوق میدهد که رسیدن به آنها در اغلب موارد غیرممکن است و همین امر تولید اضطراب فزاینده میکند چرا که به آنچه در ذهن دارید نمیرسید و میل رسیدن به کمال مطلوب لحظه ای رهایتان نمیکند و این مساوی ست با یک جنگ درونی تمام عیار که نتیجه ای جز اضطراب و پریشانی نخواهد داشت. 

اجازه بدهید اسم این صفت را بگذاریم کمال طلبی منفی! چرا که قطعا رسیدن به ایده آلها هم حس شمارا تغییر نخواهد داد و دست آوردهایتان را پوچ و بی معنی خواهد کرد و لذتی از انها نخواهید برد و باز به چیزهای دیگری برای بدست آوردن فکر خواهید کرد. چون هرگز رضایتی حاصل نخواهد شد. و متاسفانه این لوپ معیوب تکرار خواهد شد.

ریشه کمال گرایی نیز میتواند در آسیب های کودکی شما نهفته باشد. خصوصا اگر والدین کمال طلب یا پرتوقع داشته اید. 

بررسی موارد بالا این آگاهی را به شما میدهند که این مشکل از کجا ناشی میشود. 

وقتی ریشه مشکل را یافتید و پذیرفتید که این احساس اشتباه است و از باورهای مرکزی و غلط درونتان ناشی میشود، تمرین میکنید که رفتارها و تفکرات درست راجایگزین قبلی ها بکنید. اینکار زمانبر است و نیاز به صبوری شما دارد اما با توجه به آرامش و امنیتی که به روح شما میبخشد بسیار ارزشمند میباشد. 

مسلم است که هرچه سریعتر به دنبال درمان مشکلات روحی خود باشید آسیب های جسمانی کمتری درین رهگذار شامل حالتان خواهد شد. 

از اعتمادتان به مجموعه ما سپاسگذارم 

سارا میرزامحمدی


معرفی کتاب
زندگی‌خود را دوباره بیافرینید نوشته جفری یانگ ترجمه دکتر حسن حمیدپور انتشارات ارجمند
رهایی از افسردگی نوشته دکتر مصطفی شورکی انتشارات ارجمند
افسردگي نویسنده: کوام مک کنزي مترجم: دکتر محسن ارجمند، سپيده سعادت

معرفی درس
رهایی از تنهایی
رهایی از بی ارزشی
بسته غیر حضوری از من خشنود تا سرور
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

سوالات مشابه