سوال خود را هم اکنون بپرسید

پاسخ متنی و صوتی

توسط درمانگران، مشاوران و روانشناسان

دریافت در کمتر از ۲۴ ساعت

به صورت محرمانه و کاملا خصوصی

پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

سرگردانم

پرسش

تاریخ ثبت : 07 خرداد 1398
401  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سلام و عرض ادب
یکسال نیست که به شکل بدی از یک بحران عاطفی ۴ ساله خارج شدم (نگفتم رابطه عاطفی چون هیچ رابطه ای طی این مدت شکل نگرفت بود)
تا این سن هیچ رابطه عاطفی رو تجربه نکردم البته اصلا هم اولویت زندگیم نبوده
هیچ وقت دوست صمیمی نداشتم و الان حتی دوست معمولی هم ندارم
همیشه سرم به درس و کتاب بوده اما حتی در درس هم اونقدر که انتظار داشتم و داشتن موفق نبودم
سراغ هر رشته هنری و ورزشی و ... رفته ام اما حتی با وجود تواناییم نیمه رهاشون کردم
به شدت تحت سیطره خانواده به خصوص مادرم هستم و وابستگی بیش از اندازه ای هم بهشون دارم
از ۱۸سالگی پیشنهاد کار داشتم اما خانواده ام قبول نمیکردن و الان که من از جامعه میترسم خانواده ام میخوان که کار کنم
گاها واجبات زندگیم رو تشخیص میدم اما به هر نحوی از مواجه باهاشون فرار میکنم
حتی قدرت گفتن یک نه ساده رو ندارم و همیشه یا مجبورم بگم آره یا به دروغ متوسل بشم
به شدت شخصیت ایثارگری دارم
زیاد در جامعه بودم اما در اجتماع اصلا
بعد از بحران عاطفی افسردگی شدید گرفتم و تحت نظر روانپزشک و روانشناس قرار گرفتم
اما مشاوره ها واقعا تا الان هیچ راهی رو برام روشن نکردن

مهمترین سوال :
احساس عجیب عقب ماندن در زندگی بیزاری از خودم بی هدفی و سرگردانی دارم
چه کنم؟

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

زهرا محمدی
زهرا محمدی
26 آذر 1398 ساعت 01:34

با سلام

متن نامه شما را خواندم.

نداشتن رابطه عاطفی، نداشتن دوست صمیمی، عدم دستیابی به انتظارات تحصیلی، نصفه و نیمه رها کردن کارهایتان، وابستگی به مادر، ایثارگری مسائلی می باشد که به آنها اشاره داشتید. به نظر شما مخرج مشترک مسائلی که با آنها روبرو هستید چیست؟ 

گاهی وقت ها ما فکر می کنیم مسائل زیادی داریم و اوضاع و احوالمان بد است و با این همه مشکلات چیکار می توان کرد و بعد طبق نوشته شما دچار سرگردانی و بی هدفی می شویم و باز در این لوپ معیوب گیر می کنیم. شاید در پس این مسائلتان فکر ناکارآمدی در مورد خودتان دارید که بدون اینکه آگاه باشید با انجام رفتارهایی مثل اهمال کاری، نگفتن "نه" به موقع، وابستگی، پرتوقعی از خودتان می خواهید آن فکر را در مورد خودتان ثابت کنیدکه مثلا من نمی توانم، من بی کفایتم، من به اندازه کافی خوب نیستم و....که لازم است بررسی کنید چقدر این فکر واقعیت دارد ؟ آیا شواهد کافی برای آن دارید؟ این شیوه فکر کردن برایتان چه مزایایی داشته که حاضر به حفظ این فکر در مورد خودتان هستید؟

این احساس عقب ماندن از زندگی بیشتر شما را در وضعیتی که هستید نگه می دارد.  یعنی به جای اینکه کمک تان کند بیشتر می خواهد به شما ثابت کند که شکست خورده اید و از زندگی جا مانده اید. اگر به دنبال تغییر شرایط هستید می توانید سوالتان را تغییر دهید که در این شرایط می توان چه کاری انجام داد؟ اگر بخواهید ده سال آینده خودتان را ترسیم کنید خودتان را در چه نقطه ای می بینید؟ و برای رسیدن به آن نقطه لازم است چه اقداماتی انجام دهید؟

اگر ما همیشه سر از جایی در می آوریم که خوشایندمان نیست، شاید لازم است مسیرمان را تغییر دهیم. ما نمیتوانیم همان کارهای قبلی را انجام دهیم و با این حال به دنبال تغییر وضعیت مان باشیم. برای رسیدن به نتایج متفاوت تر نیاز داریم تغییراتی ایجاد کنیم.

اینکه منتظر  انگیزه ای برای تغییر شرایط و نجات دهنده ای باشیم انتظاری عبث خواهد بود و تنها باعث از دست دادن فرصت هایمان می شود، اولین قدمی که برداریم و در  مسیر قرار بگیریم انگیزه خودش به ما خواهد پیوست فقط کافیست قدم های ابتدایی را برداریم. 

نکاتی را تقدیم حضورتان میکنم که امیدوارم اندیشیدن به آنها بتواند به شما کمک نماید:

1- شما علاقمندی هایتان (رشته های هنری و ورزشی) را تجربه کردید و توانسته اید تحصیلات تان را به اتمام برسانید، نشان می دهد شما دختر توانمند و بااستعدادی هستید. دستاوردهایتان  حتی اگر با معیارهایتان همخوانی ندارد را ناارزنده سازی نکنید. به هرحال شما تا این لحظه توانستید برای خودتان دستاوردهایی داشته باشید هرچند شما را راضی نمی کند.پس بهتر است جای قضاوت خودتان بررسی کنید چه عاملی باعث شد که علاقمندی هایتان را نصفه نیمه رها کنید؟

2-شاید در این شرایط منتظر این هستید تا انگیزه ای برایتان ایجاد شود و به شما کمک کند تا تغییراتی در زندگی تان اتفاق افتد. من یاد جمله ای از علیرضا روشن افتادم "چشم از پنجره بردار ، منجی در آینه است" میدانم شاید قدم های ابتدایی برایتان سخت باشد با این حال میتوانید برای خودتان برنامه ریزی کنید و  شروع به انجام کارهای کوچکی کنید که دوست داریدپس لیستی از کارهایی که باید انجام دهید بنویسید و از آسان به سخت نمره گذاری کنید و بعد شروع کنید. بخش زیادی از انگیزه ای که همیشه ما به دنبالش هستیم بعد از شروع می آید گام های کوچکی که برای تغییر شرایط تان برمی دارید شما را امیدوارتر می کند و میتوانید از وضعیتی که در آن قرار گرفته اید فاصله بگیرید.

3- حتما  رابطه عاطفی تان را در خلوتتان با درایت و بالغانه بررسی کنید و تصمیم بگیرید از این به بعد  چگونه باشید و چگونه نباشید

4- اگر در شرایط فعلی راضی نیستید و شرایط فعلی شما را راضی نمی کند. به قول اقای دکتر " ما درخت که نیستیم، اگر از این شرایط ناراضی هستیم جایمان را تغییر دهیم" با تغییر موقعیت و کسب تجربه های جدید میتوانید احساسات متفاوت تر دیگری هم داشته باشید.

5- اشاره داشتید "گاها واجبات زندگیم رو تشخیص میدم اما به هر نحوی از مواجه باهاشون فرار میکنم" و این فرار تایید همان افکاری است که شما را از خودتان بیزارتر و دورتر می کند. این فرار چقدر برایتان کارآمد بوده است؟ و برایتان چه پیامدهایی داشته است؟ به نظرتان چه چیزی مانع از رویارویی شما با واجبات زندگی تان می شود؟ با پیدا کردن موانع و به چالش کشیدن آنها می توانید در تغییر شرایط فعلی به خودتان کمک نمایید.

6- باتوجه به مطالبی که اشاره داشید به شما کتاب کاربردی و وخواندنی "هنر خوب زیستن" ترجمه آقای امید کریم پور و علی نصرالهی، انتشارات مهرگان خرد و همینطور بسته غیرحضوری شخصیت سالم تر را پیشنهاد می کنم که میتوانند در تغییر نگاهتان نسبت به شرایط که دارید کمک کننده باشند. 


باتشکر

زهرا محمدی- خانه توانگری طوبی


معرفی کتاب
هنر خوب زیستن

معرفی درس
بسته کامل مجموعه شخصیت سالمتر من (4 جلسه)
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

سوالات مشابه