سوال خود را هم اکنون بپرسید

پاسخ متنی و صوتی

توسط درمانگران، مشاوران و روانشناسان

دریافت در کمتر از ۲۴ ساعت

به صورت محرمانه و کاملا خصوصی

پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

ارتباط عادی بعد از اتمام رابطه عاطفی

پرسش

تاریخ ثبت : 16 خرداد 1398
1,204  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
حدودا یک سال پیش با آقایی(همکلاسی سابقم) یک ارتباط یک ساله داشتم که هدف ازدواج بود . علاقه دو طرفه نسبی وجود داشت ولی اتمام ارتباط از طرف ایشان و بدون توضیح خاصی بود.
با اینکه دقیقا متوجه نشدم مشکل ارتباط کجاست ولی من قبول کردم .
در شبکه های اجتماعی هم انفالو کردم ولی به دلیلی علاقه ای که هنوز هم وجود داره خودم به صفحاتش سر میزنم و پیگیری میکنم و عکس ها و مطالبش رو میخونم
تا جایی که یک روز به خاطر اتفاقی که در انتهای ماجرای ما از طرف مادرش بود بهش پیام دادم و اظهار دلخوری کردم و گفتم نمیتونم فراموش کنم چون کاری که مادرشون در حقم کردن قابل توجیه نبود. حدودا 7-8 ماه میگذره و ما مثل قبل گاهی صحبت میکنیم در محدوده عادی و کاری و من از این کار پشیمان و ناراحتم چون هیچ حرکتی برای بازگشت انجام نمیده-تم خود شیفته
این پیام دادن ها جوانه های امید رو در دل من زنده نگه داشته و من هر کسی رو که برا آشنایی میاد جلو با ایشون مقایسه میکنم و ناخود آگاه رد میکنم درحالیکه ایشون انگار اتفاقی بین ما نیوفتاده
در توییتر چند بار ایشون رو از فالوور ها حذف کردم ولی مجدد خودش فالو کرد و من خسته ام از این موضوع

مهمترین سوال :
آیا درست هست که عزت نفسم(یا غرورم) رو بذارم کنار و بهش بگم هنوز بهش علاقه دارم؟ آیا ارتباط عادی بعد از اتمام رابطه درسته؟
من چطور میتونم این سر زدن ها و دیدن صفحات اجتماعی رو حذف کنم چون گاهی میشینم ساعت ها گریه میکنم بابت اتمام ارتباطی که هنوز نمیدونم چرا! و این زندگی من رو مختل کرده و نه پیشرفت کاری دارم و نه تونستم ارتباط عاطفی جدیدی داشته باشم.

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

فاطمه علی اکبری
فاطمه علی اکبری
27 مهر 1398 ساعت 21:36

درود بر شما

علاقه و دلبستگی عاطفی، نیروی قدرتمندی است که در عین حال که می تواند حس مثبتی به ما بدهد قدرت ضربه زدن به ما را هم دارد. هر جدایی ای مانند از دست دادن یک عزیر دردناک و سخت است؛ به خصوص اگر این جدایی از کسی باشد که شما با اشتیاق وعلاقه، آینده خود را با او ترسیم کرده بودید.


عنوان پرسش شما قابل تأمل است: ارتباط عادی بعد از اتمام رابطه عاطفی

این جمله از سوی شما بیشتر به معنای بی توجه بودن به تمامی علائم هشداردهنده یک رابطه اشتباه و ناسالم است، درواقع یعنی وابستگی نادرست شما به ایشان. پرسشی که با توجه به این جمله شما مطرح می شود اینست که دلیل شما برای اینکه میخواهید این رابطه را (البته اگر بتوان به شرایط کنونی شما و ایشان گفت رابطه) حفظ کنید چیست؟ و چه دلیلی داشت که به جای خواستن توضیح دقیق از ایشان مبنی بر دلیل اتمام رابطه ای که نوشته اید به قصد ازدواج بوده، فقط پیشنهاد پایان رابطه را قبول کردید؟ البته توضیح خواستن از ایشان ممکن بود هیچ تأثیری در روند رابطه نداشته و به هر حال ارتباطتان تمام شود؛ اما این فایده را برای شما داشت که درخصوص پایان رابطه، ابهام برایتان ایجاد نشود. ضمن اینکه نوشته اید اتمام رابطه بدون توضیح خاصی بود؛ یعنی ایشان حتی به خودش زحمت نداده دلیلی برای رفتارش بیاورد و رابطه آنقدر که برای شما جدی بوده برای او نبوده.


نوشته اید: ما مثل قبل گاهی صحبت میکنیم در محدوده عادی و کاری ... هیچ حرکتی برای بازگشت انجام نمیده-تم خود شیفته... این پیام دادن ها جوانه های امید رو در دل من زنده نگه داشته و من هر کسی رو که برا آشنایی میاد جلو با ایشون مقایسه میکنم و ناخود آگاه رد میکنم درحالیکه ایشون انگار اتفاقی بین ما نیوفتاده

دوست عزیز، این رفتارهای شما قرار است به چه نتیجه ای برسد؟ چقدر در این صحبتها هزینه های عاطفی به عهده شماست؟ وقتی ایشان کاری برای بازگشت نمی کند یعنی نمی خواهد این کار را بکند؛ و وقتی نمی خواهد یعنی نه شما برایش در اولویت هستید و نه ارتباط با شما برایش مهم است.

اما این مسئله که شما با وجود بی تفاوتی ایشان، همچنان به دنبال این رابطه هستید می تواند علتش تله رهاشدگی شما باشد. اگر بدانید همچین رابطه هایی عامل فعال ساز این تله است می توانید به خودتان کمک کنید وارد رابطه ای شوید که اصلی ترین نیاز شما یعنی نیاز به امنیت (درک، توجه، ثبات، قابل پیش بینی بودن، تایید، راهنمایی، محبت، حمایت) تامین شود و اگر رابطه نتوانست به شما امنیت بدهد با وجود تمام جذابیتش می تواند عامل هشدار دهنده ای برای فعال شدن تله رهاشدگی باشد.

بپذیرید با ماندن به صورت بلاتکلیف در رابطه ای که بدون توضیح مشخصی تمام شده و ایشان نیز هیچ تمایلی برای از سر گیری رابطه انجام نمی دهد، معجزه ای رخ نخواهد داد. یک رابطه عاطفی هدفدار نیازمند بلوغ عاطفی و تمایل داشتن متقابل طرفین است، نیازمند داشتن مهارت ارتباط موثر ومهارت حل تعارض است. هیچکدام از این موارد در ارتباط شما و ایشان وجود ندارد. رابطه عاطفی را می توان به سمت ازدواج برد اما رابطه ای که به قصد ازدواج بوده را نمی توان همینطوری ادامه داد، زیرا یکی از طرفین حتماً آسیب بدی خواهد خورد. شما با امید واهی دادن به خود، راه آسیب را باز گذاشته اید نه وصال را.


پرسیده اید: آیا درست هست که عزت نفسم (یا غرورم) رو بذارم کنار و بهش بگم هنوز بهش علاقه دارم؟ آیا ارتباط عادی بعد از اتمام رابطه درسته؟
پاسخ هر دو سوال شما منفی است. وقتی شما همچنان دارید همین شرایط را ادامه می دهید بعید است ایشان متوجه علاقه شما نشده باشد به ویژه که یکسال هم ارتباط داشته اید. اما ایشان نه اهمیتی می دهد، نه اقدامی می کند و نه همین ارتباط را هم پایان می دهد. توجه بفرمایید که اگر از شرایطتان ریسمانی به دور گردن خود بیندازید و دائم آن را فشار دهید نتیجه ای جز تاریکی در زندگی نخواهد داشت. احساس شما قابل درک است اما به جای اینکه خودتان را در شرایطی نگه دارید که نتیجه اش فقط از دست رفتن فرصتهای مناسب تان می باشد به دنبال خروج از این شرایط باشید. رابطه امن و ازدواجی مثبت، حق شماست. ایشان نشان داده که نمی تواند تأمین کننده این مهم باشد. 

رابطه را قاطعانه پایان دهید و به جای نشخوار خاطرات، به خودتان فرصت گذار از مراحل سوگ را بدهید. برای گذر از این مرحله، بازبینی رابطه و چک کردن این که چه عواملی در نهایت سبب جدایی شما شد؛ می تواند به شما کمک کند که ضمن شناسایی نقاط منفی رابطه و دیدن سهم خود، برنامه ریزی مناسبی برای آینده خود داشته باشید. یک شکست نمی تواند سبب مخدوش شدن آینده کسی بشود مگر اینکه خودتان بخواهید.


برای اینکه بتوانید از این مرحله عبور کنید:

  1. اگر عکس، نوشته ای، هدیه ای از ایشان دارید لازم نیست هر بار با دیدن آنها خودتان را اذیت کنید، می توانید با کنار گذاشتن آنها به خودتان کمک بیشتری کنید. در صفحات مجازی نیز به دنبال پیگیری ایشان نباشید.
  2. خاطرات را مرور نکنید اگر چیزی به ذهنتان رسید سعی کنید در آن خاطرات توقف نکنید و به آن احساس دامن نزنید بلکه سعی کنید که از موقعیت بگذرید.
  3. فاصله گرفتن از خاطرات ، تصاویر و نمادهایی که به رابطه گذشته مرتبط می شود می تواند به شما کمک کننده باشد
  4. پذیرش تدریجی فقدان، علیرغم درد زیادی که دارد به مرور باعث رویارویی با واقعیت های جدیدتر و تجربه موقعیت های سازگارانه تر می گردد.
  5. گوش فرا دادن، توجه کردن و اعتبار بخشیدن به نیازها و زخمهای کودک آسیب پذیر درون تان.
  6. خارج شدن از انزوا؛ زیرا انزوا باعث ایجاد بستری جهت تکرار مرور خاطرات ناخوشایند و نشخوار ذهنی و عاطفی می شود.
  7. رها کردن ابزارها، تصاویر و نمادهایی که به نوعی باعث انکار پذیرش فقدان و اتمام رابطه می شود.
  8. رابطه با دوستان صمیمی و اعضای خانواده و به اشتراک گذاشتن احساسات تان که در بازسازی فضای امن به شما کمک می کند.
  9. و اینکه مدیریت ذهن به معنای فراموش کردن نیست. ایشان به هر حال در بخشی از زندگی تان حضور داشته است. مدیریت ذهن یعنی اینکه با خودیاری و توجه به مواردی که خدمت تان عرض شد، از این بحران خارج شوید و به فکر موقعیتهای دیگر باشید.

مطالعه کتاب "از حال بد به حالِ خوب" اثر دیوید برنز، برگردان مهدی قراچه داغی، و "زندگی خود را دوباره بیافرینید" نوشته جفری یانگ و برگردان دکتر حسن حمیدپور می تواند به شما برای شناسایی و درمان تله های شخصیتی و نیز بازیابی و ریکاوری روحی کمک کننده باشد. موفق باشید.


از اعتماد شما سپاسگزارم

علی اکبری-خانه توانگری طوبی


معرفی کتاب
از حال بد ه حال خوب، دیوید برنز، مهدی قراچه داغی
زندگی خود را دوباره بیافرینید، جفری یانگ، دکتر حسن حمیدپور

معرفی درس
آموزش غیرحضوری شفای خودشیفتگی
بسته رهایی از تنهایی و مهرطلبی
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

سوالات مشابه