سوال خود را هم اکنون بپرسید

پاسخ متنی و صوتی

توسط درمانگران، مشاوران و روانشناسان

دریافت در کمتر از ۲۴ ساعت

به صورت محرمانه و کاملا خصوصی

پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

برم بهش بگم یا تموم کنم همه چی رو یک بار بهم گفت من دیگه نمی گم فقط منتظر جوابتم

پرسش

تاریخ ثبت : 19 خرداد 1398
327  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
من حدود دو سال مدرس مردی 30 ساله بودم مجرد بعد از شناخت متوجه شدیم چقدر مسیر و سلایق کاریمون مثل هم هست ایشون تقاضای ازدواج کردن و من پذرفتم که کم کم پیش بریم در این خلال داستان هایی پیش اومد مثل اینکه قبلا دختری علاقه مند به ایشون بودند و بعد چندسال برگشتن و اوضاع خوبی نبود اما مساله را کنترل شده اعلام کردند اما من متوجه پیام های ارتباطی یا دید و بازدی گاها کاری اونها شدم بعدش این وسط دختردیگه که به واسطه همکار این مرد با هم آشنایی پیدا کردند و در ارتباط هستن تا اونجا که صدای مساله بیرون اومد و من می دونستم ساعت های خاصی که خلوته ایشون به محل کار دختر رفتن و با هم در ارتباط نزدیک هستن حتی چند نفر در معاشقه نزدیک آنها را دیدند و به من چند بار اطلاع داده شدد قیقا زمانی این مساله پیش اومد که ما تصمیم به ازدواج گرفته بودیم و ایشون بارها بهم ابراز عشق کردند گفتم می خوام بدونم چرا و ارتباطت با اونا چیه؟ اونم بعد از این حرف رفت و هیچ وقت دو باره بحث ازدواج پیش نکشید الانم چک می کنم در ارتباطن من خیلی تحقیر شدم و چیزی تونستم بگم ولی دوستش دارم

مهمترین سوال :
من چیکار کنم بعد از 9 ماه از این قضیه بازم ناگهان حالم بد می شه گاهی می خوام بالا بیارم حتی سر کلاس یا گاهی فورا اشکام درمیاد دختره هم چک می منم و می دونم باهمن و کلا دختره تو هوای عشق و عاشقی هست و اینو از داخل فضای مجازی و دنبال پیج های عاشقانه، همسر، و جهیزیه است. من الان چیکار کنم بتونم راحت با مساله کنار بیام؟ من خیلی سعی کردم مساله رو بررسی کنم گ.ش نیوش ها ددر رابطه خیانت و کلی مطالب و کتاب خوندم ت ازدواج 360 و مثبت تهیه کردم تا برم توئ مسیر دیگه ولی حال روحیم هنوز خوب نیست در ضمن قبل از این خواستگاری داشتم که متوجه شدم محل کارش تهران با زنان زیادی پارتی و حوض می رفته دوباره خواستگاری پیدا کردم بعد این قضیه که مهندس بزرگی تو کشوره اما بخاطر داستان زن بازیش ماشینش آتیش زدم و لو رفت موندم با این داستان ها که پیش اومده چه جوری بتونم اعتماد کنم یا ادامه بدم سنم هم جوریه که واقعا می خوام ازدواج کنم در ضمن این موارد که پیش ا.مده من باهاشون هیچ رابطه نزدیکی نداشتم ولی رو روحیه ام خیلی تاثیر گذاشته ولی مردی که مدرسش بودمو دوست داشتم و لی بخاطر شرایطی که پیش اومد بهش نگفتم

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

سارا میرزامحمدی
سارا میرزامحمدی
30 آبان 1398 ساعت 19:45

دوست عزیز سلام 

شرایط شما را به دقت خوندم . قابل درک هست که معضلی که در حال حاضر گرفتارش شدید بسیار ناراحت کننده و عذاب آور هست. 

 در بین نوشته هاتون کلماتی وجود داشت که برای من درمانگر آلارم دهنده بودند. مثلا اینکه ۹ ماه از قطع ارتباط تون با فردی که باهاشون در ارتباط بودید میگذره ولی شما هنوز احساسات عمیق و سوزناکی  را تجربه میکنید که خاص یک الی دو ماه ابتدای جدایی هستند. همچنین فرمودید گوش نیوش های دکتر شیری را هم گوش کردید اما براتون راه گشا نبوده اند. 

به نظر میرسد که مشکل عمیق تری در زیربنای شخصیت شما وجود داشته باشه که بهتون اجازه کندن کامل از ارتباطی که خودتون بهتر میدونید غلط هست و درونش بهتون توهین شده و احساس حقارت کردید رو نمیده. 

گرچه من کاملا درک میکنم که سوالات  بدون جواب زیادی در ذهنتون دارید و قطعا شمارا آزار خواهند داد اما اگه به دنبال جواب این سوال که چرا از همچین رابطه ای کامل جدا نمیشید، نباشید، قطعا در آینده و در روابط بعدی  درد و رنج بیشتری را تجربه خواهید کرد. 

پیشنهاد من به شما این هست که در ابتدا اون خانم و احیانا خانم هایی رو که با شخصی که شما دوست دارید در رابطه هستند را دیگه به هیچ عنوان پیگیری نکنید. خود اون شخص را هم همینطور. 

این کار مهم ترین قدم برای آرامش ذهنی و روحی شماست. 

پس از آن به دنبال جواب پرسش هایی از خودتون باشید. اینکه چرا وارد همچین روابطی شدید؟ چرا چندین الگوی اشتباه در انتخاب ها و روابط تون تکرار میشه؟ چرا شخصی رو که تعادل روحی نداره و دنبال روابط ومتعدد هست وبه شما به روش های مختلف توهین کرده را هنوز دوست دارید...؟

اگر برای این پرسشها و سوالات مشابه جوابی ندارید بهتره به منابعی که براتون در انتهای پاسخ میگذارم حتما مراجعه کنید و یا از یک کارشناس کمک حرفه ای بگیرید. 

بی اعتمادی تون هم کاملا طبیعیه اما همیشگی نیست و با بالاتر رفتن آگاهی هاتون نسبت به خودتون و روابط تون از بین خواهد رفت چرا که یاد میگیرید تو روابط اشتباه قدم نگذارید و بیشتر مراقب روح و جسم تون باشید. 

این نکته را همیشه به یاد داشته باشید که شما ارزشمندید چرا که مخلوق خاص خداوندید و در پس این  خلقت بی نظیر رازهای زیادی نهفته است که باید کشفش کنید. 

پس باید به وجود خودتون ارزش و بهای بیشتری بدهید و از فرو رفتن در گرداب روابط آسیب زننده و حقیر کننده بپرهیزید. 

در انتها از اعتمادتون به ما سپاسگذارم

براتون روزهای شادی رو آرزو میکنم 

با احترام 

سارا میرزا محمدی


معرفی کتاب
زندگی خود را دوباره بیافرینید اثر جفری یانگ ترجمه دکتر حسن حمیدپور

معرفی درس
رهایی از بی ارزشی
ساختن رابطه عاطفی بدون شکست
امپراطوری رابطه
من ارزشمند
بسته چهارشنبه ها با ناهید 1 تا 6
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

سوالات مشابه