سوال خود را هم اکنون بپرسید

پاسخ متنی و صوتی

توسط درمانگران، مشاوران و روانشناسان

دریافت در کمتر از ۲۴ ساعت

به صورت محرمانه و کاملا خصوصی

پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

عشق سابق همسرم

پرسش

تاریخ ثبت : 21 خرداد 1398
856  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سلام. من ۲۷ سالمه و همسرم ۳۰ ساله. سه ساله ازدواج کردیم. همسرم در دوره ی آشنایی قبل از ازدواج به من گفت که به مدت ۸ سال به خانمی علاقه یکطرفه داشته و وقتی به اون خانم پیشنهاد میده، ایشون رد میکنه و تمام. من اون موقع فکر نمی کردم که بعدها اینقدر روی این موضوع حساس بشم. اما الان خیلی حساسم، چون متوجه شدم که همسرم هنوز عاشقشه و عکس اون خانم رو از توی پروفایلش برداشته بود و برای دوستش فرستاده بود که نگهش داره. من با چک کردن گوشی همسرم متوجه این موضوع شدم. یه مدت هم همسرم کلا توی خودش بود. وقتی اعتراض کردم، گفتش چون از طرف تو کمبود داشتم به فکرش افتادم، ولی خیلی دوستت دارم. اما اصلا تلاشی نکرد برای تغییر ذهنیت من. من احساسات دوگانه ای دارم. گاهی دوستش دارم و گاهی ازش متنفر میشم. همش خودم رو با اون خانم مقایسه می کنم و آخر سر میبازم. چه کنم؟ آیا این مصداق خیانت نیست؟

مهمترین سوال :
بعد از اینکه فهمیدم همسرم هنوز در سودای عشق قبلی خودش میسوزد، دیگر نمی توانم او را دوست داشته باشم، چه کار کنم؟
مدام خودم را با آن خانم مقایسه می کنم، چه کار کنم؟

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

سارا میرزامحمدی
سارا میرزامحمدی
02 آذر 1398 ساعت 09:43

دوست عزیز سلام 

نوشته هاتون رو خواندم و متوجه شرایط بدی که در حال حاضر براتون پیش اومده شدم. مسلما موندن در این شرایط بسیار آزار دهنده خواهد بود اگر فکری براش نکنید.

پایدار ماندن زندگی مشترک قطعا نیازمند درک و همدلی هر دو طرف هست. 

تصور کنید برعکس این شرایط برایتان پیش میامد و شما ذهنتان درگیر احساساتی نسبت به شخصی در گذشته بود. 

چه انتظاری از همسرتان داشتید؟ آیا توقع درک و کمک از ایشون نداشتید؟ 

 درست این  بود که همسر شما رابطه عاطفی گذشته شون رو کاملا تو ذهنشون تمام میکردن بعد به ازدواج با شخص دیگری فکر میکردند. اما حالا به هر دلیل این اتفاق نیوفتاده و اثرات بدش دامنگیر زندگی شما کنونی شما شده. 

ولی در این شرایط کنار کشیدن شما یا تن دادن به احساسات ضد و نقیضی که بهتون دست میده، باعث میشه به لحاظ روحی و جسمی آسیب بیشتری ببینید.  حتی فکر کردن به تمام کردن زندگی مشترکتون قطعا قرار نیست اولین انتخاب باشه. 

با توجه به نمره ای که به روابط پدر و مادرتون و حتی رابطه خودتون با اونها دادید به نظر میرسه یک مشکل رابطه ای عمیق وجود داره که باید در اسرع وقت بررسی اش کنید.ذهن شما یادگرفته از راه حل های ساده تر استفاده کنه مثل اجتناب از احساسات تون. برای همین احتمالا برای اشتباهی که همسرتون مرتکب شده، به جای کمک کردن به خودتان و ایشون،  دیگه نمیتونید دوستش داشته باشید. 

همین مشکل ارتباطی به رابطه خودتون با خودتون هم آسیب زده. بخاطر همین هست که مدام خودتون رو با دیگری مقایسه میکنید. اینکار نشونه عدم خودباوری شماست که میتونه باز هم آسیب زا باشه. 

بهتره از احساس قربانی بودن بیرون بیایید و فعالانه در پی حل مسئله تون باشید. به لحاظ روحی و جسمی کمی به خودتون برسید. ( ورزش ،تفریح، وقت گذراندن با دوستان، کتاب خوب خواندن و فیلم خوب دیدن و تمکر ذهن و مراقبه) 

این کارها باعث میشه کمی از این حال و هوا بیرون بیایید. بعد از آن در یک شرایط آرام و استیبل با هسرتون گفتگو کنید. 

سعی کنید تمرکزتون روی فرآیند حل مسئله باشه. از تیکه و کنایه استفاده نکنید. خواسته تون رو روشن و واضح بیان کنید و از ابراز احساساتتون نترسید. و به جز همه اینا سعی کنید شنونده ی خوبی هم باشید. مسئله همسرتون رو هم محترم بدونید و با هم به راه حل برسید. 

اگر نتونستید به راه حل مطلوبی برسید قرار بگذارید که از یه متخصص کمک حرفه ای بگیرید و مشکل را حل کنید. 

مشکل شما کاملا قابل حل هست اگر خودتون فعالانه بخواهید که حلش کنید. کنار کشیدن و تمام کردن صرفا یک جور پاک کردن صورت مسئله و فرار از مشکل هست.

صمیمانه براتون آرزوی موفقیت میکنم 

از اعتمادتون ممنونم 

سارا میرزامحمدی

 



معرفی کتاب
زندگی خود را دوباره بیافرینید اثر جفری یانگ ترجمه دکتر حسن حمید پور

معرفی درس
پیشگیری و بهبود رابطه پس از لغزش و خیانت
مجموعه نجات رابطه عاطفی 1 و 2
بسته شفای زنانگی 1 و 2 و 3
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

سوالات مشابه