سوال خود را هم اکنون بپرسید

پاسخ متنی و صوتی

توسط درمانگران، مشاوران و روانشناسان

دریافت در کمتر از ۲۴ ساعت

به صورت محرمانه و کاملا خصوصی

پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

همه چیز در زندگی ام به ازدواج کردن ختم شده

پرسش

تاریخ ثبت : 21 خرداد 1398
534  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سلام وقت تون بخیر.دختری 31 ساله هستم و مجرد، مدت زیادی است که فکر کردن به ازدواج شده همه ی دغدغه ی زندگی من و این دغدغه به قدری در ذهن و افکارم بزرگ شده که مرا از ادامه زندگی و لذت بردن از زندگی بازمیدارد.جدیدا اینقدربه ازدواج و بالا رفتن سن و ترس از تنهایی در آینده فکر می کنم که این مسئله باعث استرس و اضطرابم شده و حتی در خواب هم این اضطراب با من همراه است.دغدغه ازدواج حتی باعث شده که من نتونم به اهدافم برسم و روی کارهایی که می خواهم انجام بدم تمرکز داشته باشم.متاسفانه از لحاظ روحی خیلی دپرس ؛ گوشه گیر؛ عصبی و تندخو شده ام و با کوچکترین حرفی با اعضای خانواده بگو مگو دارم در صورتی که اصلا نمی خواهم عصبی بشوم اما متاسفانه صبر و تحملم کم شده و دائما خودم را با افرادی که هم سن و سالم بودن و یا کوچکتر بودن و ازدواج کرده اند مقایسه می کنم و می گویم مگر من چه چیزی کم دارم که هنوز ازدواج نکرده ام. البته شروع این فکرها و استرس ها با حرف های دوستان و آشنایان بود که وای چرا ازدواج نمی کنی دختر تا یک سنی شادابی و بر و رو دارد و ... . ممنون می شم که خانم علی اکبری عزیز بنده را راهنمایی کنند.

مهمترین سوال :
چگونه می توانم فکر کردن به ازدواج را در ذهنم کم رنگ تر کنم و امید را در وجودم زنده کنم و زندگی شادتر و بی استرس تری داشته باشم و نیز بتوانم از زندگی ام لذت ببرم چون شدیدا احساس می کنم که افسرده شده ام.

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

فاطمه علی اکبری
فاطمه علی اکبری
01 آبان 1398 ساعت 14:13

درود بر شما

نامه تان را خواندم دوست خوبم، دغدغه های شما قابل درک است.

میل به دوست داشتن و دوست داشته شدن و تشکیل خانواده یک خواسته طبیعی در وجود هر فرد می باشد. خواسته شما یک خواسته بجا بوده و احساسات و نیز نگرانی هایی که تجربه می کنید قابل درک است. زیرا به جز نگرانی های شخصی، مسئله فرهنگ و عرف جامعه ما نیز وجود دارد که در مورد ازدواج دختران، نامهربانتر از پسران است و بنابراین استرس بیشتری به دختران تحمیل می شود. اما این بدان معنا نیست که شما نتوانید یک ازدواج مثبت داشته باشید. در نظر داشته باشید که ازدواج‌ نکردن نمی ‌تواند به خودی خود نگران‌ کننده باشد اما وقتی یک دخترخانم خودش را با ازدواج تعریف میکند و ازدواج نکردن را در کنار همه نگرانی‌ هایش می‌ گذارد، اوضاع کاملا تغییر می ‌کند و این مسئله تبدیل می شود به شرایطی که استرس ایجاد خواهد نمود. یک فقدان را می توان طوری مدیریت نمود که سبب بحران نشود.

در حال حاضر مهمترین مشکل دختران مجرد همانطور که شما نیز در نامه تان اشاره فرموده اید، فشار خانواده و اطرافیان است آن هم در شرایطی که در سیستم تربیتی و سنت رفتاری خانواده این مسئله پیش بینی نشده و تمهیداتی در مورد آن اندیشیده نشده است. به دلیل برخی باورهای بَدَوی و رشد نیافته، دختر مجرد ممکن است حرف های زیادی راجع به تجرد خودش بشنود و به استرس بیشتر دچار می شود.

برخی از دلایلی که دخترخانمها برای ترس خود از تجرد بیان می‌‌کنند به شرح زیر هستند :
ترس از این که خانواده‌ یا اجتماع مرا طرد کنند‌
ترس از تنهایی و تنها ماندن تا پایان عمر
ترس از این که آبرویم نزد همسن و سال‌هایم برود‌، مخصوصاً اگر دختران کوچکتر از من ازدواج کرده باشند
ترس از اداره کردن مالی زندگی
ترس از این که اطرافیان برچسب‌هایی بر من بزنند‌
ترس از این که مزاحم ازدواج خواهر‌یا برادر‌های بعدی‌ام باشم‌
ترس از کم شدن معاشرت‌ها
فشار خانواده‌ها و اطرافیان
محرومیت از برخی مقبولیتهای اجتماعی به دلیل اهمیت ازدواج در جامعه ما
و مواردی از این دست...
بسیاری از ترس‌های مرتبط با تجرد، در اثر شرطی شدگی و برخی هنجارهای تحمیلی هستند، بدیهی است که اگر تنها از روی ترس و اضطراب تن به ازدواج بدهیم، نه فقط به اهداف و مزایای ازدواج نخواهیم رسید بلکه خود را در مشکلات بیشتری وارد خواهیم کرد.

به نظر می رسد که قیاس با دیگران، یکی از عوامل ایجاد استرس در روان شماست. دوست خوبم؛ نیاز نیست میل به ازدواج را خودتان کمرنگ کنید بلکه بهترست نگرشهای خود را تعدیل کنید. ازدواج یکی از منابع داشتن حال خوب ما است که البته منبع بسیار مهمی است، اما بنا نیست تمامیت خود را به داشتن همسر  ربط بدهیم. ارزش فردی شما چه مجرد باشید و چه متاهل یکسان است. 

همچنین اگر از ازدواج ایده آل سازی کنید، ریسک زیادی برای خود ایجاد کرده اید چون تحمل بالا و پایینهای زندگی را نخواهید داشت زیرا ازدواج را برای خود تبدیل به جایی کرده اید که تمام مشکلات روحی و درگیری با خانواده باید حل شود. بهتر است دلایل اختلافات درون خانواده را فارغ از مسئله مجردی بررسی کنید و ببینید چه دلایلی باعث درگیری در خانواده می شود. یعنی هر مسئله ای را به مجردی ربط ندهید، شاید در برخی موارد حق داریسد ناراحت شوید و در برخی موارد هم لازمست ارتباطتان با خانواده را اصلاح کنید.

از روابط دیگران ایده آل نسازید. شما آن بخشی را می بینید که به آن دسترسی ندارید اما این را بدانید که لازمه ازدواج، کسب بلوغهاست نه ترس از مجردی.

انتظار نداشته باشید هیچ کس هیچ چیزی به شما نگوید. این که هیچ کس کاری به کار شما نداشته باشد ممکن نیست. گاهی افراد پیرامون ما نه دلسوزند و نه خردمند و یا گاهی هم برخی از اطرافیان ما آدم های خوب و دلسوزی هستند که نگران مایند اما به دلیل آگاهی کم و باورهایی که شرایط کنونی جامعه پذیرایآن نیست، نمی دانند چگونه باید نگرانی هایشان را ابراز کنند. بهتر است ضمن اینکه به هر حرفی بها نمی دهید مرزهای روانی و عاطفی بین خود و اطرافیانتان را واضح تر کنید.

در کنار مواردی که خدمت تان عرض شد، دلایل مجردی خود را نیز چک کنید. این مسئله از آنجا مهم است که ممکن است دلایل دیگری به جز دلایلی که تا به حال فکر می کردید، برای ازدواج نکردن شما وجود داشته باشند. شناسایی این دلایل کمک می کند تا در موارد آتی بهتر عمل کنید و تصمیم درستی بگیرید. چک کنید که کدامیک از دلایل زیر بیشتر در مورد شما صدق می کند و برای رفع ان چه اقدامی می توانید انجام دهید.

  • بخشی از این دیده نشدن به محیط اجتماعی بستگی دارد. مثلا ممکن است عرف محیط زندگی شما به گونه ای باشد که این پیام والدی را به شما آموخته باشد که دخترخوب باید سنگین باشد، یا نباید جلب توجه کند و... در حالیکه زنانه زیستن و توجه به ظرافتهای وجودی یک خانم، منافاتی با رعایت عرف جامعه ندارد. پیشنهاد می شود متناسب با ارزشهای خانوادگی و اجتماعی خود همواره آراسته باشید.
  • گاهی هم دلیل این مجرد بودن، رفتارهایی است که سبب ترس مردان اطراف تان می شود. رفتار خود را بازبینی نمایید، ممکن است در برخی موارد رفتار شما به گونه ای بوده باشد که احساس ضعیف بودن به مردان پیرامون خود داده باشید. داشتن اعتماد به نفس، خوب و مثبت است ولی همزمان از ظرافتهای زنانه نیز غافل نشوید. مثلا به مردان اطراف تان نشان دهید که در برهه هایی از زمان دوستدار دریافت حمایت از سوی مرد هستید.
  • رفتارتان دلبرانه باشد نه خواهرانه. یک مرد باید مطمئن باشد که در کنار شما به پیشرفت و آرامش و لذت خواهد رسید.
  • افراد درونگرا کمتر از افراد برونگرا دیده می شوند. چنانچه ترجیح قالب شما درونگرایی است بهتر است بخش برونگرای خود را نیز تقویت کنید.
  • هنوز هم خانواده ها نقش مهمی در ازدواج جوانان دارند. معاشرت با خانواده های خوب و حضور در جمعهای زنانه را از دست ندهید. این مسئله بخصوص در محیطهایی که فرهنگ سنتی تری دارند از اهمیت خاصی برخوردار است.
  • هر فردی برای تصميم گيری و انتخاب همسر آينده معيارهايي را براي خود مشخص مي کند تا بر مبنای آنها بتواند مناسب ترين فرد را انتخاب کند. در بین دوستان و آشنایان تان چنانچه فرد یا افرادی هستند که مورد اعتماد شما بوده و می توانند مورد مناسب شما را به شما معرفی کنند می توانید ملاکهای خود را با آنها مطرح نمایید.

رابطه داشتن بناست تنها بخشی از حال خوب ما را تامین کند نه تمام حال خوب ما را. وقتی تمام سرمایه گذاری روانی بر روی یک موضوع باشد، عدم دستیابی به آن یک موضوع می تواند تمامیت ما را به مخاطره بیندازد. وقتی کسی مجردی خوبی داشته باشد بعید است متاهلی خوبی نداشته باشد، زیرا خوب زیستن و لذت بردن از زندگی در ذهن چنین آدمی وجود داشته و آن را به حضور فردی دیگر گره نزده است.

در کنار نکاتی که خدمت تان عرض شد، به معاشرتهای خود توجه کنید، فعالیتهای مورد علاقه و حضور در جمع دوستانی که مورد علاقه و احترام شمایند می تواند به داشتن حالِ بهتر به شما کمک کننده باشد.

دروس غیر حضوری جذابتر شدن و محبوبتر ماندن و ساختن رابطه عاطفی بدون شکست خدمت شما پیشنهاد می شود. موفق باشید.

از اعتماد شما سپاسگزارم

علی اکبری-خانه توانگری طوبی

معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

سوالات مشابه