سوال خود را هم اکنون بپرسید

پاسخ متنی و صوتی

توسط درمانگران، مشاوران و روانشناسان

دریافت در کمتر از ۲۴ ساعت

به صورت محرمانه و کاملا خصوصی

پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

طلاق یا ادامه زندگی

پرسش

تاریخ ثبت : 21 خرداد 1398
483  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
خانم ۳۵ساله. ۱۵ساله ازدواج کردم. همسرم ۱۱سال بزرگتره و اختلاف فرهنگی و اعتقادی و اجتماعی از همون ابتدا داشتیم. من لیسانس وایشون دیپلم هستن. دو فرزند هم داریم. مسئله مهم از روز اول، ظاهر ایشان به دلم ننشست و بخاطر کارش شاید ۶ساعت درخانه باشد که طبیعتاً برای خواب میگذره و صحبتی بینمون ردوبدل نمیشه. ازهمون ابتدا همیشه تظاهر به دوست داشتن ایشون وزندگی داشتم. دوبار طی چت کردن با همکارم و یکی از آشناها رابطمون به رابطه جنسی رسید. بعد از مدتی من رها کردم اینارو. بدلیل خواسته مداوم انها برای رواط جنسی مدتی است که چت میکنم تو اینستا با آقایون درمورد همه چی و شاید دوسشون هم دارم. اما اگر کات کنم زیاد حالم بد نمیشه درصورتیکه اون دونفر بدجور عاشق من شده بودند، اما چون رابطه جنسی خواستن من کات کردم. الان با کسی درارتباط نیستم. چند ماهی است که دیگه علاقه ای به ادامه زندگی با همسرم ندارم. این سالها بهانه بچه و خانواده نگهم داشته. همش عذاب وجدان دارم. شوهرم یا خانواده ام رو مقصر میدونم در هرز رفتنم. البته خودمم قبول دارم اشتباه کردم. تحمل همسرم و این زندگی برام سخت شده. اخلاقهای خوب زیاد داره همسرم، ولی من چون از اول نمیخواستمش هنوز نتوستم بپذیرمش. میخوام طلاق بگیرم. با ایشون که مطرح کردم اول مخالفت کردند، حتی گریه هم کردند که من دوستت دارم و طلاق نمیدم. ولی من نمیتونم، دارم خفه میشم. هرروز آرزوی مرگ میکنم. موندم چه کنم، بمونم بخاطر بچه ها علیرغم بی علاقگی یا همه چیز رو رهاکنم؟

مهمترین سوال :
به خاطر بچه ها به زندگی با این اقا ادامه بدم یا جدا بشم

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

الهه دهقانیان
الهه دهقانیان
07 آذر 1398 ساعت 20:28

باسلام واحترام

اگر حس میکنید شوهرتان را دوست ندارید، شاید اولین و مهمترین سوالی که لازم است پرسیده شود این باشد دلیل بی علاقگی شما نسبت به همسرتان چیست؟در این مورد خوب فکر کنید و سوالات زیر را صادقانه پاسخ دهید:

  • چرا شوهرتان را دوست ندارید؟
  • ظاهرش را دوست ندارید یا رفتارش به دلتان نمی نشیند؟
  • اینکه چرا با آگاهی از این مسئله ازدواج کرده اید؟ آیا مجبور بودید یا فکر میکردید بعد از ازدواج نسبت به ایشان علاقه پیدا میکنید؟این سوالات میتواند شما را برای رساندن به یک تصمیم منطقی کمک کند.

از آنجاییکه یکی از فاکتورهای اصلی در ازدواج علاقه طرفین نسبت به یکدیگر است بنابراین توجه به این مسئله از اهمیت ویژه ای برخوردار است.زیرا سرمایه اصلی در زندگی مشترک، علاقه و محبت طرفین به یکدیگر است. هر مرد و زنی باید از ابتدا با همسر مورد علاقه خود ازدواج کند و برای دوام و استحکام بنیان خانواده سعی کند این علاقه و محبت را روز به روز تقویت و بیشتر نماید. حتی اگر مرد و زنی در ابتدا به هم علاقه نداشته اند اما به هر دلیل به ازدواج با یکدیگر تن داده اند، برای تداوم زندگی خود چاره ای جز ایجاد عشق و علاقه به همدیگر ندارند. زیرا در غیر این صورت زندگی برای هر دوی آنها تلخ و کشنده خواهد شد. ایجاد عشق و علاقه در این مرحله کار بسیار سختی نیست. مگر اینکه یکی از طرفین مشکل حادی داشته باشد.اما اینکه ظاهر ایشان مورد پسند شما نبوده ونیست آیا برای رهایی از این احساس راههای دیگری را امتحان کرده اید؟ آیا هزینه جدایی در همان ابتدا خیلی کمتر از اکنون با وجود دوفرزند نبوده؟به نظر شما نقش بازی کردن شما طی این سالها غیر از رنج برای شما خیانتی در حق همسرتان محسوب نمیشود، که در تمام این مدت فکر میکرده شما نیز به ایشان علاقه دارید؟ 

خیلی دور از ذهن نیست که مسئله بی حسی ونداشتن مثلا علاقه ،اگر به شیوه درست وبالغانه حل نشود به خیانت منجر شود.همچنین هیجانات منفی در صورت عدم علاقه اوج میگیردووقتی راهکار اشتباه ومخربی مانند خیانت انتخاب میشود شخص سعی میکند ابتدا برای توجیه کارش تقصیر رابه گردن دیگران بیندازد این در حالیست که هیچ کس به غیر ازخود فرد در تعیین انتخاب وماندگاری تصمیمش تاثیر گذار نیست.

اما در هر صورت صداقت با همسرتان از اهمیت بسیاری برخوردار است، هرچند ممکن است مشکل باشد. صادقانه و شفاف در مورد اینکه دوست دارید رابطه‌تان در چه جهتی پیش رود با او صحبت کنید. با این حال، باید قبل از صحبت با همسرتان، برایتان کاملا آشکار باشد که چگونه می‌خواهید از عهده این کار برآیید.

اگر هدف برایتان واضح باشد، مکالمه‌ی مفیدتر و موثرتری در مورد راه‌حل‌های موجود با همسرتان خواهید داشت.

اینکه هر فردی حق دارد با عشق وعلاقه زندگی کند شکی نیست اما اگر از روی هیجان وعدم بررسی درست وبالغانه صورت گیرد ،قطعا نتیجه مثبتی عایدش نخواهد شد.به هر صورت توجه داشته باشید که رابطه ممنوعه هیجان بالایی دارد ومیتواند دلسردی شما را نسبت به همسرتان دوچندان کند.باید بتوانید فارغ از این ارتباطات وبررسی مزایا ومعایب جداییتان به نتیجه برسید.همچنین باید به همسرتان اجازه دهید در این زمینه نظرش را بگوید،تصمیم به ادامه یا جدایی تصمیمی یک سویه نباید باشد ،باید بتوانید احساس همسرتان را نیز درک کنید وانتظار نداشته باشید که در فرصت کوتاهی به نتیجه ای که شما رسیدید برسد..همچنین در صورت انصراف از جدایی اگر قرار است روابط مولزی داشته باشید قطعا تاثیراتش بیشتر از جدایی خواهد بود.گاهی اوقات جدایی وداشتن یک زندگی وارتباط سالم مفیدتر از این مدل زندگیست.در هر صورت باید معایب هردو تصمیم وتاثیرات آن را بر خودتان وفرزندانتان بررسی کنید،سپس یک دورنمایی از آینده متصور شوید وسپس تصمیم بگیرید اما اگر تصمیم به جدایی گرفتید پیشنهاد میکنم مدتی( مثلا سه ماه) را جدا از یکدیگر باشید وشرایط مثل زمان جدایی باشد.این کار باعث میشود در طول این مدت وبا کاهش هیجانات وتجربه جدایی وتبعات آن تصمیم درست تری بگیرید.

باسپاس از اعتماد شما

الهه دهقانیان

خانه توانگری طوبی


معرفی کتاب
تئوری انتخاب

معرفی درس
امپراطوری رابطه
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

سوالات مشابه