سوال خود را هم اکنون بپرسید

پاسخ متنی و صوتی

توسط درمانگران، مشاوران و روانشناسان

دریافت در کمتر از ۲۴ ساعت

به صورت محرمانه و کاملا خصوصی

پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

رهایی از رها شدگی

پرسش

تاریخ ثبت : 12 تیر 1398
743  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
بنظر شما اکنون که من تله رها شدگی و مهر طلبی خودم رو درک کردم و خودم رو بعد از 28 سال تازه دوست دارم ، و دیگر به دنبال عشق سوزنده نیستم که منو کامل کنه و تنها خواستار آرامش و خوش بودن با درون خودم و پرورش خودم هستم ، بنظر شما نتیجه ای درست از درک این تله ها گرفتم ؟ چون برای خودم عجیب هست و هیچ وقت اینطور نبودم ؟ و اینکه من به تازگی از رابطه ای پر از عشق خارج شدم که طرف مقابلم قدرت نه شنیدن نداشت ، همچیز باید مطابق میل و انتخاب اون میبود ، و من رو بخاطر خودم نمیخواست و مدام در حال تغییر تمام رفتارهای من چه در بعد خانوادگی و چه فردی بود ، و اینکه مدام مسائلی که اتفاق نیفتاده بود برای آینده رو در ذهنش جلو جلو حلاجی میکرد و منو کلافه و خسته کرده بود با وجود اینکه من خودم هم تله داشتم ، و همچنین وسواس تمیزی داشت و همه اعضای خانواده اش میگفتند او شخص حساسیست و تو زود رنج هستی و البته ایشون عقد ناموفق هم قبلا داشتند . بنظر شما من کار درستی کردم که جدا شدم ؟ تله های ایشان چه بود ؟ و اینکه بعد از درک رها شدگی و مهر طلبی حس میکنم دیگر مهری نسبت به او در دلم نیست و گیجم. سپاس از همراهی شما

مهمترین سوال :
احوال کنونی من بعد از درک تله هایم درست و منطقی است ؟
طرف مقابلم به نظر شما درگیر چه تله ای بود ؟
آیا من کار درستی کردم که جدا شدم ؟
درس و کتاب های دیگری که به من پیشنهاد میکنید چه هستند ؟

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

زهرا محمدی
زهرا محمدی
28 تیر 1398 ساعت 01:07

با سلام

متن نامه شما را خواندم و از اعتمادتان سپاسگزارم.

نکته هایی که اشاره کردید:

طرف مقابلم قدرت نه شنیدن نداشت 

 همچیز باید مطابق میل و انتخاب اون می بود 

من رو بخاطر خودم نمیخواست 

 مدام در حال تغییر تمام رفتارهای من چه در بعد خانوادگی و چه فردی بود 

مدام مسائلی که اتفاق نیفتاده بود برای آینده رو در ذهنش جلو جلو حلاجی میکرد و منو کلافه و خسته کرده بود

اینها میتوانند علائم خطری باشند که لازم است ما توقف کنیم و شرایط را بسنجیم که ظاهرا شما این کار را کرده اید و باتوجه به شناختی که این مدت داشته اید تصمیم به اتمام این رابطه گرفتید.

اینکه ایشان درگیر چه تله هایی هستند نیاز به بررسی دارد و با چند رفتاری که در متن اشاره شده نمی توان اسم دقیقی مشخص کرد هرچند مطالبی که بیان کردید نشان دهنده ی این است رابطه از تعادل خارج شده است. منظورم از تعادل یعنی تعادل بین نیازهای شما و نیازهای طرف مقابلتان (نیاز به امنیت، عشق، خودابرازگری، خودمختاری، تفریح و پذیرش محدودیت های واقع بینانه ی یکدیگر). در هر رابطه ای که باشیم چه رابطه عاطفی، چه رابطه با فرزندانمان، چه رابطه با دوستانمان لازم است بین این پنج نیاز برای خودمان و طرف مقابلمان تعادل برقرار شود. 


سه شیوه رفتار مقابله ای داریم که اینها می توانند به عنوان عامل تداوم بخش تله های ما باشند و به میزانی که رفتارهای ما از این سه شکل فاصله بگیرد و بتواند کارآمد باشد و به حل مسئله کمک کند یعنی ما رفتار سالم تر و به دور از تله هایمان داریم.

تسلیم:  یعنی به درست بودن تله گردن می نهد و طوری رفتار می کند که بر درست بودن تله صحه بگذارد. در تله رهاشدگی فرد این باور را دارد که "من تنها می مانم" و طوری رفتار می کند که در نهایت تنها می ماند.

جبران افراطی: یعنی رفتار کردن برخلاف احساس و باوری که داریم یعنی وقتی  تله فعال می شود دست به حمله ی متقابل برخلاف باور میزند.

اجتناب: یعنی کلا از موقعیتی که باعث فعال سازی احساسات ناخوشایند و رفتارهای ناکارآمدش می شود فاصله می گیرد.

مثالِ شکل تسلیم: باانتخاب افراد و دوستانی که دسترسی به آنها ندارد و رفتارشان ثبات و پیش بینی پذیری ندارد در برابر این احساس تنهایی تسلیم می شود.

جبران افراطی: با چسبندگی زیاد به افرادی که با آنها در ارتباط است در برابر احساس تنهایی به شکل جبران افراطی با مسئله برخورد می کند.

اجتناب: سردمهری و صمیمت گریزی میتواند شکل اجتناب تله ی رهاشدگی باشد. فرد با صمیمت گریزی و مشغول کردن خودش به کار و درس و امور زندگی، اصلا خودش را در رابطه ای قرار نمی دهد که بخواهد احساس تنها شدن را تجربه کند. 

به هرحال رابطه ای را تمام کردید که این رابطه برایتان مدتی خوشایند بوده قابل درک است اگر گاهی احساسات ناخوشایندی را تجربه کنید. ممکن است احساس دلتنگی، غم و ناراحتی و تنهایی سراغتان بیاید که این بخشی از فرایند فراموشی است. نکاتی تقدیم تان می کنم که میتواند به شما بعد از اتمام رابطه کمک کند:

  • 1. مقداری از تنهایی و انزوا فاصله بگیرید ( فعالیت و یا مهارتی که مورد علاقه تان هست را پیگیری کنید. بیکاری و عدم فعالیت هدفمند، به این احساس ناخوشایند دامن میزند) 
  • 2. اگر عکس، نوشته ای، هدیه ای از ایشان دارید لازم نیست هر بار با دیدن آنها خودتان را اذیت کنید میتوانید با کنار گذاشتن آنها به خودتان کمک بیشتری کنید.
  • 3. خاطرات را مرور نکنید اگر چیزی به ذهنتان رسید سعی کنید در آن خاطرات توقف نکنید و به آن احساس دامن نزنید بلکه سعی کنید که از موقعیت بگذرید.


و اگر بخواهم به این قسمت از سوالتان پاسخ دهم که این جدایی کار درستی بوده است یا نه؟

از شما میپرسم در این رابطه چه میزانی از نیازهای شما تامین می شد؟

نسبت هیجان های خوشایند به ناخوشایندتان در  این رابطه چقدر بود؟

آیا ایشان بلوغ های لازم (مالی+عاطفی+شخصیتی+اجتماعی+معنوی+جنسی)  برای ازدواج را داشتند؟

چقدر رفتارهای ایشان برایتان قابل پیش بینی و باثبات بود؟

چقدر شما را همین طور که هستید قبول داشتند؟

اگر اکثر پاسخ هایتان به این سوالات منفی می باشد از شما میپرسم چه چیزی باعث می شود در تصمیم تان تردید داشته باشید؟


در این زمینه کتاب کاربردی "عاشقم باش رهایم نکن" ترجمه داود منافی، انتشارات ارجمند را پیشنهاد میکنم و همینطور درس غیرحضوری      " از بی ارزشی تا من ارزشمند" خانه توانگری هم میتواند به شما کمک کند.


باتشکر 

خانه توانگری طوبی

زهرا محمدی




معرفی کتاب
عاشقم باش رهایم نکن

معرفی درس
بسته از بی ارزشی تا من ارزشمند
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

سوالات مشابه