پاسخ متنی و صوتی
توسط درمانگران، مشاوران و روانشناسان
دریافت در کمتر از ۲۴ ساعت
به صورت محرمانه و کاملا خصوصی
درود بر شما
توضیحات تان را خواندم
گاهی اوقات شیوه فرزندپروری والدین به گونه ای است که توجه به برخی ویژگیهای فرزندشان دارند (مثل زیبایی خدادادی) اما این توجهات، در مقایسه با پذیرش بی قید و شرط کودک، وزن خیلی کمتری دارد. خروجی این سیستم تربیتی، فردی شکننده می شود که به بخش بیرونی یا ظاهری مسائل مربوط به خود حساس شده و انتظار تمجید داشته و علیرغم اینکه تعاریف خاصی در مورد خودش دارد اما در عمل نیازمند تأیید گرفتن از آدمهای اطراف خود است.
نوشته اید:
مرز بین حریم شخصی شما و مادر کجاست؟ به آن حد از بلوغ شخصیتی رسیده اید که بتوانید عهده دار یک زندگی باشید؟ مگر بناست مادر با ایشان زندگی کنند که به جای شما تصمیم گیری می کنند؟ البته ما در ازدواج از راهنمایی های والدین بهره مند خواهیم شد ولی نه در حد کنار گذاشتن کامل نظر خود و پذیرش نظر آنها بدون هیچ مقاومتی.
این فامیل به چه دلیلی به خودش اجازه دخالت در زندگی شما را داده؟ اگر حتی دلیل ورود ایشان به حریم شما خواست خانواده بخصوص مادرتان بوده، باز هم این مسئله جای تأمل دارد. از این جهت که شما قاطعیت لازم در تصمیم گیری مهمی مثل ازدواج را ندارید؛ در حدی که یک فرد از فامیل به خودش اجازه چنین رفتاری می دهد یا مادرتان به جای شما در مورد خواستگارتان نظردهی می کند.
در ذهن شما تصمیم بالغانه براساس انتظارات منطقی تعریفی دارد دوست عزیز؟ شما خودتان را با زیبایی چهره (که یک تأیید بیرونی است) تعریف کرده اید و به نظر می رسد سایر نکات مهم در همسرگزینی را حول این مسئله قرار داده اید؛ مثل ترس از مسخره شدن توسط دوستان و اقوام به دلیل اینکه چهره طرف مقابل تان به نظر آنها زیبا نیست. فضای نظردهی شما در مورد یکی از مهمترین تصمیمهای زندگیتان دقیقاً کجاست؟ بازتعریف این فضا به شما کمک خواهد کرد که نه فقط در این مورد بلکه در خصوص سایر تصمیمهای زندگی نیز بالغانه رفتار کنید و تأیید دیگران، اولویت تان نباشد.
تغییر در شیوه زندگیتان؛ که البته سخت است ولی باید با ترسهای بی مورد خود (دیگران چی میگن؟) مواجهه داشته باشید تا بتوانید در شرایط مختلف زندگی تصمیم مناسب بگیرید. اگر این آقا را مناسب ازدواج می دانید نظرتان را به خانواده اعلام کنید. به خودتان حق بدهید که در مورد مسئله ای به این مهمی، براساس انتظارات و اولویتهایی که دارید تصمیم بگیرید. البته قبلش باید نسبت به این انتظارات آگاهی داشته باشید. مثلاً اینکه چرا از ایشان خوشتان می آید و هیچکس در این 5سال مطلوبتان نبوده؟ چه چیزی در رفتار ایشان هست که حس کرده اید از کسی جز ایشان محبت ندیده اید؟ این محبت در ذهن شما به چه معناست که سبب جذب شما به آن آقا شده؟
اگر ظاهر این آقا برایتان مطلوبیت دارد (دوست دارم این آقا بغلم کند یا نه؟) و سایر نکات مهم (مثل آمادگی مالی و شخصیتی) و تناسبهای لازم ( فرهنگی و اقتصادی و مذهبی و تحصیلی) بین شما وجود دارد، اجازه خواستگاری بدهید. با مادر مجادله نکنید بلکه می توانید ضمن حفظ حرمت ایشان، از انتخاب خود دفاع کنید.
در نهایت، این شما خواهید بود که با همسر آینده تان زیر یک سقف می روید نه دیگران. پس به خودتان حق بدهید که یک محبت عمیق را تجربه کنید و در کنار آن، با کمک خانواده برای این تصمیم مهم گام بردارید.
موفق باشید.
از اعتماد شما سپاسگزارم
علی اکبری-خانه توانگری طوبی