سوال خود را هم اکنون بپرسید

پاسخ متنی و صوتی

توسط درمانگران، مشاوران و روانشناسان

دریافت در کمتر از ۲۴ ساعت

به صورت محرمانه و کاملا خصوصی

پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

در ارتباط با یک فرد خارجی و با فرهنگ متفاوت چه معیارهایی رو در نظر بگیرم

پرسش

تاریخ ثبت : 30 فروردین 1398
755  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سلام. مدت ۲ ساله اروپا زندگی میکنم. ۳ ماهه وارد رابطه با یک پسر اروپایی شدم، اولین رابطه زندگیم هست. این ۳ ماه تقریبا خوب بود اما الان ۲ هفته هست که دچار مشکل شدیم. چون به نظرم ایشون کمی از هیجانات شون کم شده و تازه داره با سختی های ارتباط با یه غیر همزبون مواجه میشه. مشکل این هست که ایشون خودشون روانشناس هستند، اما بخاطر شکست در رابطه قبلیشون کمی کم تحمل شده و البته تفاوت فرهنگی ما فرسنگ هاست. خیلی از رفتارهای من به شدت براش عجیب هست. من خودم آدم به شدت مذهبی بودم که الان خیلی عوض شدم. اول رابطه خیلی خوب رفتار میکردم اما الان به دلیل وابستگی که برام به وجود اومده نابالغ عمل میکنم و ترس از دست دادنش رو دارم. البته ترسم به خاطر خود کم بینی نیست به خاطر این هست که تفاوت زبان داریم. من نمیتونم به زبان اون کشور صحبت کنم و ایشون هم به انگلیسی تسلط نداره. بنابراین وقتی میخواد راجع به مشکلات، راجع به کار و یا مربوط به درسش (داره تخصص میخونه) من نمیتونم همراهی کنم و مجبور هست بره سراغ دوستاش که غالبا هم دختر هست. حسادتی در من برانگیخته نمیشه ولی در دراز مدت حس ناکارآمد بودن رابطه موجب شکست میشه

مهمترین سوال :
من با یک روانشناس که خودش خیلی خوب همه چیز رو میدونه و البته به من هم کمک کرده تا الان تا مشکلاتمون رو حل کنیم اما الان دیگه بنظرم کم آورده باید چطوری رفتار کنم؟ از روزهای جشن مثل سال نو و تولد خوشش نمیاد، از سورپرایزهای مثل یهو سراغش رفتن خوشش نمیاد، خیلی تو خودش هست. به شدت درگیر کار و درس و دوستان اجتماعیش هست‌ (البته برای من هم وقت میذاره ولی خیلی وقتا به خاطر چیزهای خیلی کوچیک خیلی ناراحت هست و من هم ناراحت میشم که هروقت پیش من هست غمگینه). برنامه ریزی به شدت منظمی داره و من بخوام بمیرم هم فکر نکنم ازش کوتاه بیاد (یکم مبالغه ست ولی خیلی بهش پایبند هست). تقریبا میتونم بگم همیشه با پیشنهاد من برای گذروندن وقتمون با هم مخالفت میکنه چون مثلا اون زمان رو به خودش اختصاص داده یا سرکار هست یا با دوستانش. با دوستانش بیشتر بهش خوش میگذره، چون فرهنگ یکسان دارند. مثلا بارها بهم گفته این بده که ما نمیتونیم باهم نوشیدنی بخوریم.

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

شایان غدیری
شایان غدیری
18 دی 1398 ساعت 15:58

سلام دوست گرامی

وقت شما بخیر


نوشته تان را خواندم.امیدوارم زمانیکه این پاسخ را میخوانید توانسته باشید وضعیت متفاوت و مطلوبی را تجربه کرده باشید. با این حال  به نظر می رسد تفاوت های فرهنگی، شخصیتی و رفتاری قابل توجهی میان شماست که رسیدن به حداقل وجه مشترکی از رابطه را دشوار نموده است. هرچند بیان نمودید احساس حسادتی به واسطه ارتباط ایشان با دوستان غالبا دختر در شما ایجاد نمی شود با این وجود تفاوت هایی قابل تامل و گاها دور از دسترس در این رابطه، موجب تقویت ناکارامدی و تشدید الگوی شکست در شما می شود.


یکی از راهبردهای مقابله ای ناکارامد در برابر الگوی شکست ، ماندن در روابطی ست که بصورت بالقوه، قابلیتِ موفقیت در آن، بسیار اندک است. و تداومِ ماندن در چنین روابطی، موجب تشدید احساسات ناخوشایند، تقویت باور مرکزی ناتوان بودن و همچنین تجربه ی شکست می شود.


لذا پیشنهاد می گردد با در نظر گرفتن این مهم ، تلاش نمایید تا از وارد شدن در موقعیت ها و روابطی که احتمال فعال شدن الگوهای شکست در آن بالاست بصورت بالغانه اجتناب نمایید.


با تشکر از اعتماد شما

شایان غدیری


معرفی کتاب
زندگی خود را دوباره بیافرینید-انتشارات ارجمند

معرفی درس
بسته کامل مجموعه شخصیت سالمتر من (4 جلسه)
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

سوالات مشابه