پاسخ متنی و صوتی
توسط درمانگران، مشاوران و روانشناسان
دریافت در کمتر از ۲۴ ساعت
به صورت محرمانه و کاملا خصوصی
همراه گرامی
نوشته تان را خواندم.
احساس قربانی بودن در شکست های عاطفی میتواند ناشی از فعال شدن بعضی تله ها در وان ما شود. مثل تله رها شدگی یا نقص و شرم و امثال آن. زیرا با طرد شدن از طرف افرادی که با آنها در رابطه هستیم حس ناامنی مان شدت پیدا میکند و تله ها رخ مینمایند و ما در نهایت احساس بدی را تجربه میکنم.
اما در روابط ما گاهی وارد بازی های روانی پیچیده ای میشویم که نمونه آن مثلث کارپمن است که دکتر در گوش نیوش هایشان بارها به آن اشاره کرده اند.
در مثلث کارپمن افراد در نقشهای قربانی، جلاد و نجات دهنده مدام سویئچ میشوند و بطور مکرر این نقشها را میپذیرند که بیشتر شبیه توجیهی برای رفتارهایشان است. گیر کردن در این نقشها اصلا آگاهانه نیست و افراد ناخودآگاه درگیر این بازیهای روانی میشوند و تنها کلید خروج از آن بالغانه فکر کردن است.
اینکه شما در رابطه عاطفی تان ارتباط جنسی را تجربه کرده اید یا خیر به خودتان مربوط است زیرا حوزه ای بسیار شخصی و فردی است اما میتوانید با فکر کردن به اینکه این رابطه برای خودتان نیز لذت بخش بوده یا خودتان با آگاهی کامل آن را پذیرفته اید، از گیر کردن در نقش قربانی جلوگیری کنید.
اگر هم رابطه لذت بخش نبوده و شما به زور یا بدون خواست فردی مجبور به داشتن آن شده اید که باید به دنبال علل زیربنایی آن بود.
باید از خودتان بپرسید که چه میشود که به چنین روابطی تن میدهید؟ شاید تله ایثار یا اطاعت زیربنای همچین رفتارهایی باشد.
به هرحال پذیرفتن بالغانه سهم خودتان در شکست رابطه میتواند به حس قربانی بودن پایان دهد. و شناخت بیشتر درونیات خودتان و کسب آگاهی بیشتر در این زمینه میتواند به انتخاب ها و روابط درست تری در آینده منتهی شود.
از اعتمادتان به مجموعه ما سپاسگذارم
سارا میرزامحمدی