پاسخ متنی و صوتی
توسط درمانگران، مشاوران و روانشناسان
دریافت در کمتر از ۲۴ ساعت
به صورت محرمانه و کاملا خصوصی
درود بر شما
نامه تان را خواندم. قابل درک است که شرایط روحی خوبی ندارید.
ما هر کدام میزان ظرفیتی برای پذیرش استرس در زندگی داریم. گاهی وارد آوردن فشارهای مضاعف خارج از ظرفیت فیزیولوژیک، آستانه تحمل ما را برای پذیرش این حجم از استرس پایین می آورد. وقتی این تعادل بین تجربه ی رویدادهای پرفشار و آستانه پذیرشِ استرس بهم بخورد ما دچار تنش زیادی می شویم. گاهی هم یک رویداد ناکام کننده می تواند زمینه ساز آشکار شدن افسردگی یا سایر مسائل مرتبط با روان هستند.
افسردگی با تمام نامطلوبیت هایش؛ در ذات خود یک منفعت هم برای ما دارد و آن اینست که به ما نشان می دهد سبک زندگی ای که در پیش داریم نیاز به بازنگری و بازتعریف و در صورت لزوم تغییر دارد. هر فردی ممکن است در مقطعی از زندگی دچار احساس پوچی یا خلأ شود. این خلا ممکن است از "ترک تدریجی خود" ناشی شود. بدین معنا که گاهی گوش ندادن به خواسته ها و امیال مان سبب احساسات نامطلوب در ما می گردد.
گاهی اوقات نیز تمرکز بر آنچه که در زندگی نیست موجب می شود که ما در کل احساس خوبی نداشته باشیم.
پرسشی که از شما دارم اینست که آیا تا قبل از این یک سال چنین مشکلاتی را تجربه نکرده بودید؟ یعنی در این یک سال اخیر با توجه به اینکه رابطه ناموفقی داشته اید برخی رفتارها و حس ها را دارید یا قبلاً هم با چنین مسائلی مواجه شده بودید؟ اگر پاسخ شما مثبت است ممکن است یک پیشامد سبب بروز این حالات در شما شده باشد. در این مواقع توجه به عامل ایجاد کننده اضطراب می تواند به شما کمک کند که مسئله را ردیابی کرده و فشار را از روی خود بردارید. این حجم از حالاتی که دارید یک دفعه ایجاد نمی شود بلکه ظاهر شدنش تحت تأثیر یک واکنش آشکارساز است. مثل رابطه ناموفق عاطفی که داشته اید (که به نظر می رسد خودِ رابطه برایتان اضطراب آور بوده نه تمام شدنش) یا اضطرابی که از مهاجرت کردن دارید.
بهترست با توجه به اینکه نوشته اید افکار خودکشی نیز دارید و میزان افسردگی تان هم باعث اختلال در عملکردتان شده، به روانپزشک مراجعه بفرمایید و تحت نظر پزشک دارو بگیرید ؛ همزمان رواندرمانی را نیز انجام دهید.
از اعتماد شما سپاسگزارم
علی اکبری-خانه توانگری طوبی