پاسخ متنی و صوتی
توسط درمانگران، مشاوران و روانشناسان
دریافت در کمتر از ۲۴ ساعت
به صورت محرمانه و کاملا خصوصی
همراه گرامی
نوشته شما کوتاه بود اما مضمون عمیق و بسیار مهمی در خود داشت. مشکلی که عنوان کردید بسیار اهمیت دارد اما شما با همین چند جمله کوتاه هم اثبات کردید که چقدر از هیجاناتتان دور هستید و چه لغات محدودی برای بیان مسئله تان دارید.
شناسایی دقیق هیجانها و احساساتی که تجربه میکنیم و ابراز احساسات با کلمات دقیق و مناسب، یک توانمندی بهظاهر ساده، اما بسیار ظریف و مهم است.
مارشال روزنبرگ در کتاب ارتباط بدون خشونت توضیح میدهد که از پیشنیازهای مهم برای برقراری ارتباط اثربخش این است که به خوبی بدانیم و بفهمیم که هر رویدادی، چه احساسی را در ما برمیانگیزد.
روزنبرگ در این زمینه نقل میکند: «تعداد احساساتی که بسیاری از ما تجربه میکنیم، در حد نتهای موسیقی محدود است.»
شناسایی انواع هیجانات و عواطف با ریشهها و تبعات آنها، کار سادهای نیست. چرا که اگر چنین کاری ساده بود، نیاز به یادگیری مهارتی با نام هوش هیجانی تا این حد حس نمیشد.
اینکه شما انسانی آرام و به قول خودتان درونگرا هستید لزوما به این معنی نیست که هیجانات کمی دارید. این را خودتان به خوبی احساس میکنید که هیجانات درون شما قلیان میکنند اما شما راهی برای بروز آنها پیدا نمیکنید.
این آرامش و درونگرایی احتمالا نقابی بوده است برای بروز انچه در درونتان حس میکنید. شاید در سالهای کودکی و پس از آن این آرامش شما از طرف دیگران تاییدهای زیادی گرفته است که الان شاید حتی ترس دارید آن نقاب را کنار زده و با خود واقعی تان روبه رو شوید.
به هر حال تنها راه چاره رودررو شدن با هیجانات نهفته در درون شماست زیرا اگر همچنان به ارزش ندادن به آنها ادامه دهید ممکن است مشکلات روحی و جسمی در سالهای آینده گریبانگیرتان شود.
قبل از اینکه بتوانید هیجانات خود را ابراز کنید باید آنها شناخته با انها ارتباط بگیرید. احساسات بزرگترین موهبت های ما در زندگی هستند پس بهشون ارزش بدهید به جای اینکه از ابرازشون بترسید یا حتی فکر کنید اینکار باعث میشه آدم ضعیفی به نظر بیایید. اتفاقا رو به رویی با احساسات تجربه ای بسیار شجاعانه و با شکوه هست.
سه روش برای ابراز احساسات و هیجانات در ارتباط وجود دارد:
۱- دورن ریزی و نگفتن احساسات منفی و مثبت
در این روش فرد دچار مشکلاتی مانند اضطراب و افسردگی می شود البته در درون ریزهایاحساسات منفی مانند ناراحت شدن از دست کسی اگر این احساسات درون ریزی شود باعث افسردگی، اضطراب و وسواس فکری نسبت به مسأله شده و به هیچ وجه پیشنهاد نمی شود.
۲- ابراز پرخاشگرانه و در نظر نگرفتن موقعیت و زمان مناسب و لحن مناسب
در این روش فرد بدون در نظر گرفتن جایگاه و ارزش خود و دیگران و بدون در نظر گرفتن موقعیت زمانی و مکانی و ظرفیت ها و بدون مقدمه احساسات ناخوشایند و یا خوشایند خود را به طرف مقابل ابراز می کند که باعث می شود که دیگران به قول معروف آن حسابی که قبلا روی ایشان باز کرده بودند تغییر کند و به قول معروف از چشم بیافتد مثلا کسی که با پرخاشگری در برابر نگاه دیگران شخصیت فردی را زیر سوال ببرد و یا ابراز علاقه غیر عادی که باعث خجالت طرف مقابل شود این روش باعث می شود که ارتباطات دیگران با فرد کمتر شده و احتیاط بیشتری در روابط به وجود می شود و تا مرز تنهایی هم جلو می رود. این روش همه به هیچ وجه توصیه نمی شود.
۳- در این روش فرد با لحن مناسب ، در فضای مناسب و با احترام به شخصیت طرف مقابل بدون متهم کردن طرف مقابل احساس خودش را بدون اضطراب و نگرانی و با قاطعیت مطرح می کند مثلا می گوید من از حرف شما ناراحت شدم به نظر شما ناراحتی من در این موقعیت منطقی بود یا اگه خودت به جای من بگذاری چه احساسی خواهید داشت. یا در بعضی از مواقع با بیان طنز آلود و شوخ طبعی بسیاری از احساسات را می توانید منتقل کنید و صد در صد هم طرف مقابل متوجه خواهد شد و در بعضی مواقع بدون شتاب زدگی و با خود کنترلی و خویشتن داری و بدون پیش داوری درخواست توضیحات بیشتری نسبت به رفتار طرف مقابل خواهید داشت این سبک بسیار خوب و مفید است و بدون خلل به روابط و شخصیت خود فرد ابراز کننده مشکلات را مرتفع می کند.
برای شما چند منبع خوب برای ارتباط با هیجانات درونی تان معرفی کردم. خواندن انها قطعا کمک بزرگی در این زمینه به شپا خواهد کرد.
از اعتمادتان به مجموعه ما سپاسگذارم
سارا میرزامحمدی