سلام
پدر من به مادرم خیانت میکرد. تا همین الان هم میکنه و من در چنین جوی بزرگ شدم.
حالا هم که ازدواج کردم، نسبت به همسرم بدبینم و فکر میکنم روزی بهم خیانت میکنه. افکار بدی دارم که روی رفتارم و صحبت هام تاثیر میذاره. فکرمیکنم بهم خیانت میکنه یا میمیره و من تنها میشم. یا میره خارج از کشور.
من خیلی دوستش دارم و میدونم اگر ازش جداشم حالا حالاها به کسی اعتماد نمیکنم. ولی تو افکار و تخیلاتم که فکر میکنم جدا شدم و با فرد دیگری (کسی توزندگیم نیست این فردکاملا تخیلیه)ازدواج کردم و رابطه دارم و خوشحال و خوشبختم. نمیدونم چجوری از این افکار راحت بشم که روی روابطم با همسرم تاثیر منفی نذاره. چجوری قشنگ تر با همسرم حرف بزنم؟ همسرم لمسی و سمعیه. روی حرفام حساسه.
مهمترین سوال : چجوری از دست افکار خیانت و تنهایی خلاص شم؟ لطفا پیشنهاد روانشناس ندین
کتاب و دوره معرفی کنین بهم
باتشکر