سوال خود را هم اکنون بپرسید

پاسخ متنی و صوتی

توسط درمانگران، مشاوران و روانشناسان

دریافت در کمتر از ۲۴ ساعت

به صورت محرمانه و کاملا خصوصی

پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

ازدواج با مردی ک به شدت ساده است و تحت تاثیر حرفهای پدرش قرار میگیره

پرسش

تاریخ ثبت : 05 خرداد 1398
649  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
سلام،من توی یه شهر خیلی کوچیک زندگی میکنم و حدود 4 ساله که با خانواده ام برنامه مهاجرت به تهران رو ریختیم در حدی که مادرم زودتر از موعد خودش رو بازنشست کرد و پدرم اقدام کرد برای انتقالی و تهران خونه خریدیم. اسفندماه آقایی اومد خواستگاری و ما گفتیم میخواهیم مهاجرت کنیم که گفت من هم میام تهران. لیسانس مهندسی مکانیک داره، شغلش مکانیک و 27 ساله با 10سال سابقه کار و اینجا شاگردهم داره، درضمن دوسال پیش حدود 150میلیون پس انداز خانوادش داشتن و طبقه بالای خونه پدریش رو ساخت برای ازدواجش ولی پول کم اوردن و وام گرفتن و قسط های وام هاشو خودش داره میده.
حدود 4 بار رفت تهران دنبال کار ولی نتونست کار پیدا کنه و برگشت، قبول کردم که 2 سال باهاش اینجا زندگی کنم تا بدهی هاش رو بده بعد بریم، بعد اومد گفت من بیام تهران همش ضرر میکنم و اینجا استادم اونجا باید شاگردی کنم و هزینه ها بالاست، قبول کردم تا همیشه تو این شهر باهاش زندگی کنم به شرطی که در خونه ای که طبقه بالای خانواده اش ساخته ساکن نشویم...باز کلی آسمون ریسمون بافت که من بدهی دارم و خونه گرونه نمیتونم بگیرم و بیا یکی دوسال اینجا زندگی کن بعد که دست و بالمون باز شد میریم. طبق معمول قبول کردم. ما رسم داریم ک 5 تکه از وسایل سنگین جهیزیه رو داماد بگیره... تو جلسه دومی که خانواده ها هم رو دیدن، پدرش اون 5 تیه رو کرد 2 تکه به اسم اینکه ما خونه ساختیم، نداریم... بعد هم گفتند در هزینه های جشنها شما هم کمک کنید ولی کادوهایی ک جمع میشه برای داماد باشه که قسط هاش رو بده و هزار جور حرف دیگه که از وظایفشون سر باز زدند... اون شب من تا صبح گریه کردم بخاطر اشتباهم و اون همه کوتاه اومدنم ک باعث شد تحقیر بشم، زنگ زدیم بهشون و جواب منفی دادیم و گفتیم میخواهیم بریم تهران، حدود یک هفته همه چیز لغو بود تا اینکه دوباره اومدن گفتند هرجا خواستین خونه میگیریم و خونه پدری رو اجاره میدیم. قبول کنید، باز من قبول کردم و جلو رفتیم تا اینکه دوباره اون آقا به من گفت بابام قبول نمیکنه خونه رو بده اجاره به غریبه و گفته خودتون بیایید ساکن بشین و من هم پول ندارم خونه بگیرم. آخرم گفت تو وقتی جواب منفی میدی من مجبورم به دروغ بهت بگم خونه میگیرم که برگردی. بعد هم گفت 10 میلیون این اواخر داشتم رفتم برای خونه کولر خریدم. ندارم ندارم هاش برای منه، پولهاش رو میره میریزه خونه باباش

مهمترین سوال :
و طبق معمول قبول کردم،مارسم داریم ک 5 تیکه از وسایل سنگین جهیزیه رو داماد بگیره..تو جلسه دومی ک خانواده ها همو دیدن،پدرش اون 5 تیکه رو کرد 2 تیکه ب اسم اینکه ما خونه ساختیم، نداریم.. بعدم گفتن تو هزینه های جشنا شماهم کمک کنین ولی کادوهایی ک جمع میشه بره جیب داماد ک قسطاشو بده و هزار جور حرف دیگه ک از وظایفشون سر باز زدن.. اون شب من تا صبح گریه کردم بخاطر اشتباهم و اون همه کوتاه اومدنم ک باعث شد تحقیر بشم، زنگ زدیم بهشون و جواب منفی دادیم و گفتیم میخوایم بریم تهران، حدود یک هفته همه چیز لغو بود تا اینکه دوباره اومدن گفتن هرجا خواستین خونه میگیریم و خونه پدری رو اجاره میدیم. قبول کنین، باز من قبول کردم و جلو رفتیم تا اینکه دوباره اون اقا بمن گفت بابام قبول نمیکنه خونه رو بده اجاره ب غریبه گفته خودتون بیاید بشینین و منم پول ندارم خونه بگیرم،اخرم گفت تو وقتی جواب منفی میدی من مجبورم ب دروغ بهت بگم خونه میگیرم ک برگردی.بعدم گفت10 میلیون این اواخر داشتم رفتم برا خونه کولر خریدم. ندارم ندارماش برای منه،پولاشو میره میریزه خونه باباش
سوالم اینه،جدا از اشتباهات خودم،با این وضع میشه ازدواج کرد؟

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

الهه دهقانیان
الهه دهقانیان
11 آذر 1398 ساعت 19:31

باسلام واحترام

در اینکه برای داشتن یک زندگی موفق وپایدار نیاز به گذشت های به جا وبه اندازه است شکی نیست اما در زمان انتخاب و تصمیم به ازدواج طرفین باید حداقل تکلیفشان با خودشان روشن باشد مثلا هدفشان از ازدواج چیست، قرار است کجا زندگی کنند،درامدشان چقدر است وبرای ازدواج چه برنامه هایی دارند.

در صورتیکه اگر فرد فقط بر اساس علاقه وبدون برنامه مشخص وعاری از شفافیت اقدام به ازدواج کند قطعا با مشکلات بسیاری مواجه میشود.

اما با توجه به مواردیکه شما مطرح فرمودید به نظر میرسد که نه شما ونه طرف مقابلتان دقیقا نمیدانید چه میخواهید وچه چیزی برای دوام رابطه تان نیاز است وهرکس بنابر منافع خود به مسئله نگاه میکند.اینجاست که از نحوه حل تعارض طرفین ،میتوان پیش بینی کرد که در زندگی قرار است مسائل چگونه حل شود.

زمانیکه راهکار شما دوری واجتناب از رابطه است وطرف مقابلتان دروغ را راهکار حل مشکل میداند قطعا نمیتوان نسبت به حل مشکلات خوش بین بود.

اینکه خواستگار شما بخواهد به هر ترتیبی شما را بدست آورد ،زنگ خطریست که نباید به سادگی از کنار آن گذشت،چرا که اکنون تصمیم گرفته اند برای بازگشت شما ،دروغ بگویند،وبه هیچ عنوان بعید نیست که برای مسائل مهمتر در زندگیتان نیز هرجا صلاح دیدند متوسل به دروغ شوند.

نکته دیگراز میزان اهمیتی که طرفین در دوران آشنایی به تعهدات یکدیگر میدهند ونسبت به آن متعهد می مانند میشود میزان تعهد آنها را در زندگی تخمین زد.

مورد بعدی اینست که دلیل اینکه تا این حد با همه چیز موافق میکنید چیست؟باید در رابطه شفاف خواسته های معقول بیان شود ،الویت ها باید در نظر گرفته شود.زمانیکه شما باهر مسئله موافقت میکنید انتظارتان از طرف مقابلتان چیست؟ زمانیکه برای خواسته تان ارزش قائل نمیشوید،چرا باید ایشان این موضوع را مد نظر قرار دهد.زمانیکه از خواسته ای خود میگذرید وبیش از اندازه طرفتان را حمایت میکنید،بعد از مدتی این جانفشانی ها تبدیل به خشم فروخفته ای میشود که زمانیکه سرباز کند طرف مقابلتان را با خاک یکسان میکنید،واین تنها به دلیل عدم بیان خواسته ها در زمان مناسب ،و از خودگذشتگی بی مورد است.

بنابراین پیشنهاد میشود دوران آشنایی را ،دورانی بدانید که قرار است با شفافیت وقاطعیت خواسته ها بیان شود،الویتها در نظر گرفته شود،نقاب ها از صورت کنار رود تاطرفین بتوانند در این مدت به شناخت درستی از یکدیگر برسند ودر نهایت تصمیم معقولی بگیرند.نقش بازی کردن ویا بیش از اندازه  خوب وموافق  بودن دردسر ساز است.

مورد دیگر نیز اینست که بررسی فرمایید اگر ایشان بیش از اندازه تحت تاثیر پدرشان قرار دارند ممکن است از احاظ روانی وابسته باشند .درصورتیکه برای ازدواج مستقل بودن( چه از لحاظ فکری وچه از جهات دیگر) از اصول اساسیست.


معرفی کتاب
زنان زیرک

معرفی درس
ازدواج مثبت
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

سوالات مشابه