سوال خود را هم اکنون بپرسید

پاسخ متنی و صوتی

توسط درمانگران، مشاوران و روانشناسان

دریافت در کمتر از ۲۴ ساعت

به صورت محرمانه و کاملا خصوصی

پرسش خود را هم اکنون از مشاوران ما بپرسید...
ارسال سوال

تصمیم گیری برای طلاق

پرسش

تاریخ ثبت : 10 اسفند 1397
724  بازدید
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست
شش سال پیش با پسری هم دانشگاهی که آرام و مودب و پرتلاش بود ازدواج کردم. متاسفانه، علاوه بر مشکلات مالی فروان، اختلافات فرهنگی زیادی هم داریم (شوهرم اهل شهرستان ارومیه و من تهرانی هستم). ولی زندگی مان نسبتا آرام بود. بعد از مدتی برای اجرای تحقیقاتم و ادامه تحصیل به تشویق او به خارج از ایران رفتیم. در آنجا ایشان رفتارش بسیار تغییر کرد و بد خلق و پرخاشگر و بهانه گیرشده بود. البته اطرافیان میگفتند که به دلیل فشار کار و زندگی در شرایط سخت غربت است، سعی میکردم مراعات کنم، ولی خواسته هایش کنترل گرانه بود و احساس یک زندانی را کنارش داشتم. تقریبا اکثر روزهای تعطیل باهم بحثمان میشد. تا اینکه یک روز به شدت من را کتک زد، طوری که تمام صورتم را خون گرفت، و پس از آن چندین بار عذرخواهی کرد. ولی در طول زمان، کتک زدن برایش راحت تر شد، در طول آن دوسال دیگر احترام چندانی برایم قائل نبود و هر روز ضعیف تر و بی اعتماد به نفس تر میشدم. یکی از عادات او که من را خیلی اذیت میکند این است که برای هر چیز کوچکی سرزنشم میکند و سرکوب میشوم. دائما به شکل سختگیرانه ای کنترلم میکند و اگر خلاف میلش کاری انجام دهم دعوا شروع میشود.

مهمترین سوال :
دیگر امیدی به ماندن در این رابطه ندارم. آیا جدایی آخرین راه است؟

پاسخ نوشتاری پاسخگر به سوال شما

سارا میرزامحمدی
سارا میرزامحمدی
15 اسفند 1398 ساعت 15:13

همراه عزیز

نوشته شما را خواندم.

به نظرم باید شرایط را از دو زاویه با هم بررسی کنیم. هم از طرف شما و هم همسرتان. 

شما باید بررسی عمیق تری در مورد رفتارهای خودتان  نسبت به همسرتان در این دوسال داشته باشید. چه میشود که ما گاهی در روابطی گیر میکنیم که نه تنها ارضا کننده ی نیاز های اولیه مان نیستند بلکه ارزش مان را نیز به عنوان یک انسان به تاراج میبرند؟؟

چرا در رابطه ای میمانیم که مدام سرزنش و سرکوب میشویم، کنترل میشویم، بی احترامی میبینیم و کتک میخوریم ؟ چرا همه اینها را میبینیم اما باز مراعات میکنیم؟

از خودتان سوال کنید که چه چیزی شما را به ادامه این ارتباط وادار میکند؟ ؟آیا ته وجودتان ترس رها شدن دارید؟ از تنها ماندن میترسید؟ یا از عمق وجود باور ندارید فرد ارزشمندی هستید؟

باورهایی در ناخودآگاه وجودمان هستند که مارا وادار میکنند به شکل خاصی به خودمان ، دنیا و دیگران نگاه کنیم. 

ارضا نشدن نیازهای اساسی مان در کودکی توسط والدین باعث شکل گیری تله های زندگیمان میشوند. آنها باورها و الگوهای شناختی عمیق ما هستند و در بزرگسالی متاسفانه به دنبال تکرار الگوهای شناختی اشتباهمان هستیم. 

برای فهم بیشتر تله های زندگی کتابی در ادامه معرفی میکنم که بسیار کارآمد است و کمک بزرگی به شما در زمینه آگاهی و تغییر خواهد کرد. 

در مورد همسرتان به نظر میرسد ایشان مهارت کنترل خشم شان را ندارند. «خشم» هیجانی است که اگر بدرستی مهار نشود، اثرات مخرب زیادی دارد. اگر خشم به درون فرد رخنه کند و درونی شود ممکن است فرد را به مشکلات متعدد جسمی همچون، استرس و تنش مفرط، ناراحتی‌های عصبی، بیماری‌های گوارشی، سردرد، ناراحتی‌های قلبی و... مبتلا کند و در صورت بروز بیرونی نیز، اثرات منفی دیگری دارد که با توجه به تحقیقات متعدد شواهد اندکی وجود دارد مبنی بر این‌که ابراز خشم می‌تواند روش خوبی برای کاستن انرژی منفی لحظه‌ای و کم‌توان کردن انرژی آن باشد، چه‌بسا در بروز بیرونی خشم، فرد فحاشی کند، اشیاء را پرت کند، برخورد فیزیکی داشته باشد و... که در این وضعیت، نه‌تنها خود بلکه اطرافیانش هم، از بروز خشم و کنترل نشدن این هیجان احساس ناراحتی و شرمساری می‌کنند.

حتی رفتارهای کنترل گرانه ایشان که میتواند هم در اثر یادگیری یا فشار دوران بزرگالی باشد یا همانندسازی از یکی از والدین ایشان، اگر به آن آگاه شوند کاملا قابل کنترل و پیشکیری است. 

اگر میخواهید به زندگی مشترکتان ادامه دهید هردو باید به فکر تغییر کردن باشید. 


از اعتمادتان به مجموعه ما سپاسگذارم

سارا میرزامحمدی


معرفی کتاب
زندگی خود را دوباره بیافرینید نوشته جفری یانگ ترجمه حسن حمیدپور انتشارات ارجمند

معرفی درس
رهایی از بی ارزشی
بسته کامل مجموعه شخصیت سالمتر من (4 جلسه)
معرفی کتاب :
+
معرفی فیلم/مقاله :
+
معرفی دروس غیر حضوری :
+
اکشن پلن :
+
ثبت و ویرایش پاسخ
لغو درخواست

سوالات مشابه